تو خاموشی خونه خاموشه شب آشفته ، گل فراموشه بخواب امشب پشت این روزن شب کمین کرده روبروی من تب آلوده تلخ و بی کوکب شب ؛ شب غربت شب ؛ شب همین امشب لایی لایی من بجای تو شکستم تو نبودی من بسوی غم نشستم از ستاره تا ستاره گریه کردم از همیشه تا دوباره گریه کردم ... لالا لالا آخرین کوکب ، لباس رویا بپوش امشب لالا لالا ای تن تبدار ، اشکامو از رو گونه هام بردار لالا لالا سایه ی بیدار ، نبض مهتابو دست من بسپار لایی لایی من بجای تو شکستم ... ...
چرا خواهی به ذلّت تن دهم من تو بودی جان من در قالب تن نمیدانم چرا از من بریدی چه شد حالا شدی بر من تو دشمن
گل سـرخ و سفیدم دسته دسته میـــون سنـگ مرمر ریشه بسته الهی بشکنه اون سنگ مرمر که یار نازنیــن تنهـــا نشسته