در میان جاذبه های رنگارنگی که در گوشه گوشه کشورمان جای گرفته اند، طبیعت طرفداران خاص خودش را دارد و شاید تاریخ و جاذبه های باستانی کمتر مورد توجه قرار گیرند؛ اما گاهی تاریخ هم خودش را در دل طبیعت جای می کند تا نمایشی تازه به راه بیاندازد و جلوه ای متفاوت بیافریند. این گونه جاذبه ها در ایران کم نیستند و در بسیاری نقاط، این تلفیق و ترکیب را شاهد هستیم. می خواهیم این بار به یکی از آنها سر بزنیم و سفری دیگر را تجربه کنیم. کوله بارمان را می بندیم و راهی شمال کشور می شویم تا به استان گیلان، دیار مبارز آزادیخواه، میرزا کوچک خان جنگلی برسیم. در میان جاذبه های بکر این استان، یکی از مشهورترین آنها را انتخاب می کنیم و در دل جنگلی تماشایی به دیدن قلعه رودخان می رویم؛ قلعه ای از قلب تاریخ که سرد و گرم روزگار را چشیده و خم به ابرو نیاورده است. برای رسیدن به آن باید پای رفتن داشت و بالا رفتن از پلکانی طولانی را به جان خرید.
چرا قلعه رودخان؟ قلعه رودخان، جاذبه ای است که تماشای توامان تاریخ و طبیعت را برای تان ممکن می کند. مسیر رسیدن به این جاذبه بسیار زیباست و لحظات خوشی را به شما هدیه می دهد. قلعه رودخان، بزرگترین قلعه آجری ایران است.
در مسیر قلعه رودخان... فرقی نمی کند که از کجا راهی قلعه رودخان شوی؛ رسیدن به این قلعه تماشایی تنها از طریق گذر از جاده ای زیبا و رفتن به اعماق جنگل امکان پذیر است. راه آسفالته ای که در کنارش رودخانه ای جریان دارد شما را پس از پشت سرگذاشتن پیچ های متعدد به محلی می رساند که باید از ماشین ها پیاده شوید و قدم زنان خودتان را به نقطه آغاز جنگل انبوه برسانید. سختی راه از اینجا شروع می شود که باید از هزار پله بالا بروید. البته مسیر، با خروش رودخانه و حضور درختان سر به فلک کشیده، آنقدر زیباست که مجبور می شوید بارها و بارها بایستید و به تماشای مناظر بپردازید و خستگی از یادتان می رود.
دلیل نام گذاری قلعه رودخان به سبب قرارگیری این قلعه در کنار رودخانه نام های باستانی دژ رودگان یا روگان را به آن اختصاص داده اند که در گذر زمان به قلعه رودخان تغییر یافته است. کلمه رودخان مخفف رودخانه است و قلعه رودخان به معنای قلعه ای است که در نزدیکی رودخانه قرار دارد. این قلعه در زبان تالشی قله رخون نامیده می شود که تغییر یافته قلعه رودخان است. علاوه بر این نام ها، در دوران هایِ تاریخی مختلف اسامی دیگری همچون هزارپله، حسامی، سکسار، سگسار و سگسال نیز به آن اطلاق شده است. عنوان قلعه حسامی، به حسام الدین دباج اسحقی و مرمت و تجدید بنای قلعه توسط وی اشاره دارد. عنوان هزار پله نیز بر اساس تعداد پله های منتهی به قلعه به آن اختصاص داده شده است. در طی کاوش های باستان شناسی نیز تعداد 935 پله در امتداد دیوارها و برج ها از زیر خاک بیرون کشیده شد که این باور را تایید می کند. نام سگسال نیز از دو بخش سگ و سال تشکیل شده که احتمالا اشاره به این دارد که قلعه در سال سگ ساخته شده است.
تاریخچه قلعه رودخان برای آنکه بیشتر با تاریخچه و اهمیت قلعه رودخان آشنا شویم باید نگاهی به تاریخ بیاندازیم و از وضعیت گیلان در زمان های دور مطلع شویم. گیلان در گذشته به دو منطقه "بی یه پس" یا گیلان غربی و "بی یه پیش" تقسیم و فومن تا سال 951 شمسی به عنوان مرکز گیلان غربی شناخته می شد. عنوان مرکز گیلان غربی برای فومن کافی بود تا حکمرانانِ آن زمان به فکر احداث قلعه مستحکمی جهت دفاع از حوزه استحفاظی خود بیفتند تا هم محلی برای استقرار اهل حکومت باشد و هم به عنوان پایگاهی نظامی مورد استفاده قرار گیرد. قلعه رودخان، برای مدت ها تخت سلطنت و مرکز حکمرانی حکام گیلانی بیه پس بوده و در متون تاریخی و جغرافیایی گیلان تا قبل از قرن دهم هجری، نامی از آن دیده نمی شود؛ اما عبدالفتاح فومنی در صفحه 183 کتاب تاریخ گیلان چنین داستانی را از قلعه رودخان ارایه می کند: امیره شاهرخ و کامیاب، پسران امیره سالار و بنی اعمام حسین خان بودند که به دستور حسن خان کهدمی در کوه قلعه رودخان کشته شدند. با این حال بسیاری از کارشناسان، بر اساس برخی شواهد تاریخی دیگر معتقدند که این قلعه در دوران ساسانیان و در زمان حمله اعراب به ایران ساخته شده و در دوره سلجوقیان مورد مرمت قرار گرفته است. نتایج سالیابی انجام شده توسط پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار فرهنگی، تاریخی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری کشور نیز قدمت این قلعه را، دوره سلجوقی تخمین می زند. سلاطین اسحاقوند از سال 550 تا 1002 هجری قمری، حاکم قسمت اعظمی از این مناطق بوده اند و خود را منسوب به اشکانیان می دانستند. آنها قلعه رودخان را با توجه به موقعیت دفاعی ممتاز و استراتژیک آن، به عنوان مقر فرمانروایی خود در نظر گرفتند و با تجدید بنا و مرمت آن تمام تلاش خود را در حفظ آن کردند. بر روی کتیبه سردر ورودی قلعه که در موزه گنجینه رشت قرار دارد، نوشته شده که این قلعه در سال ۹۱۸ تا ۹۲۱ هجری قمری برای سلطان حسام الدین، تجدید بنا شده است. امیره حسام الدین دباج فومنی (مظفرالسلطان)، فرمانروای بیه پس بود که به عنوان اولین قدرت منطقهای که از دستورات صفویان سرپیچی کرد، از وی یاد می شود. او به بازسازی قلعه رودخان پرداخت تا در آنجا دست به مقاومت بزند؛ اما موفق نشد و پس از گریختن به سمت دربند -که در روسیه امروزی است- ، دستگیر و در تبریز اعدام شد. منوچهر ستوده -ایران شناس و پژوهشگر برجسته ایرانی- به نقل از افراد محلی، سرنوشت این کتیبه را این گونه بیان می کند: مردی هندی سنگ کتیبه را از جایش کنده و پایین انداخته و دیگران، آن را شکسته اند و پاره های آن را به دره مقابل درب ورودی انداخته اند. هدایت خان، حاکم فومن، نیز در سال 1175 هجری قمری، در زمان قیامش علیه کریم خان زند، تمام تلاش خود را در راستای تعمیر قلعه به کار گرفت و آن را به توپ های جنگی تجهیز کرد تا برای دفاع آماده شود. در طول تاریخ این قلعه، گروه های مبارزاتی مختلفی را به خود دیده که از جمله آنها می توان به اسماعیلیان اشاره کرد و یا بر اساس برخی احتمالات آن را پایگاهی برای میرزا کوچک خان جنگلی به مدت سه سال دانست.
کشف قلعه رودخان توسط یک لهستانی در سال ۱۸۳۰ میلادی (حدود 1245 قمری)، یک پژوهشگر لهستانی به نام آلكساندر شودزكو خچكو به هنگام انجام تحقیقات در گیلان، برای نخستین بار قلعه رودخان را دید و در یادداشت های خود موقعیت آن را به ثبت رساند. او درباره قلعه رودخان می نویسد: دژی است بر بالای كوهی در قسمت علیای رودخانه ای به همین نام، بام آن سنگی است و طرفین ورودی دارای دو برج دفاعی مستحكم است و بر كتیبه سردر ورودی آن حک شده است كه این قلعه برای نخستین بار در سال ۹۱۸ تا ۹۲۱ هجری قمری برای سلطان حسام الدین امیردباج بن امیر علاءالدین اسحق تجدید بنا شده است. او در جایی دیگر درباره این قلعه چنین می گوید: قلعه رودخان دژی است بر بالای کوهی در قسمت علیای رودخانه ای به همین نام، باروی آن از سنگ و آجر است و در طرفین در ورودی دو برج دفاعی مستحکم وجود دارد.
کاوش ها و پژوهش ها در قلعه رودخان طی سال های 1379، 1382 و 1383 کارهای پژوهشی بسیار مهمی در داخل بنای قلعه صورت گرفت. در این پژوهش ها مسیری برای کاوش باز شد تا نکات تازه ای در مورد سال ساخت بنا کشف شود. در جریان این کاوش ها کشفیاتی به دست آمد که عبارتند از: سفال های دست ساز و چرخ ساز در دونوع لعابدار و بدون لعاب که قدمت آنها احتمالا به دوره صفویه می رسد. چندین نوع کاشی شامل کاشی های مثلثی با لعاب یک دست قهوه ای سوخته، کاشی های شش گوش بزرگ به رنگ فیروزه ای، کاشی های تزیینی با لعاب آبی و نقش گل های سفید شاه عباسی که متعلق به دوره صفویه است.
نگاهی به معماری قلعه رودخان عظمت خاص این قلعه ناشی از انتخاب مکان مناسب، بهره گیری از مصالح مقاوم، به کارگیری شیوه های مختلف معماری و ایجاد اشکال هندسی متنوع است که در مجموع، هیبتی منحصربفرد را به آن بخشیده اند. کاربرد انواع طاق های جناغی و استفاده از طرح های آجرکاری و سنگ چینی از دیگر وجوه قابل توجه قلعه رودخان است که دقت سازندگان را به تصویر می کشد. قلعه رودخان مانند سایر قلعه های کوهستانی در بالاترین نقطه کوه واقع شده است. نمونه هایی دیگر از این قلعه ها در نقاط دیگر ایران نیز وجود دارند که از میان آنها می توان به قلعه بابک در کلیبر آذربایجان شرقی، قلعه حسن صباح در الموت قزوین، قلعه یزدگرد در ریجاب کرمانشاه و... اشاره کرد. این قلعه ها دو برج عظیم در دو طرف درب ورودی دارند و تعداد زیادی برج های کوچکتر با فواصل نامنظم، دور تا دور آنها را فرا گرفته است. در اطراف دیوارهای قلعه های کوهستانی، شیب تندی وجود دارد تا حمله به قلعه را سخت یا ناممکن کند و جلوی نفوذ دشمن را بگیرد. بیشتر قلعه های کوهستانی به سبب فتح توسط افراد مختلف و عوامل طبیعی تا حدی از بین رفته اند؛ اما در میان آنها قلعه رودخان یکی از سالم ترین هاست که همچنان زیبایی خاص خودش را دارد و در طول تاریخ، هیچگاه مورد نفوذ و فتح دشمنان قرار نگرفته است. محیط قلعه 1260متر است و طول آن حدود 500 متر و عرض آن در نقاط مختلف تفاوت دارد. این قلعه با فرم کلی نامنظم، مساحتی بالغ بر 22300 متر مربع را به خود اختصاص داده و 40 برج و دیواری به طول ۱۵۰۰ متر نمای بیرونی آن را تشکیل می دهند. ارتفاع دیوارها از 3 تا 10 متر متغیر است و در نقاط حساس و نفوذ پذیر قلعه، دیوارها و برج ها با قطر و ارتفاع بیشتری ساخته شده اند. دور تا دور دیوارها و برج ها روزنههایی شیب دار تعبیه شده تا برای ریختن مواد مذاب و تیراندازی مورد استفاده قرار گیرند.