تو را از باغ و درخت چه سود که با یاس ها به داس سخن گفته ای "شاملو" ما ظالمان خرد پای دنیا هستیم! حواسمان به بی رحمی های کوچک و ناچیزمان باشد عواقب بزرگی دارند!
آفتاب رفت و پرتو زدش ماند... ایل رفت و غبار و گردش ماند... به دلم دردش ماند... --فلک-- تا یک شنبه ی بعدی مراقبت کنین از لبخنداتون پروژه رو تحویل بدم خدمت برسم... مخلص شما دلی
چنان در قید مهرت پای بندم که گویی آهوی سر در کمندم گهی بر درد بی درمان بگریم گهی بر حال بی سامان بخندم نه مجنونم که دل بردارم از دوست مده گر عاقلی، بیهوده پندم
خدایا این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند فکری کن اشک ما طعنه میزند به باران رحمتت . . . شبخوش