#تقدیم به همه پدران آسمانی و اما پدر عزیزم امروز دقیقا سه سال از 96/8/9 گذشت و حادثه تلخ آنروز هرگز از ذهن من پاک نشد آن صبح سرد پاییزی که بی صدا در سکوت خود با همه ما وداع کردی و خاک سرد تو را در آغوش کشید اما داغ آن روز هنوز آتش برجانم میزند آخ که چقدر دلم برای آن چشمان مهربانت، خنده پر از مهرت تنگ شده نه من هرگز نتوانستم رفتنت را باور کنم و وقتی تو را تازه از دست دادم تازه فهمیدم چقدر زود دیر میشود تازه نبودنت در تمام لحطه هایم حس شد و من در حسرتاینکه یکبار دیگر صدایت بزنم "بابا" تو قهرمان زندگی من بودی و من در حسرت تمام لحظه هایم که بی پدر سپری شد و نبودنت برایم بیشتر از هرچیزی حس شد سکوتی می کنم بالاتر از فریاد
کاش سوره ایی به نام پدر بود که این گونه آغاز میشد: قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان میدهد و قسم بر چشمان همیشه نگرانت... قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند و قسم بر غربتت، وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست...