اتفاقا هم الان داشتم اینو زمزمه می کردم: Now the day bleeds Into nightfall And you're not here To get me through it all I let my guard down And then you pulled the rug I was getting kinda used to being someone you loved
همیزاید ز دف و کف یک آواز اگر یک نیست از همشان جدا کن حریف آن لبی ای نی شب و روز یکی بوسه پی ما اقتضا کن
من : دلم برات تنگگگگ شده بود عشقمممم ... تو چییی ؟ خواهرزاده (ی زبون درازم) : نااااا ! ... اصلا فراموشت کرده بودم ! :bucktooth::bucktooth::bucktooth::bucktooth::bucktooth: من و سوگند باهم مویه کنان : نه ایمون داره نه دل داره نه دین داره یارُم سه تا چیزی که مو از بخت بد هر سه شو دارُم نه عشق حالیشه نه لیلا و مجنون دوست داره ولُم کرده میون غصه های بیشمارُم ...
سکینه مست و من مست سکینه صد و پنجاه تومن دادم جریمه برای خال لبهای سکینه سکینه میدوید من میدویدم فدای قد و بالای سکینه