شروع موضوع توسط مرهم 29/11/20 در انجمن اشعار
ژاله بر لاله فرود آمده هنگام سحر راست بر عارض گلبوی عرق کرده یار ص لطفا
صمنا با غم عشق تو چه تدبیر کنم تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم . . بعدی(ذ)
ذره ذره کاندرین ارض و سماست جنس خود را همچو کاه و کهرباست ک لطفا
کرم بین و لطف خداوندگار گنه بنده کردست و او شرمسار بعدی ل
لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ عشق بازانی چنین مستحق هجرانند خ لطفا
خوش میروی در جان من خوش میكنی درمان من ای دين و ای ايمان من ای بحر گوهر دار من ک لطفا
که را رسد که کند عیب دامن پاکت که همچو قطره که بر برگ گل چکد پاکی ... حافظ ... ر لطفن ...
ربط ما با داغ عالمسوز عشق امروز نیست سالها شد این سمندر شیرمست آتش است ش لطفا
شِکر شِکن شوند همه طوطیان هند زین قند پارسی که بنگاله می رود ... (آقای حافظ) پ لطفن ...
پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان پ لطفا
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.