گاهی از اینکه لحظه هامو اینجا میذارم بدور ازش دلم مچاله میشه حس کسی رو دارم که سلولش دوتا پنجره داره و اون بجای پنجره ی رو به خیابون بارونی پنجره ی دیگه رو انتخاب کرده ... وقتی نگاهش نمیکنم انگار تماشای یه خیابون خلوت بارون خورده رو از خودم دریغ میکنم ... به عمد ! ای خدا کاش که من ... یه کبوتر بودم شب بخیر
هِی هِی بی عقل شدم هِی هِی ) این دندون عقل با اون اسم مضحکش نمیدونم چرا در میاد. خب عزیز من تو که دیر میای، به دردم نمیخوری، بقیه دندونارم کج کوله میکنی، اون ته حلقم هستی نمیشه کشیدت، نیس خیلی کار میدی زودم خراب میشی، خب در نیا. تازه عقل من که مثلا خیلی عاقل بود صاف زد بیرون اونا که تو لثه میزنن که دیگه من حرفی دربارشون ندارم. یه آمپول دگزام که بعد کشیدنت باید بزنیم که درد خودش بیشتره درد دندونه حالا همه اینا ب کنار اسمت تو حلقم بقول پیامبر: انتخاب نام نیکو حق دندونه بر دکترا. یجام فرمودن دندون صالح گلی از گلهای بهشت است)) این دکترا چ فکری کردن من نمیدونم ولی میدونم باید اسمتو میذاشتن "دندونِ تمبلِ احمق" بعله هایییییی. خالی شدم. چقد غر زدمخیالم از بابت این یکی راحت شد. بسی ترسیدیم و لرزیدیم. ولی یکی دیگه دارم هنوز. ته دهنم مثه دراز گودال ماریانا کره ماه خالی شده الان.
گفت: آنچه تو را فلج کرده همین چوب هاست ...سینه خیز، چهار دست و پا قدم بردار و بیفت ! چوب های زیبایم را گرفت ، پشتم شکست و در آتش سوزاند حالا من راه می روم اما هنوز هم وقتی به چوبی نگاه می کنم تا ساعت ها، بی رمقم... شب خوش
خدا نکنه ادما به اون نقطه برسن که بگن ای وای خودم چیکار کردم با زندگیم ! و هیچ راه جبرانی هم نباشه ! ۷ تیر ..