جالب این بود که هرکی میخواست دقِ دلی خالی کنه با اسمِ هرو میومد : )) آره اسمشو تو چت روم دیده بودم اما زیاد باهاش ارتباطی نداشتم
اااا اره راست میگی ایول داره یادم میاد مهرداد ام خیلی شر بود چقدر منو اذیت میکرد هر روز مراسم عقد برای من میگرفت چقدر خوش بودیم یاد اون دوران میوفتم هیجانی میشم جاش خالیه
مهرداد خخخخ هم دوست بدیم هم ی جورایی رقیب خخخ تو که خدا خیرت بده نصفِ موهای من از دستِ تو سفید شد البته فکر کنم اون که واسه تو عروسی میگرفت امید ام بود نه مهرداد
روزی که من وارد چت شد انقدر نرسیده بودم با اسم تک ستاره اومد خیلی وحشت داشتم اولین بار بود بعد گذاشتم یعنی مهرداد ام اولین نفری بود که باهام تو عمومی حرف زد یکم ترسم ریخت دیدم نه اونطوری هم که میگفتن چت کردن ترسناکه نبود خدایی ،انقدر محیط اونجا گرم و صمیمی بود همه ریخته بودن عمومی ،پیاما تند تند میرفت بالا دلارام میومد چقدر هم روی میکردن اسمام خیلی خوب بود بهاره تک لابه لای گلها با شوهرش بعد مهرداد با اسم دیگه میومد چت بهاره تک لا به لای خارها
من که دختر خوبی بودم نه بابا اولین کسی که برام عروسی گرفت مهرداد بود بعد امید هم اضافه شد میثم ام هم بود داداش مهرداد
چه تاپیکهای او انجمن میزدم یه شب خواب بودم گربه ها انقدر سر و صدا کردن فرداش تاپیک زده بودم یعنی همه از کارهای روزمره ی من باخبر بودن Ali402 خیلی خوب بود
چیزای خوشبو بگو خودم بعضیهاش یادم نی نمیدونم کی بود بهم گفت بهار یادته یه تاپیک زده بودی هم با میو میو حرف میزدیم یعنی ابتکار داشتما