بوته هایِ دلتنگیِ من نه آب میخواهد ••• و نه حتّی آفتاب بوته هایِ دلتنگیِ من فقط ڪمی نگاه میخواهد آن هم از همانهایی ڪه ڪوچه خیابانهایِ بن بستِ قلبم را با هر نگاهِ عاشقانه اش پُر از عشق ڪُند ••• و با هر لبخندِ دیوانه وارَش صخره هایِ مرمرین دلم را بغل بغل پُر از ترانه یِ دوستت دارم ڪُند برای تو •••
ما با دل مان هنوز مشکل داریم صد سنگ بزرگ در مقابل داریم معشوق ، خودش می برد و می دوزد انگار نه انگار که ما دل داریم