شروع موضوع توسط مرهم 29/11/20 در انجمن اشعار
طبیب شهر که هر درد را دوایی گفت به درد عشق نداند کسی چه درمان گفت . . بعدی (ث)
ثلث دين من ديده يار است عاشقم من ، دين بسياراست ج لطفا
جهان سر به سر چون فسون است و بس نـــماند بــد و نیــک بر هیــچ کــس بعدی چ
چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم ک لطفا
کم گوی و گزیده گوی چون دُر تا ز اندک تو جهانی شود پُر بعدی غ
غیر از گهر عشق که پاینده و باقی است باقی همه چون موج، ز دریا گذرانند ب لطفا
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد . . بعدی (ز)
ز خورشید و از آب و از باد و خاک نگردد تبه نام و گفتار پاک بعدی ض
ضایع مکن این دم ار دلت سودا نیست کین باقی عمر را بقا پیدا نیست ص لطفا
صبحدم از عرش می آمد خروشی عقل گفت قدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند . . بعدی (ح)
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.