1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شاعرانه ها * مشاعره با شاعران منتخب *

شروع موضوع توسط مرهم ‏21/1/21 در انجمن اشعار

  1. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,094
    تشکر شده:
    84,757
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    “من اینجا ریشه در خاکم
    من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
    من اینجا تا نفس باقیست می مانم
    من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم
    امید روشنائی گر چه در این تیره گیهانیست
    من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
    من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
    گل بر می افشانم
    من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید
    سرود فتح می خوانم
    و می دانم
    تو روزی باز خواهی گشت”

    لطفا از فروغ
     
    f@rid69 از این پست تشکر کرده است.
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/5/20
    ارسال ها:
    3,263
    تشکر شده:
    15,258
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    در شب کوچک من ، افسوس
    باد با برگ درختان میعادی دارد
    در شب کوچک من دلهرهء ویرانیست
    گوش کن وزش ظلمت را می شنوی
    من غریبانه به این خوشبختی می نگرم
    من به نومیدی خود معتادم

    لطفا از ابتهاج
     
    Anoosh و M @ H @ K از این پست تشکر کرده اند.
  3. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,094
    تشکر شده:
    84,757
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    گمگشتۀ دیار محبت کجا رود
    نام حبیب هست و نشان حبیب نیست
    عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد
    ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست

    #هوشنگ_ابتهاج

    لطفا از سیمین بهبهانی
     
    f@rid69 از این پست تشکر کرده است.
  4. کاربر حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏14/10/21
    ارسال ها:
    2,082
    تشکر شده:
    21,942
    امتیاز دستاورد:
    133
    هرچند دخمه را بسیار
    خاموش و کور می‌بینم
    در انتهایِ دالانش
    یک نقطه نور می‌بینم..
    》،سیمین بهبهانی

    نفر بعدی از سعدی، لطفا @};-
     
    Anoosh، f@rid69 و M @ H @ K از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,094
    تشکر شده:
    84,757
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست
    که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست

    دگر به روی کسم دیده بر نمی‌باشد
    خلیل من همه بت‌های آزری بشکست

    مجال خواب نمی‌باشدم ز دست خیال
    در سرای نشاید بر آشنایان بست

    در قفس طلبد هر کجا گرفتاریست
    من از کمند تو تا زنده‌ام نخواهم جست

    غلام دولت آنم که پای‌بند یکیست
    به جانبی متعلق شد از هزار برست

    مطیع امر توام گر دلم بخواهی سوخت
    اسیر حکم توام گر تنم بخواهی خست

    نماز شام قیامت به هوش باز آید
    کسی که خورده بود می ز بامداد الست

    نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول
    معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست

    اگر تو سرو خرامان ز پای ننشینی
    چه فتنه‌ها که بخیزد میان اهل نشست

    برادران و بزرگان نصیحتم مکنید
    که اختیار من از دست رفت و تیر از شست

    حذر کنید ز باران دیدهٔ سعدی
    که قطره سیل شود چون به یکدگر پیوست

    خوش است نام تو بردن ولی دریغ بود
    در این سخن که بخواهند برد دست به دست


    از عطار لطفا
     
    f@rid69 از این پست تشکر کرده است.
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/5/20
    ارسال ها:
    3,263
    تشکر شده:
    15,258
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    ره عشاق راهی بی‌کنار است
    ازین ره دور اگر جانت به کار است

    وگر سیری ز جان در باز جان را
    که یک جان را عوض آنجا هزار است

    تو هر وقتی که جانی برفشانی
    هزاران جان نو بر تو نثار است

    وگر در یک قدم صد جان دهندت
    نثارش کن که جان‌ها بی‌شمار است

    چه خواهی کرد خود را نیم‌جانی
    چو دایم زندگی تو بیاراست

    کسی کز جان بود زنده درین راه
    ز جرم خود همیشه شرمسار است

    مهدی سهیلی لطفا
     
    Anoosh از این پست تشکر کرده است.
  7. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    چرا تو ای شکسته دل خدا خدا نمی‌کنی؟
    خدای چاره ساز را ، چرا صدا نمی‌کنی؟

    به هر لب دعای تو فرشته بوسه می‌زند
    برای درد بی امان چرا دعا نمی‌کنی؟

    ز پرنیان بسترت شبی جدا نبوده‌ای
    پرند خواب را ز خود چرا جدا نمی‌کنی؟

    به قطره قطره اشک تو خدا نظاره می‌کند
    به وقت گریه ها چرا خدا خدا نمی‌کنی؟

    سحر ز باغ ناله ها ، گل مراد می‌دمد
    به نیمه شب چرا لبی به ناله وا نمی‌کنی؟

    دل تو مانده در قفس جدا ز آشیان خود
    پرنده ی اسیر را ، چرا رها نمی‌کنی؟

    ز اشک نقره فام خود به کیمیای نیم‌شب
    مس سیاه قلب را چرا طلا نمی‌کنی؟

    به بند کبر و ناز خود از آن اسیر مانده‌ای
    که روی عجز و بندگی به کبریا نمی‌کنی؟

    "زنده یاد مهدی سهیلی"

    بعدی عنصری بلخی لطفا
     
    f@rid69 و مَـأوا از این پست تشکر کرده اند.
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/5/20
    ارسال ها:
    3,263
    تشکر شده:
    15,258
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    ای ماه سخنگوی من ای حور نژاد
    از حسن بزرگ ، کودک خرد نزاد

    در سحر بدلبری شدستی استاد
    این ساحری از که داری ای دلبر یاد


    ارتیمانی لطفا
     
    Anoosh از این پست تشکر کرده است.
  9. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    ای عشق بحسن دیده در ساز مرا
    عیبم همه سر بسر، هنر ساز مرا

    دل گیرم از آب زندگانی، دلگیر
    لب تشنه بخوناب جگر ساز مرا

    بعدی منوچهری دامغانی
     
    f@rid69 از این پست تشکر کرده است.
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/5/20
    ارسال ها:
    3,263
    تشکر شده:
    15,258
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    الا وقت صبوحست نه گرمست و نه سردست
    نه ابرست و نه خورشید، نه بادست و نه گردست

    بیار ای بت کشمیر شراب کهن پیر
    بده پر و تهی گیر که مان ننگ و نبردست

    فریدون مشیری لطفا
     
    Anoosh و M @ H @ K از این پست تشکر کرده اند.