1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

من و تو ، درخت و بارون.....

شروع موضوع توسط minaaa ‏24/2/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113

    من بهارم تو زمین
    من زمینم تودرخت
    من درختم تو بهار
    ناز انگشتای بارون تو باغم می‌کنه
    میون جنگلا طاقم می‌کنه.
    تو بزرگی مث شب.
    اگه مهتاب باشه یا نه
    تو بزرگی
    مث شب.

    خود مهتابی تو اصلا، خود مهتابی تو.
    تازه، وقتی بره مهتاب و
    هنوز
    شب تنها
    باید
    راه دوری رو بره تا دم دروازۀ روز
    مث شب گود و بزرگی
    مث شب.

    تازه، روزم که بیاد
    تو تمیزی
    مث شبنم
    مث صبح.

    تو مث مخمل ابری
    مث بوی علفی
    مث اون ململ مه نازکی.
    اون ململ مه
    که رو عطر علفا، مثل بلاتکلیفی
    هاج و واج مونده مردد
    میون موندن و رفتن
    میون مرگ و حیات.

    مث برفائی تو.
    تازه آبم که بشن برفا و عریون بشه کوه
    مث اون قلۀ مغرور بلندی
    که به ابرای سیاهی و به بادای بدی می‌خندی . . .

    من باهارم تو زمین
    من زمینم تو درخت
    من درختم تو باهار،
    ناز انگشتای بارون تو باغم می‌کنه
    میون جنگلا طاقم می‌کنه