1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شرمنده ام

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏25/2/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    گاهی وقتها برای نوشتن آنچه در دل دارم بهانه
    بسیار دارم اما زبان از بیانش قاصر
    اما این بار شمع دلتنگی را میخواهم بسوازنم تا آتش فراقم را از دور ببینی
    شاید گذری بر این دیار بکنی . ببینی چسان می سوزم و میسوزم
    در دیار ما همه را به اسم و رسم می شناسند
    در دیار ما وقتی باران می بارد همه زیر بارانند
    در دیار ما وقتی دلی عاشق شد مهم نیست ببیند یا نه
    اما می داند که فاصله ها با جسم ظاهری نیست
    وقتی دلت در کنار عزیزت بود همیشه با اوئی


    برایت در کنار اشکهایم بهانه ای گذاشتم

    شاید تو را بیاید و در کنار دیدگانت جاری شود
    امیدوارم هر چه زودتر هم صحبت کلام شیرینت باشم
    شاید بگوئی چرا
    اما مگر می شود این همه خوبی و محبت را دید
    و دل نبست
    مگر می شود این همه صداقت باشد و دل نبست
    مگر نه اینکه انسان
    همیشه به دنبال خوبی است؟
    همیشه به من لطف کرده ای
    بی هیچ منتی
    همییشه خوبی کرده ای بی هیچ اتظاری
    نمیدانم بگویم ممنونم یا نه
    بگویم دستت در دستان خدا یا نه
    اما بگذار راحت تر بگویم آنچه در سینه دارم
    به تنهائی هایم قسم شرمنده ام
    فقط همین