1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

زندگی نامه و اشعار "پل ورلن"

شروع موضوع توسط *selena* ‏14/7/15 در انجمن معرفی شخصیتها، زندگینامه و کتاب

  1. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/6/15
    ارسال ها:
    159
    تشکر شده:
    1,980
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    زندگی نامه و اشعار "پل ورلن"

    در 30 مارس، شاعر فرانسوی و از چهره های مکتب سمبولیسم، پل ورلن به دنیا می آید و زندگی پر از هيجان و اضطراب و نوميدي را از سر می گذراند. در هفت سالگي به پاريس می رود و بقيه عمر را به جز مدت كوتاهي در همين شهر می ماند؛ از همین رو «شاعر شهر» و مدت ها به عنوان «ملک الشعرای پاریس» لقب گرفته بود. نخستين اثر شاعرانه او «اشعار زحلي» بود كه در 22 سالگي انتشار يافت و شهرتي فراوان به دست آورد. سه سال بعد «جشن هاي هوس آميز» و سال بعد از آن «آواز دلپذير» – مهمترین اثرش- را منتشر كرد. اشعار ورلن نیز چنان زندگی اش سرشار از اضطراب و نومیدی است. او با آرتور رمبو شاعر فرانسوی رابطه ی دوستانه ی عمیق و عجیبی داشت به نحوی که همسر و کودک تازه به دنیا آمده‌اش را ترک کرد تا با آرتور به انگلستان و بلژیک برود. رابطهٔ آرتور و پل رابطه‌ای توام با عشق و نفرت بود به نحوی که در پایان سفر که آرتور می خواست از او جدا گردد، ورلن با طپانچه دو گلوله به سمت رمبو شلیک، او را مجروح می‌کند و دو سال به زندان می‌افتد.
    پس از مرگ رمبو، ورلن نقش به سزایی در معرفی و انتشار آثارش ایفا کرد. ورلن اگر زنده بود، امروز 170 سالگی اش را با رمبو 160 ساله جشن می گرفت!
    پل ورلن یک نسل بعد از بودلر به دنیا آمد و در زمان اوج شهرتش در اشعار بودلر تأثیر پذیرفت . می توان گفت خلق و خو و ویژگی روانی اش به وی بی شباهت نبود . در نظم زندگی ورلن نوسان دائمی میان دردناک ترین درماندگی و درخشانترین خوشبختی ها به چشم می خورد . آن چه که ورلن از بودلر تأثیر پذیرفت بیشتر القای حس بود و نه توصیفات وی . به همین دلیل در شیوه کار خود از نماد بیرونی که با احساس درونی او همخوانی دارد استمداد جست . از اشعار او می توان به شعر قو ، شعر سارتونی ، سرود خوش ، ترانه های بی کلام اشاره نمود . بهترین اشعار او ترانه های پاییز ، خورشید های شامگاهی ، آسمان ، بالای بام است که از شیوه ی سمبولیسم انسانی استفاده می کند و از بودلر پیشی می گیرد . تفاوت وی با بودلر آن است ورلن از سمبولیسم فرارونده در اشعارش کمتر بهره می گیرد . شاید بتوان گفت ورلن قدرت تخیل و توانایی بودلر را در خلق جهان آرمانی ندارد . تلاش وی در این باره نیز راه به جایی نبرده است و باعث سطحی گویی وی می شود . تفاوت دیگر بودلر و ورلن آن است که گرچه ورلن شیوه تکرار و چرخیدن به گرد احساسی را که می خواهد بیان کند ، به کار می گیرد اما در این باره نیز شعرش غنا و پختگی و گستره ی بودلر را ندارد . گرچه شعرش از نظر موسیقایی خوب است اما دل انگیزی هماهنگ اشعار بودلر را ندارد . ژان مورئاس معتقد است ورلن در شکستن قیدهای ستوه آور سخن سرایی سرآمد است . اگر چه آن قدر قدرت نیافت که شکل های سنتی شعر را یکسره زیر پا نهد .


    1.
    در عصرگاهی آمیخته از صورتی و خاکستری،
    می‌درخشد پیانویی،
    بوسه می‌زند
    بر دستی ظریف،
    و آوایی بسیار سبک چونان پر،
    بسیار قدیمی، آرام و دلفریب،
    می‌گردد و می‌چرخد
    هراسان و رازآلود،
    در اتاقی که مدتها
    عطرآگین ِ بوی « او» بود.


    این چیست؟
    مگر گاهواره‌ای ناگاه،
    که می‌پرورد به نوازش،
    آهسته آهسته
    هستی تهی دست مرا؟
    چه می‌خواستی از من،
    ترانهء دلفریب ِ بازیگوش؟
    چه می‌خواستی،
    مقطع ترجیع بند مردد!
    که همین زودی ها
    کنار پنجره‌ای نیم‌گشوده بر باغچه‌ای کوچک،
    جان می‌سپارد.

    [​IMG] ​

    2.
    دوستِ من، دیگر وقتِ گیتارها، پَرها،
    طلب‌کارها، دوئل‌های خنده‌دار بخاطر هیچ، کاباره‌ها،
    پیپ‌ها و کلاه‌ها، دیگر وقتِ این شادمانی تکراری
    که با آن خوش بودیم، بسر آمده است.

    نگاه کن، ای دوستِ نازک دل که کوچک‌ترین خطا
    به خشمت می‌آورد، دوستِ لطیف که ظرف‌ها را می‌شکنی،
    هوراشیو، وحشت و شوکتِ می گساران،
    گوینده‌ی دشنام‌هایی که صد کتاب پر می کنند،

    نگاه کن، از هِلسینگورِ مه اندود، چیزی
    می‌آید که دلرباییش، به شرافتم، کمتر است
    از اوفلیا، این کودکِ محبوب که در شگفت است.

    یک شبح است، شبحِ فرمانروا! دستش بسوی مقصدی
    نشانه می‌رود، چشمش می‌درخشد و صدای پایش می پیچد،
    آه! هیچ راهی نیست تا واگذارمش به فردا.


    منبع : سایت خانه شاعران جوان و ..
     
    آخرین ویرایش: ‏20/8/15
    *Mitra*، M @ H @ K، سایه و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.