تو خودت که فراموش نشدی، هیچ! من تمامِ شب بخیرهای گذشته را که برایم ارسال میکردی هر شب نگاه میکنم تا خوابم برود.. #
دست های تو کلید صبح است که سوی مشرق می چرخد و سپیدی را از پسِ نردهی سایه روشن به سوی پنجره ها می خواند