1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شاعرانه ها * مشاعره با شاعران منتخب *

شروع موضوع توسط مرهم ‏21/1/21 در انجمن اشعار

  1. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏19/10/20
    ارسال ها:
    2,877
    تشکر شده:
    11,281
    امتیاز دستاورد:
    196
    جنسیت:
    مرد
    با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
    حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج

    ای موی پریشان تو دریای خروشان
    بگذار مرا غرق کند این شب مواج

    یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم
    یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج

    ای کشته سوزانده بر باد سپرده
    جز عشق نیاموختی از قصه حلاج

    یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
    صندوقچه‌ای را که رها گشته در امواج
    فاضل نظری

    نظیری نیشابوری
     
    f@rid69 و M @ H @ K از این پست تشکر کرده اند.
  2. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,092
    تشکر شده:
    84,757
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    اسرار گلستان به بصارت دریاب
    مرغان بخروشند عبارت دریاب

    ز آیینه گل کرشمه نرگس را
    دریافته سرو باغ اشارت دریاب

    از "رودکی" لطفا
     
    f@rid69 و SiavashBaran از این پست تشکر کرده اند.
  3. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏19/10/20
    ارسال ها:
    2,877
    تشکر شده:
    11,281
    امتیاز دستاورد:
    196
    جنسیت:
    مرد
    بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
    بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل
    این غم که مراست، کوه قاف است، نه غم
    آن دل که تو راست، سنگ خاراست، نه دل

    عبدالرحمن بن آدم رودکی

    خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی لطفا
     
    f@rid69 و M @ H @ K از این پست تشکر کرده اند.
  4. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,092
    تشکر شده:
    84,757
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت است
    چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است

    جانا به حاجتی که تو را هست با خدا
    کآخِر دمی بپرس که ما را چه حاجت است

    ای پادشاهِ حُسن خدا را بسوختیم
    آخِر سؤال کن که گدا را چه حاجت است

    اربابِ حاجتیم و زبان سؤال نیست
    در حضرت کریم، تمنا چه حاجت است

    محتاج قصه نیست گرت قصدِ خون ماست
    چون رخت از آن توست، به یغما چه حاجت است

    جامِ جهان نماست ضمیرِ منیرِ دوست
    اظهار احتیاج، خود آن جا چه حاجت است

    آن شد که بارِ منتِ مَلّاح بردمی
    گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است

    ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست
    احباب حاضرند، به اعدا چه حاجت است

    ای عاشقِ گدا چو لبِ روح بخش یار
    می‌داندت وظیفه، تقاضا چه حاجت است

    حافظ! تو ختم کن که هنر خود عیان شود
    با مدعی نزاع و مُحاکا چه حاجت است

    از" فروغی بسطامی" لطفا
     
    SiavashBaran و f@rid69 از این پست تشکر کرده اند.
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/5/20
    ارسال ها:
    3,263
    تشکر شده:
    15,258
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    در قمار عشق آخر، باختم دل و دین را
    وازدم در این بازی، عقل مصلحت بین را

    فصل نوبهار آمد، جام جم چه می‌جویی
    از می کهن پرکن، کاسهٔ سفالین را

    آن که در نظر بازی ، عیب کوه‌کن کردی
    کاش یک نظر دیدی، عشوه‌های شیرین را

    باد غیرت آتش زد، در سرای عطاران
    تا به چهره افشاندی، چین زلف مشکین را


    از مهدی سهیلی لطفا
     
    Nafas gr، SiavashBaran و M @ H @ K از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,092
    تشکر شده:
    84,757
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    خداوندا به دل های شکسته
    به تنهایان در غربت نشسته
    به مردانی که در سختی خموشند
    برای زندگانی، جان می فروشند
    همه کاشانه شان خالی زقوت است
    سخن هاشان نگاهی در سکوت است
    به طفلانی که نان آور ندارند
    سر حسرت به بالین می گذارند
    به آن درمانده زن کز غم جانکاه
    نهد فرزند خود را بر سر راه
    به آن جمعی که از سرما بخوابند
    ز آه جمع، گرمی می ستانند
    به آن چشمی که از غم گریه خیز است
    به بیماری که با جان در ستیز است
    به دامانی که از هر عیب پاک است
    به هر کس از گناهان شرمناک است
    دلم را از گناهان ایمنی بخش
    به نور معرفتها روشنی بخش

    از فریدون مشیری لطفا
     
    f@rid69، Nafas gr و SiavashBaran از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏19/10/20
    ارسال ها:
    2,877
    تشکر شده:
    11,281
    امتیاز دستاورد:
    196
    جنسیت:
    مرد
    عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم
    اکنون که پیدا کرده ام ، بنشین تماشایت کنم

    الماس اشک شوق را تاجی به گیسویت نهم
    گل های باغ شعر را زیب سراپایت کنم

    بنشین که با من هر نظر،با چشم دل ،با چشم سر
    هر لحظه خود را مست تر ، از روی زیبایت کنم

    فریدون مشیری

    از نظامی گنجوی لطفا
     
    Nafas gr و M @ H @ K از این پست تشکر کرده اند.
  8. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,092
    تشکر شده:
    84,757
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    می و معشوق و گلزار و جوانی
    ازین خوشتر نباشد زندگانی

    تماشای گل و گلزار کردن
    می لعل از کف دلدار خوردن

    حمایل دستها در گردن یار
    درخت نارون پیچیده بر نار

    به دستی دامن جانان گرفتن
    به دیگر دست نبض جان گرفتن


    از نادر نادر پور لطفا
     
    SiavashBaran و Nafas gr از این پست تشکر کرده اند.
  9. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏25/1/18
    ارسال ها:
    150
    تشکر شده:
    592
    امتیاز دستاورد:
    63
    جنسیت:
    زن
    افسوس ! ای که بار سفر بستی
    کی می‌توانم از تو خبر گیرم؟
    گفتی به من که باز نخواهی گشت
    اما چگونه دل ز تو برگیرم؟​

    دیگر مرا امید نشاطی نیست
    زین لحظه‌ها که از تو تهی ماندند
    زین لحظه‌ها که روح مرا کشتند
    وانگه مرا ز خویش برون راندند

    لطفا از مهدی سهیلی​
     
    SiavashBaran و M @ H @ K از این پست تشکر کرده اند.
  10. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,092
    تشکر شده:
    84,757
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    • ای یاد تو در ظلمت شب همسفر من
      وی نام تو روشنگر شام و سحر من
      جز نقش تو نقشی نبود در نظر من
      شبها منم و عشق تو و چشم تر من
      وین اشک دمادم که بود پرده در من
      در عطر چمن های جهان بوی تو دیدم
      در برگ درختان سر گیسوی تو دیدم
      هر منظره را منظری از روی تو دیدم

      مهدی سهیلی
    از پروین اعتصامی لطفا
     
    SiavashBaran از این پست تشکر کرده است.