مـدتهـآسـت چهـره ات رآ در ذهـنـم نقـآشی میکنم . . . عـآشقـآنـﮧ ، کارم را خـوب بلـدم ! هیس... بیـن خـودمان بـآشـد ، بـدجـور سـر کشیدن چشمـآنـت گیـر ڪـرده ام . . .
مهربانی های تو بر زخم هایم مرهم است خنده ات پایان هر درد و عذاب و ماتم است هر کجا می گویم از احساس زیبایت گلم عشق آدم در حقیقت اعتبار آدم است
دلتنگی ؛ واژه ای بی معناست وقتی تو در لحظههایم نفس میکشی و از دور به من نزدیکی هیچ کس مثل من تو را با خود ندارد ...!
اینکه می خواهم ماهیتم را عوض کنم دست بردن در کار خدا نیست ! اصلا !؟ مگر، نمی گویی کبوتر با کبوتر باز با باز می خواهم از پلنگ بودنم دست بردارم ماه من !