آیا می دانستید شاپور ذوالاکتاف هفتاد سال عمر کرد ولی هفتاد سال و چهل روز سلطنت نمود؟ در طاق بستانِ کرمانشاه، سنگ نگاره ای از شاپور دوم و فرزندش شاپور سوم، دو شاهنشاه ساسانی دیده می شود که هر دو ایستاده و شمشیرهایشان را عمود بر زمین در دست گرفته اند و به صورت های یکدیگر نگاه می کنند. شاپور دوم ساسانی یکی از قدرتمندترین پادشاهان ایران در طول تاریخ شکوهمند این سرزمین است. دورۀ پادشاهی او طولانی ترین پادشاهی در میان همۀ پادشاهان و سلاطین ایران زمین است. پادشاهی با هفتاد سال عمر و هفتاد سال و چهل روز پادشاهی داستان به سلطنت رسیدن شاپور دوم بسیار جالب و شنیدنی است. پدر شاپور، هرمز دوم، پس از مدت کوتاهی پادشاهی از دنیا رفت و پسرش آذرنرسی جانشین او بر تاج و تخت ساسانیان شد. آذرنرسی پادشاهی سختگیر و ستمگر بود بنابراین بزرگان و صاحب منصبان و موبدان او را از سلطنت خلع کردند. هرمز دوم پسران دیگری نیز داشت ولی مشخص نیست که چرا بزرگان دربار ساسانی هیچ یک را به جانشینی او انتخاب نکرند. هرمز پسری همنام خودش داشت که به روم گریخت و بعدها در نبرد امپراتوری روم با ایران، سپاه روم را همراهی کرد. اردشیر شاه آدیابن و شاپور سکانشاه نیز از دیگران پسران هرمز دوم بودند که مشخص نیست چرا به پادشاهی نرسیدند. بنابراین پس از مرگ هرمز دوم، آذرنرسی به پادشاهی رسید. عمر سلطنت او کوتاه بود و اندکی پس از مرگ خلع و کشته شد. ایران در انتظار کودکی در این هنگام بزرگان که جانشین شایسته ای برای تاج و تخت ساسانی نیافته بوند، تصمیم گرفتند تا منتظر به دنیا آمدن نوزاد یکی از همسران هرمز دوم شوند تا اگر فرزند پسر بود، او پادشاه ایران زمین گردد. تاج شاهی را بر سر تختگاه همسر آبستن هرمز دوم نهادند. چهل روز بعد همسر هرمز پسری زائید. موبدان موبد نام پسر را شاپور گذاشت و اینگونه تاج و تخت شاهی وارث حقیقی خود را بازیافت. شاپور فرزند هرمز دوم زیر نظر بزرگان دربار بزرگ شد و از همان کودکی درایت و ذکاوت خود را نشان داد. سال های جوانی او سپری شد تا اینکه او به سنی رسید که توانست ادارۀ امور را از دست صاحب منصبان و درباریان و موبدان بگیرد و ایران را بار دیگر بازسازی کند. پادشاهی قدرتمند شاپور دوم او پادشاهی باهوش و با تدبیر بود و در مدت هفتاد سال سلطنت خود توانست دست متجاوزان را از مرزهای ایران کوتاه کند. در زمان پادشاهی او امپراتوری روم بسیار قدرتمند بود و مرزهایش تا ترکیه امروز و غرب عراق گسترده شده بود. شاپور دوم، توانست از شمال دجله (در ترکیه) عبور کند و مرزهای ایران را در شمال عراق تا آن سوی دجله و فرات گسترش دهد. در زمان پادشاهی او کنستانس امپراتور روم از ایران شکست خورد و غرب بین النهرین (عراق امروز) تا نزدیکی ساحل مدیترانه را به تصرف ایران درآمد. جانشیان کنستانس؛ یولیان و یوویان نیز از شاپور شکست خوردند و او توانست ارمنستان کوچک، قفقاز و ایبری (گرجستان) را از رومیان بازپس بگیرد. شاپور و دوختن کتف اعراب شاپور دوم اعرابی را که به مرزهای جنوب غربی ایران تجاوز کرده بودند، به سختی شکست داد و بنا به روایتی شانه های اسیران عرب را سوراخ کرد و از آن میان سوراخ های کتف های اسیران، ریسمان گذراند و اینگونه اعراب را به بند کشید. از آن پس او در میان اعراب به ذوالاکتاف یعنی دارندۀ کتف ها مشهور شد. شاپور ذوالاکتاف، هپتالیان (هیاطله) را که دائماً به مرزهای شمال شرقی ایران حمله می کردند، به سختی شکست داد و پادشاه آنان گرومبیات را مطیع خود کرد. هنگامی که شاپور در سن هفتادسالگی از دنیا رفت، ایران سرزمینی قدرتمند بود که توانسته مرزهایش را تا در شرق و غرب جهان گسترش دهد.