1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

【ツ】 کیا ازین کارا کردند ؟!

شروع موضوع توسط Farzane ‏11/8/23 در انجمن سـرگـرمـی

  1. ƙīɲɗ-ĥęāŕț مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏15/6/15
    ارسال ها:
    6,536
    تشکر شده:
    39,245
    امتیاز دستاورد:
    220
    :D
    چرا بابا دانشگاه ، یهو استاد نگات میکرد و میگفت خانوم فلانی این چی میشه ؟
    کلا چهره ای و کسی راست دیدش بود ، صداش میزد ... اینقدر تباه:ای وای من:
     
    مَـأوا، SiavashBaran و رهگذر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏19/10/20
    ارسال ها:
    2,877
    تشکر شده:
    11,281
    امتیاز دستاورد:
    196
    جنسیت:
    مرد
    خوبه دیگه پایه قوی میشد!! :)
     
    مَـأوا و Farzane از این پست تشکر کرده اند.
  3. ƙīɲɗ-ĥęāŕț مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏15/6/15
    ارسال ها:
    6,536
    تشکر شده:
    39,245
    امتیاز دستاورد:
    220
    بابت این موضوع زخم معده گرفتم جناب سیاوش :D
     
    مَـأوا از این پست تشکر کرده است.
  4. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏29/12/15
    ارسال ها:
    389
    تشکر شده:
    4,913
    امتیاز دستاورد:
    113
    یاد روزایی میفتم که این همه من درس میخوندم این همه حرص نمره میخوردم چه دانشگاه چه مدرسه ،ولی بخاطر بچه ام فعلا بی خیال شدم از کارو درس کنار گرفتم
    هر چند هراز گاهی بچه ام خواب باشه چند برگه کتاب می‌خونم
    بعدشم بزرگ میشه انگار نه انگار من زحمتی براش کشیدم
     
    Farzane از این پست تشکر کرده است.
  5. ƙīɲɗ-ĥęāŕț مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏15/6/15
    ارسال ها:
    6,536
    تشکر شده:
    39,245
    امتیاز دستاورد:
    220
    بنظرم تو موقعیت های مختلف زندگی ، اولویت های آدم عوض میشه. چه خوبه که بهترین اولویت رو انتخاب میکنیم. اولویتی که بهمون حس و حال خوبی میده و ازش لذت میبریم ♡
     
    *aseman* از این پست تشکر کرده است.
  6. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏29/12/15
    ارسال ها:
    389
    تشکر شده:
    4,913
    امتیاز دستاورد:
    113
    اره من الان حالم با بچه ام خوبه

    این تاپیک منو یاد اول ابتدایی انداخت تا الان

    تراشمو میشکستم تیغشو وصل میکردم به یه خودکار

    پاکنایی که یه سمتش خودکار پاکن بود هیچ وقتم خودکار پاک نمیکردن

    آب انار روی مقنعه سفید و ...
     
    Farzane از این پست تشکر کرده است.
  7. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏22/1/15
    ارسال ها:
    437
    تشکر شده:
    4,234
    امتیاز دستاورد:
    121
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    تاسیسات
    یه معلم هندسه داشتیم.خدا رحمتش کنه

    دو تا تکه کلام داشت که همش تکرارش میکرد

    من حیث المجموع ......از دوباره

    منم هیچ وقت از این غلطا نمیکردم ولی از طرفی هم ناراحت بودم که چرا همه معلما مورد عنایت قرار میگرفتن جز این.

    خلاصه.یه روز ما با خطی درشت این دو کلمه را روی تابلو سیاه نوشتیم.از طرفی هم بچه ها حواسشون نبود و توی سر و کله هم میزدن.

    آقای هندسه اومد .نگاهش به تخته سیاه افتاد.چند لحظه بچه ها رو نگاه کرد.بچه ها متعجب از نگاه معلم.

    یهو دوزاری بچه ها افتاد.کلاس از خنده ی بچه ها رفت رو هوا.شاید ده دقیقه میخندیدن.

    چی کار دارین.دو جلسه معلم یک کلام هم حرف نزد.فقط گفت هر کی بوده بره بیرون و تابستون بیاد واسه تک ماده کردن درس.

    منم دیدم داره ظلم بزرگی به بچه ها میشه و گردن گرفتم.
    وقتی داشتم میرفتم بیرون دنبالم اومد بیرون و بهم گفت تا حالا کسی این طوری تحقیرم نکرده بود و خیلی عوضی هسی.
    منم با یه لبخند ملیحی اقای هندسه رو ترک کردم.
    این بود انشای من
     
    M @ H @ K، Farzane و *aseman* از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. ƙīɲɗ-ĥęāŕț مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏15/6/15
    ارسال ها:
    6,536
    تشکر شده:
    39,245
    امتیاز دستاورد:
    220
    [​IMG]
    اول مهر:
    - بچه‌ها بیاید قول بدیم هفته اول کسی سر کلاس نره !
     
    M @ H @ K و jESi از این پست تشکر کرده اند.