1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

از پس شیشهء عینک

شروع موضوع توسط Zarirr ‏1/12/10 در انجمن کتاب الکترونیکی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏14/11/10
    ارسال ها:
    3,698
    تشکر شده:
    1,268
    امتیاز دستاورد:
    113
    از پس شیشهء عینک،استاد سرزنش بار به من مینگرد

    باز دز چهرهء من میخواند که چه ها بر دلم میگذرد...

    میکند مطلب خود را دنبال.....بچه ها عشق گناه است، گنـــــاه"

    وای اگر بر دل نو خواسته ای لشگر عشق بتازد بیگاه

    مینشینیم همه ساعت خاموش"

    ساکتم گرچه به ظاهر اما...

    در دلم با غم تو دنیائست

    مبصر امروز چو اسمم را خواند بی خبر داد کشیدم غایب !

    رفقایم همگی خندیدند که جنون گشته به طفلک غالب

    بچه ها هیچ نمی دانستند که من آنجام و دل جای دِگر

    دل آنهاست پیِ درس و کتاب دل من در پی سودای دگر


    من به یاد تو در آن روز بهار که تو را دیدم در جامه زرد


    تو سخن گفتی اما ز عشق من سخن گفتم اما نه ز درد


    من به یاد آن خاطره ها یاد آن دوره که بگذشت چو باد

    که دراین وقت به من می نگرد از پس شیشهء عینک استاد

    با خیالت خوشم از اول زنگ
    لحظه ای فارغ ازین دنیائم...
    ​
    ​