1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

داستان جدید یک خانم باهوش

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏24/2/11 در انجمن داستان

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    [​IMG]
    یه روز یه زن و مرد ماشینشون تصادف ناجوری میکنه و هر دو ماشین به شدت داغون میشه، ولی هر دو نفر سالم میمونن.
    وقتی که از ماشینشون پیاده میشن و صحنه تصادف رو میبینن، مرد میگه:​
    - ببین چیکار کردی خانم! ماشینم داغون شده!
    - آه چه جالب، شما یه مرد هستید!
    مرد با تعجب میگه:
    - بله، چطور م؟
    - چقدر عجیب! همه چیز داغون شده ولی ما دو نفر کاملاً سالم هستیم!
    - منظورتون چیه؟
    - این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینجوری با هم ملاقات کنیم و آشنا بشیم!
    مرد با هیجان زیادی میگه:
    - اوه بله، کاملاً موافقم! این حتماً نشونه خوبیه!
    زن دوباره نگاهی به ماشین میکنه و میگه:
    - یه معجزه دیگه! ماشین من کاملاً داغون شده ولی این بطری مشروب کاملاً سالمه! این یعنی باید این آشنایی رو جشن بگیریم!
    - بله بله، حتماً همینطوره! کاملاً موافقم!
    زن در بطری رو باز میکنه و به طرف مرد تعارف میکنه، مرد هم بطری رو تا نصف سر میکشه و برمیگردونه به زن.
    ولی زن در بطری رو میبنده و دوباره برمیگردونه به مرد! مرد با تعجب میگه:
    - مگه شما نمینوشین؟
    زن با شیطنت خاصی میگه:
    - نه عزیزم، فکر کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم !!!!​