این موزیک رو خیلی دوس دارم ... یک رفتن خاصی توشه .... این دنیا همش باید رفت ... رفت ... رفت. یک مدت کوتاهی از حضورتون مرخص میشم ... خیلی کوتاه
شب هایی تو زندگیم بود که خیال میکردم تا صبح زیر انبوه رنج متلاشی خواهم شد اما صبح شد ... #شبتون_در_پناه_خداوند 1401/10/20
زندگی من دختر نورم، پُر از شور و شعور ; میشناسَندَم همه عالم به حجب و این غرور ; چارهای جز صبر بر داغ و مصیبتها که نیست... از همین رو گشتهام آرام و محجوب و صبور -! نازنینِ حاصلی
عاشقتم... وقتی اینو گفت، دیگه بقیه حرفاشو نشنیدم! کاش زندگی همون لحظهای که آدما به هم میگن «دوستت دارم» یا «عاشقتم» تموم میشد
هر آدمی یک آینه بود، چیزی رو بازتاب میکرد که ما در خودمون هنوز کشفش نکرده بودیم اسمش رو گذاشتیم "حسِ خوب" و دل بستیم! آب در کوزه و ما تشنهلبان میگشتیم... ، ۲اسفند ۱۴۰۱
در خلوص و خلوت پنهانی ام ، من پر از موسیقی روحانیام ای خدای لحظههای دلپذیر ، شادی این لحظه را از ما مگیر
یک چند به کودکی باستاد شدیم یک چند به استادی خود شاد شدیم پایان سخن شنو که ما را چه رسید از خاک در آمدیم و بر باد شدیم