1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

غزلک(شهيار قنبری)

شروع موضوع توسط minaaa ‏24/2/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113


    غزلک ، شکستنت کار
    کيه؟


    به عزا نشستنت کار کيه
    ؟


    عسلک ، نبينم افتادن
    تو


    بگو پرپر شدنت کار
    کيه؟

    نگو ديو قصه تو فنجون فالت
    افتاد


    آسمون لهجه فيروزه رو ياد تو
    نداد


    غزلک گريه نکن ،

    گريه به چشمات نمی آد!
    سنگ فيروزه ی اين رنگی به قاب کی
    شکست؟


    زورق رهايی تو چه جوری به گل
    نشست؟


    ای نگين از همه ستاره ها ، ستاره
    تر


    راست بگو سنگ سقوط و کی به پرواز
    تو بست؟


    نگو ديو قصه تو فنجون فالت
    افتاد


    آسمون لهجه فيروزه رو ياد تو
    نداد


    غزلک گريه نکن ،گريه به چشمات نمی آد

    غزلک ، قشون قشون ستاره دنباله ی
    تو


    همه شون عاشق بدبخت هزار ساله ی
    تو


    پس کدوم گردنه بندی حرمت راه و
    شکست


    که نمی رسه کسی به داد شب
    ناله ی تو

    گلکم ، بهار بی تو ، مرگ پاييزی
    مونه


    تن تنهايی مو ، گل زخم های تو می
    پوشونه


    کاری از دست غزل بر نمی آد ،
    "آينه دار"


    که حضورت غزل ها مو خط به خط می
    سوزونه!

    شبدر پرپر از اقاقيا سر ،
    غزلک!


    از غزل گريه ، به بغض من خودی تر
    ، غزلک !


    دلکم ، حريق ابريشم اين رفاقت و


    زير بارون غزل نداره باور ،
    غزلک!

    جشن گل سوزان نذار عادت بشه ،
    عادت بشه


    ريشه ی بيشه ، به دست تيشه بی
    حرمت بشه


    وقتی هم صدايی ، اينجا يعنی
    "برپايی ی دار"


    پس بذار تنهايی ما ، بين ما قسمت
    بشه !

    ناخوشم ، ناخوش ناخوش ، بی خود
    اما خود تو!


    داره من کم می شه از من ، می رسه
    تا خود تو!


    کی برای شونه هات غزل می بافه جای
    شال ؟


    جز من من ، کيه نزديک مث تن با
    خود تو؟

    غزلک شکستنت کار من و ما که
    نبود


    بغض تو ، گريه تو ، کار غزل ها که
    نبود


    غزلک هر چی که هس ، بدجوری خوبی
    واسه من


    هر چی بود شعرای من ، محض تماشا
    که نبود!

    اگه تن پس می زنيم ، حرمت عشق و
    نشکنيم


    اگه چاوش نشديم ، به شب شبيخون
    نزنيم


    اگه من جفت تو نيس ، ترانه اندازه
    ی توست


    تو شبای " بی کسی " ما همه
    دنبال " منيم "

    غزلک ، يار اگه آوار تو شد ، گريه
    نکن!


    اگه بر حق شدنت دار تو شد ، گريه
    نکن


    اگه هر پنجره ديوار تو شد ، گريه
    نکن


    يا پرستار اگه بيمار تو شد گريه
    نکن !

    غزلک ، هر جا برم ترانه يعنی اسم
    تو !


    خط هر منظره از جنس خط.ط جسم
    تو

    ته هر کوچه ی بن بست غزل ، خونه ی
    تو

    همه کس به اسم تو ، قصه ی
    ما طلسم تو !