بلبرینگ در لغت از دو کلمه Ball: به معنی توپ و Bearing : به معنی تحمل کردن یا کشیدن بار تشکیل شده است در هر قطعه ای که بلبرینگ به کار رفته باشد به دلیل وجود ساچمه های گرد و سطوح صیقلی اصطکاک به حداقل می رسد و از ساییده شدن قطعات جلوگیری کند. رایج ترین بلبرینگ ها به چند دسته ی زیر تقسیم می شوند: 1- بلبرینگ کف گرد : در جاهایی استفاده می شود که سرعت پایین و همچنین فشار از نوع radial کم باشد. 2- بلبرینگ کف گرد شبکه ای : این نوع بلبرینگ با توجه به ابعاد هندسی که دارند قادر به تحمل فشارزیادی از نوع thrust می باشند. 3-بلبرینگ یاتاقان ساچمه ای : پرکاربردترین بلبرینگ در صنعت می باشد که که هر دو نوع فشار (radial , thrust ) به خوبی تحمل می کند. غالبا در وسایلی مورد استفده می شود که بار زیادی بر بلبرینگ وارد نشود این نوع بلبرینگ ها فشاری که بر روی سطح خارجی وارد می شود را به داخل بلبرینگ انتقال می دهد به دلیل کروی بودن ساچمه ها سطح تماس به حداقل می رسد و اصطکاک کاهش می یابد. اجزای تشکیل دهنده ی بلبرینگ شامل : قفسه،ساچمه،رینگ خارجی،کاسه نمد فلزی و رینگ داخلی می شود. بلبرینگ شیار عمیق بلبرینگ تماس زاویه ای بلبرینگ خود تنظیم بلبرینگ کف گرد بلبرینگ ایگرگ
یکی از مهمترین فاکتور های کیفی بلبرینگ ها سختی سطحی می باشد که به روش های مختلفی چون راکول، برینل و ویکرز سنجیده می شود. سختی سطحی بلبرینگ ها در واقع عاملی موثر بر مقاومت سایشی آنها بوده و برای تمامی اجزای بلبرینگ شامل کونس، بدنه و کیج و البته ساچمه بلبرینگ مفهوم پیدا می کند. سختی سطحی بلبرینگ ها تابع دو عامل موثر متریال و عملیات حرارتی فلزات می باشد. هر چند متریال بکار رفته در تولید بلبرینگ با آنالیز قابل دستیابی است اما عملیات حرارتی فراوری فلزات که اغلب آنها در مرحال نهایی تولید بلبرینگ اعمال می شوند و شامل مراحل متعدد سرمایش و گرمایش در دماهای مشخص به مدت مشخص و با سرعت مشخص می باشند که از اطلاعات سری برند های تولید کننده بلبرینگ محسوب می شوند و با آنالیز قابل دستیابی نیستند. هر چه سختی سطحی بلبرینگ بالاتر رود مقاومت سایش آن بالاتر رفته و عمر مفید کاربری بلبرینگ افزایش پیدا می کنه.