عصر ایران : مجله «فیلم امروز» اعلام کرد که کیومرث پوراحمد خود را حلقآویز کرده است. مجله «فیلم امروز» به سردبیری هوشنگ گلمکانی خبر داد که کیومرث پوراحمد خودکشی کرده است. در متن خبر «فیلمامروز» آمده است: «کیومرث پوراحمد خودکشی کرد همین قدر سهمگین و باورنکردنی وحشتناک و تکاندهنده از سر افسردگی و ناامیدی پوراحمد جدا از فعالیت هایی سینمایی، در مطبوعات نیز دستی بر قلم داشت و سالهای بسیاری، به امر نقدنویسی میپرداخت. این کارگردان مطرح سینما و تلویزیون ایران، به هنگام خودکشی ۷۴ سال سن داشت. فیلمهای «شب یلدا»، «خواهران غریب»، «به خاطر هانیه» و سریالهای «قصههای مجید» و «سرنخ» از آثار او بودند. کیومرث پوراحمد با خودکشی به زندگی خود پایان داد. این کارگردان، نویسنده و تهیهکننده ایرانی صبح امروز در شهرک ساحلی انزلی با نوشتن یک نامه هشت صفحهای، با حلق آویز کردن خود، خودکشی کرد! مجله فیلم امروز به سردبیری هوشنگ گلمکانی خبر داد که کیومرث پوراحمد از سر افسردگی و ناامیدی بیآیندگی و بیهودگی خودکشی کرده و به زندگی خود پایان داده است؛ همین قدر سهمگین و باورنکردنی، وحشتناک و تکاندهنده.
خبر خودکشی زیاد میشنوم این روزا...درواقع خیلی وقته مردن فقط داشتن نفس میکشیدن،یک جوری همه چیز خاکستری و سنگین و بی روح شده که خیلی ها پشت نقب های لبخند دار و آروم لحظه به لحظه دارن به این قضیه فکر میکنن که ای کاش خودم تمومش میکردم و بعضاً عملیش میکنن ما آدما خودمونم داریم به این دل مردگی همدیگه دامن میزنیم حال واقعیِ هیچکس خوب نیست متاسفم خیلی زیاد...این درد انگار آروم شدنی نیست دیگه، این جنگِ کُشنده درون،این افسردگیِ چسبِ لعنتی
امیدوارم خدا خودش رحم کنه بهش و کسی دچار افسردگی نشه این دنیای فانی واقعا چه ارزشی داره که بخواهی خودکشی کنی دردهاشم فانی ان آنچه باقیه قیامت و ابدیت هست همه نوبتی از دنیا میرن نیازی به اینکارا نیست اگر قرار به خودکشی بود دور از جون خودم سزاوارتر بودم باز ایشون ۴ تافیلم داشته یک زندگی عادی داشته پیر هم شده والله زندگی من مکافات بود ولی امید معجزه میکنه نه که همین الان سختی هام تموم شده باشه اتفاقا مرحله به مرحله بزرگتر میشه ولی هر غولی باشه با امید از پسش بر می آییم خدا که ما رو برای دو زار سه شایی دنیا نیافریده که باهرچیزی نابود کنیم خودمون رو به هرحال خدایا بهش رحم کن او نفهمیده چی به سرش میاد ازش بگذر
روایت از حضوری کوتاه در خانه کیومرث پوراحمد، فریادهای همسرش و دردی که بر جان همه هنرمندان نشسته است. «خانهام سوخت، این بدبختی نیست، خود مرگه. کیو، چرا من را کشتی؟» این صدای فریاد همراه با گریه و زاری همسر کیومرث پور احمد است. به خانهاش رفتم، انتهای کوچهای دنج درست در خیابان ولیعصر، کمی بالاتر از پارک ساعی، نیازی به دانستن پلاک نبود، همین که وارد کوچه شدم، هنرمندان غمگین را دیدم که جلوی در خانهاش ایستاده بودند. مرضیه برومند که این روزها مدیرعامل خانه سینما است هم آمده و آنجا ایستاده بود، اما اینبار هیچ خندهای رو لبانش و هیچ نشاطی در چشمانش نبود. از پلهها بالا رفتم، صدایی به جز گریههای جانسوز و فریادهای همسرش نبود دائم داد میزد، «چرا من را کشتی؟ خانهام سوخت، این بدبختی نیست، خود مرگه. کیو، چرا من را کشتی؟» این صدای فریاد همراه با گریه و زاری، «مهرانه ربی»، همسر کیومرث پوراحمد است که کیومرث را کیو صدا میکند. خبری از دخترش «مریم» نبود، در فرانسه است و حالا غم دوری از خانواده و از دست دادن پدر، بیش از هر زمانی او را میآزارد. دوستان او مثل علی قائم مقامی دائم در جنب و جوش بودند و رسیدگی به کارهای متفرقه مثل، هماهنگی برای رفتن به انزلی را برعهده داشتند، شاید عصر، شاید شب، قرار بود بروند و جسم بیجان خاطره سینمای ایران را آماده خاکسپاری کنند، شاید در اصفهان، شاید در تهران، زیرِلبِ اطرافیان نام خاکسپاری و اصفهان به گوش میخورد. همسرش دقایقی آرام میشد و دوباره فریاد میزد: «من این شعلههای آتش را میبینم». هوشنگ گلمکانی، عباس یاری، حبیب احمدزاده با مهرانه همدردی میکردند، اندکی آرام میشد و دوباره نالههایش دیوار خانه جمع و جورش را میلرزاند. هرکسی که میگفت مرگش خودخواسته است، اطرافیان میگفتند، نه، اما علی قائم مقامی، با قطعیت این احتمال را تکذیب میکرد و یک توضیح بیشتر نداشت: «من پریشب با کیومرث صحبت کردم، دنبال کارهای فنی صدای «پرونده باز» (آخرین اثر سینمایی پوراحمد) بود و داشت کارهای آن را پیگیری میکرد.» دوباره همسرش فریاد میزد «چه کار باید میکردم که حالت خوب باشد؟ چه کار باید میکردم که نکردم؟ چرا اینطوری مرا رها کردی؟ میدانستی من کسی را به جز تو ندارم کیو.». کسی این مرگ خود خواسته را باور نمیکرد، همه میگفتند؛ حالش خیلی خوب بود، اما دیگر باید این واقعه مورد پذیرش قرار میگرفت، چون دادستانی گیلان، خودکشی را عامل فوت پوراحمد اعلام کرد. همسرش میگفت: «کرونا گرفت برایش کپسول اکسیژن تهیهکردم، عصبانی میشد که من چیزیم نیست، چرا آنقدر نگرانی، چقدر میخواهی نگران من و مریم باشی به خودت فکر کن.» این هنرمند حتی مرگش هم روایت یک قصه بود، یک قصه درام از کارگردان موفقی که خاطرات کودکیمان را رقم زد و رفت تا مرگش هم جوری باشد که از ذهنها پاک نشود و در نهایت هم کنار جسدش یک دستنوشته خودکشی پیدا شد. ازخانه خارج میشوم. فضای غمبار آنجا اشک همه را درآورده، کفشهای زیادی جلوی در است؛ اما کفشهای صاحبخانه، نه! شاید پوراحمد همان حوالی پرسه میزد و دائم از خودش میپرسید: «کفشهایم کو؟»*شاید در بین انبوه جمعیتی که به سوگ نشستهاند کفشهایش را میجوید؟ از پلهها پایین میآیم جلوی در همچنان چندین هنرمند ایستادهاند، محمدمهدی عسگرپور را میبینم نیازی نیست گریه کند، عزا در چشمانش است. قصه طبقه اول این خانه هم به پایان رسید؛ اما هنر پوراحمد هیچوقت تمام نمیشود مهسا بهادری
امام باقر (علیهالسلام) فرمودند: مؤمن ممکن است به هر بلایی مبتلا شود و به هر نوع مرگ بمیرد؛ اما خودکشی نمیکند. در صحیفه ابیولاد از امام صادق (علیهالسلام) نقل شده است: «مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ مُتَعَمداً فَهُوَ فی نارِ جَهَنَّم خالِداً فیها»؛ «کسی که به طور عمدی دست به خودکشی بزند، او همیشه در آتش جهنم خواهد بود». پ.ن: الله شوخی نداره
در هر صورت من به رحمت خدا امید دارم عذاب ایشون فکر نمیکنم ابدی باشه و تموم میشه هر چند سخت و طولانی خیلی روایات هست که با اعمالی که تو این دنیا میشه به نیت اموات انجام داد تخفیف عذاب یا حتی بخشش شامل حالشون بشه بهشت و جهنم موجوده ولی خودمون هیزم آتش یا باغ و نهر میفرستیم خداوند ذره ای ستم نمیکنه به بندگانش
بله انسان باید درک کنه هیچ لذتی در غیر خدا بودن نیست هر چقدر توحید ضعیف باشه همونقدر آسیب به خود و اطرافیان بیشتر میشه اما محاسبات خدا باما فرق داره
جل الخالق ، اینم پارتی بازیه مگه ببخشید چطوری میشه ما کاری در این دنیا بکنیم که باعث بخشیده شدن کناهان مردگان در آن دنیا شود برگ عیشی به گور خویش فرست کس نیارد ز پس تو پیش فرست
به نیابت از اون میت مثلا به فقرا کمک کنیم یا ذکر و قران و نماز بخوانیم اون شعر منظورش چیزی نیست که نوشتید منظورش اینه خودتون بارتون رو ببندید کسی به دادتون نمیرسه البته قبل از این شعر آیه قرآن داریم در این مورد ولی خب انسان غافله مثل الانِ ما گرفتار زندگی میشه و فراموش میکنه اونور چه خبره اما حالا که از دنیا رفته میشه براش خیرات فرستاد