بچه ها چه کیفی می کنند آخر هفته مدرسه تعطیله ، حالا ما بچه بودیم نه تنها تعطیل نبود ، تازه بعد ساعت مدرسه کلاس جبرانی می زاشتند ، البته برام جای سوال بود این دو ساعت جبرانی ، واقعا جبران ۹ ماه سر کلاس اومدنت می کرد ، البته به معلم ریاضی گفتم آقا نمیشه سال تحصیلی بکنیم ۹ ماه و دو ساعت ولی ظهرا به موقع بریم خونه ، آخه گوشنمونه هیچی حالیمون نمیشه ...
به کسی فکر نمیکنم ولی خطاب به اونیکه داره به رفتارم فکر میکنه: [ این منم! رفتارم هنوز مث قبله و نادیده نمیگیرمت ولی.. ولی با این تفاوت که از چشمم افتادی و دیگه برام مهم نیستی، نه خودت، نه حرفات و نه کارهاییکه انجام میدی...] (:
به یکی از دوستان که به ازدواج از جمع ما رفت و کمتر حضورش دیده میشه امیدوارم خوشبخت و سعادمند باشه هر کجا که هستن
تو فوتبال هر تیمی که عملکرد ضعیف داره وقتی مربیشون عوض می کنند ، اصطلاحا شک به تیم وارد میشه و چند بازی اول عملکرد خوبی دارن و همش میبرن ، اتفاقا دوران دبیرستان یه بار دبیر ریاضی ما عوض شد ، امتحان ریاضی از ۲۰ نمره شدم ۲۱ ، شاگرد زرنگ کلاس که همیشه ۲۰ میشد نمرش شد ۴۰۰ ، معلم ورزش هفته بعد مرخصی نبود و برای اولین بار دیدیمش ، خلاصه کلی تغییرات خوب تو کلاس ایجاد شد ...اها یادم رفت بگم دستگاه کپی مدرسه هم کار میکرد ...
بالاخره بعد از مدتها مطالعه ، ممارست ، تلاش در کشف قضیه ، استفاده از کمک داور ویدیویی تو پرانتز وی ای ار و پخش مستقیم مسابقات به این نتیجه رسیدم که چای های مادربزرگ اگر خوشمزست ، اگر اسانس خاص دارد ، از انتخاب نوع چای خاصی هست نه لزوما هنر خودش ، فی الواقع به سوپر مارکت رفتم و همان چای را با ۹ درصد افزایش با افزوده خریدم و دم کردم ، اگرچه خوب بود ولی بازهم مثل چای ها مادربزرگ نبود ، لذا به این نتیجه رسیدم درسته چای خوبی انتخاب میکنه ولی هنر مادربزرگ در دم کردن چای خاصه خودش هست و اینجاست که میگن احترام به بزرگترها لازم است ...
وقتی بازیکنی گل میزنه ، یجور گزارشگر میگه این بازیکن با بیست سال ۱۳۲ روز سن موفق به گل زنی میشه ، انگار اگه مادرش بیست سال پیش یه روز اینو دیرتر به دنیا می آورد ، بیست سال بعد تو تصمیم مربی برای انتخاب ترکیب بازیکن مقابل تیم حریف تاثیر گذار بود و باعث نیمکت نشینیش میشد ..
فکرشو نمیکردم گوش کردن به کتاب صوتی که قیمتش فقط پنج هزار تومن از نسخه چاپیش کمتر بود و چرا چاپیش نخریدم ، اینقدر تاثیر گذار باشه ، از شنبه تصمیم گرفتم از سه شنبه بجا ساعت هشت ، شش صبح بیدار شم و این کار هم کردم ، خیلی خوب و موثر بود ، فقط نمیدونم چرا این دو ساعت زودتر بیدار شدن باعث شده بود کل هفته کل تایم های بیداری هم خواب باشم یا چرت بزنم ، اصلا بیشتر میخوابیدم ، بی حوصله و کسل بودم و با اینکه مخاطب خاص نداشتم ولی ازش بدم اومده بود با اینکه نمیدونستم کی هست ، خلاصه بعد یک هفته گفتم بی خیال این ایده و مثل سابق بیدار شم ولی بد عادت شده بودم و با اینکه هشت بیدار میشدم بازم کل روز خواب بودم ، بهتر نشده بودم هیچ ، بدتر ... دیشب که دوباره کتاب بصورت خلاصه گوش دادم متوجه شدم که خط فکری کتاب خوب بود ولی نکات ریزی داشت که توجه نکرده بودم ، مثل تنظیم تایم خواب شب ، شاید دوباره دربارش فکر کنم چون نیاز به خواب بیشتری دارم ...