شروع موضوع توسط M @ H @ K 2/12/19 در انجمن اشعار
ممکنه تو هم مثل من منو هی به یادت بیاری مثل من تو هم هر شب آتیش بگیری و بسوزی
بیا نگا کن به چشمام ببین چقد اشک جمع شده توش نزار حرف بزنم اگه حرف بزنم دلتو آتیش میزنه حرفام
ای عشق تنهایی من ای یک نفس جدایی از من ای جا مانده از من ای خودِ خود من از من
زن عشقی را که برای آن گریسته است فراموش نمی کند.
زندگی دردِ قشنگیست به جز شبهایش که بدونِ تو فقط خوابِ پریشان دارد ...
صدایت می زنم صدایی که نام تو را خالی میارد بی صدا و بی نام و نشان و بی سیاست
✔-هر چه می خواهی ببر؛ اما مرا از یاد نه..
بیا عشق را در دل های ترجمه نشده معنی کنیم در فصل های شاهنامه کمی شعرخوانی کنیم
ماهی قرمزم و دلخوشیم این شده که عکس ماه تو بیفتد به تن کاشی ها
اگر تو را سر ما هست یا غم ما نیست من از تو دست ندارم به بیوفایی باز
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.