1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

آشنایی با اختلال "چند شخصیتی"

شروع موضوع توسط S o H a ‏11/7/18 در انجمن مقالات پزشکی

  1. •|Goth Girl|• کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏3/6/15
    ارسال ها:
    1,429
    تشکر شده:
    15,440
    امتیاز دستاورد:
    133
    جنسیت:
    زن
    اختلال چند شخصیتی از بیماری‌های روانی شایع به شمار می‌آید که با وجود اینکه اکثر روانشناسان به آن ایمان دارند، تحقیقات شک و شبهه‌هایی در اینباره به همراه داشته است. این اختلال هم‌اکنون با نام اختلال هویت گسستی در روانشناسی استفاده می‌شود، چرا که در ابتدا مردم بر این عقیده بودند که افراد مبتلا به اختلال چندشخصیتی واقعا چند شخصیت مستقل دارند، در حالیکه اینگونه نیست و در هویت اصلی فرد گسست‌هایی اتفاق می‌افتد.

    در سریال آمریکایی “ایالات متحده‌ی تارا” ، تونی کالت که در نقش تارا گرگسون نقش‌آفرینی می‌کرد، به عنوان یک مادر کانزاسی که دچار اختلال چند شخصیتی و یا اختلال هویت گسستی (DID) بود. وی به صورت ناباورانه‌ای بین شخصیت‌های مختلفش تغییر می‌کرد و بر روی هیچ یک از شخصیت‌ها کنترل نداشت. گاه به شکل یک دختر نوجوان رفتار می‌کرد، گاه به شکل زن سنتی خانه‌دار دهه‌ی پنجاه و گاه همچون یک جنگجوی سرکش جنگ ویتنام بود.

    [​IMG]
    اختلال چند شخصیتی در سریال تلویزیونی “ایالات متحده‌ی تارا”
    فیلم‌های بسیاری همچون “سه چهره‌ی حوا (1957)” ، “من، خودم و ایرنه (2000) ” و باشگاه مشت زنی (1999) دارای نقش‌هایی بودند که آن نقش‌ها بیش از یک شخصیت داشتند. برخی از فیلم‌ها حتی اختلال چند شخصیتی را با اختلال اسکیزوفرنی اشتباه می‌گیرند، همچون فیلم “زندگی با اسکیزوفرنی” .



    [​IMG]
    فیلم سه چهره‌ی حوا- 1957


    [​IMG]
    اختلال چند شخصیتی در فیلم من، خودم و ایرنه


    [​IMG]
    فیلم باشگاه مشت‌زنی که نقش اصلی آن مبتلا به اختلال چند شخصیتی بود



    در حالیکه نسخه‌ی چهارم کتابچه‌ی راهنمای تشخیصی انجمن روانپزشکی آمریکا که در سال 2000 منتشر شده است، مشخصه‌ی اصلی این اختلال را حضور دو یا چند شخصیت مجزا و یا حالت شخصیتی متفاوت، تعریف کرده است. با این حال به رغم ظاهر عمومی و حرفه‌ای این اختلال، تحقیقات بر روی این نظریه، شک و شبهه‌هایی به همراه داشته است.

    تفاوت‌های چشمگیر میان خرده شخصیت‌ها

    بسیاری از شواهد از این ایده حمایت می‌کنند که اختلال چند شخصیتی صرفا یک مساله جعلی نیست و بسیاری از افراد با این شرایط متقاعد شده‌اند آ‌ن‌ها یک یا چند خرده شخصیت دارند. اگرچه تعدادی از بیماران دچار اختلال چند شخصیتی تنها یک خرده شخصیت (به اصطلاح شخصیت تقسیم شده) داشته‌اند، بیشتر گزارش‌ها چندین شخصیت را گزارش کرده‌اند. در یک نظرسنجی که در سال 1989 توسط روانپزشک کالین راس صورت گرفت، او میانگین تعداد خرده شخصیت‌ها را 16 گزارش کرد. جالب است بدانید که این تعداد خرده شخصیت ظاهرا متعلق به شریلی آردل میسون بوده، زنی که با اسم Sybil در پرفروش‌ترین کتاب سال 1973 نقش داشت و دو فیلم بر اساس این کتاب ساخته شده است که محتوای آن اختلال چند شخصیتی است. ( شواهد بعدی نشان داد که درمانگر اول او، او را تشویق کرده بود که شخصیت‌های بیشتری از خود نشان دهد، تا مردم را تحت تاثیر قرار دهد.)

    "در موارد نادری تعداد خرده شخصیت‌ها ممکن است به صدها یا هزاران تا برسد."

    [​IMG]
    اختلال چند شخصیتی



    تفاوت میان این خرده شخصیت‌ها ممکن است چیز بسیار عجیبی نباشد. چرا که خرده شخصیت‌ها در درون همان بیمار ممکن است بسته به سن, نژاد و گونه‌ی آن فرد متفاوت باشد. حتی میان خرده شخصیت‌های افراد، اسب تک شاخ، ستاره‌ی دنباله‌دار، عروس شیطان، خدا و …. نیز گزارش شده است. یعنی نه تنها فرد در این اختلال ممکن است خود را شخصیت دیگری فرض کند بلکه ممکن است از گونه‌ی انسانی نیز خارج شود.

    علاوه بر این برخی متخصصان ادعا می‌کنند که دگر خرده شخصیت‌ها را می‌توان با ویژگی‌های عینی، از جمله دست خط‌های مجزا، نسخه‌های عینک متفاوت و آلرژی‌های مختلف شناسایی کرد. طرفداران فرضیه‌ی شخصیت‌های چندگانه مطالعات کنترل شده ای نیز در بین خرده شخصیت‌ها انجام داده‌اند، که نشان می‌دهد ممکن است در میزان تنفس، الگوهای مغز و میزان رسانایی پوست تفاوت‌هایی باشد.

    حال سوال این است که اگر فردی که می‌تواند بیش از یک شخصیت داشته باشد، آیا پیامدهای قانونی و درمانی خواهد داشت؟ پاسخ به این سوال اغلب به این صورت است که اگر او از اختلال خود ناآگاه بوده است، و مرتکب جرمی شود، بی‌گناه خوانده خواهد شد. حتی برخی از قاضیان به طور جداگانه از دگر هویت ها می‌خواهد که سوگند بخورند.

    در درمان این بیماران بسیاری از درمان‌گران تلاش می‌کنند تا آن‌ها را از طریق ادغام شخصیت‌های گسسته‌شان به یک کل منسجم تبدیل کنند. در انجام این کار ممکن است آن‌ها به بیماران کمک کنند که در یک “شخصیت مجری” ادغام شوند و از این طریق خطوط ارتباطی میان خرده شخصیت‌ها ایجاد کنند. در اغلب موارد هم این شخصیت مجری، همان شخصیت اصلی خود فرد است. روانپزشکی به نام فرانک پوتنم بیان می‌کند که استفاده از دفترچه‌ها و تابلوهای مخصوص برای اختلال چندشخصیتی می‌تواند کمک کننده باشد. به این شکل که از آن‌ها می‌خواهد یادداشتی برای خرده شخصیت دیگر خود بگذارند.

    گذاشتن قطعات پازل دگرهویت‌ها در کنار یکدیگر

    با وجود چنین شیوههایی، شواهد متقاعد کننده‌ای برای شخصیت‌های همجنسگرا در افراد وجود دارد. تمایز گزارش شده در میان خرده شخصیت‌ها عمدتا غیرمنتظره، غیرقابل تایید و دشوار است. به عنوان مثال، دست خط و صدای افراد بدون داشتن اختلال چند شخصیتی در طول دوره‌های کوتاه، به ویژه پس از تغییر خلق و خوی، ممکن است متفاوت باشد. طبق نظر روانشناسان دانشگاه آریزونا، تفاوت‌هایی که در واکنش‌های فیزیولوژیکی، مانند امواج مغزی یا هدایت پوست می‌تواند به تفاوت‌های خلقی یا افکار فرد در طول زمان مربوط باشد. افراد مبتلا به این اختلال مطمئنا تغییرات روانشناختی چشمگیری را در شرایط مختلف تجربه می‌کنند، بنابراین اگر فیزیولوژی آن‌ها تغییر نکند، جای تعجب خواهد داشت.

    اگر خرده شخصیت‌ها دارای شخصیت کاملا مجزایی باشند، باید حافظه‌ی آن‌ها برای خرده شخصیت‌های دیگر غیرقابل دسترس نباشد. با این تعدادی از روانشناسان در سال 2001 گزارش کرده‌اند که اگرچه تست‌های مستقیم آن‌ها نشان از این اختلافات در حافظه می‌داد، اما تست‌های زیرکانه و غیرمستقیم که با حساسیت بالاتری انجام شدند، نشان می‌داد که خرده شخصیت‌ها وجود مجزایی ندارند و به حافظه‌ی یکسانی دسترسی دارند.

    اگر خرده شخصیت‌ها شخصیت‌های مجزایی نیستند پس چه هستند. یک نکته: افرادی که مبتلا به اختلال چند شخصیتی هستند اغلب با معیارهای تشخیصی برای اختلال شخصیت مرزی، اختلال دوقطبی و سایر شرایطی که نشان‌دهنده‌ی بی‌ثباتی هستند، همخوانی دارند. در واقع تحقیقات نشان داده‌اند که 35 و 71 درصد بیماران مبتلا به اختلال چند شخصیتی دارای اختلال شخصیت مرزی نیز هستند. بدیهی است که هنگامی که افرادی که دارای رفتار خودمحور، روابط ناپایدار و ناخودآگاه هستند، علت رفتار خود را از درمانگران جویا شوند و آنها در پاسخ بگویند که ” ممکن است بخشی از شما بخشی دیگر را آگاه نکند که شما چه حسی دارید و چه می‌کنید” ، او خواهد پذیرفت که ذهنش دارای چندین خرده شخصیت است.

    داده‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از درمانگران از هیپنوتیزم برای درمان این اختلال استفاده می‌کنند، که ممکن است این افراد را در تشخیص رویا و واقعیت دچار مشکل کند.

    درمانگران در این راستا به این شکل می‌توانند به فرد کمک کنند که از تکنیک‌های برای برقراری ارتباط میان خرده شخصیت‌ها استفاده کنند و آن‌ها را به این باور برسانند که این افکار و احساسات مختلف آن‌هاست در یک شخصیت یکسان. تا فرد به درکی واقعی تر از خود دست یابد و در راستای بهبود گام بردارد.

    منبع: مشاوره روانشناسی فول فکر
     
    MajiD.JD، Mohammad، سایه و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. ღ مدیر"سابق" بخش عکاسیღ مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏14/6/15
    ارسال ها:
    2,305
    تشکر شده:
    19,155
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    designer / photographer
    واقعن خیلی بیماره بدیه
    خیلی هم شاهدش هستیم ...
    ان شا الله درمان بشن..

    مرسی سحر@};-
     
    MajiD.JD، DaniyaL، Roshana. و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    چه جالب بود، مرسی@};- ...فیلم باشگاه مشت زنی خیلی خوبه بقیه رو هم دانلود می کنم که ببینم @};-:>

    فقط اینجاش "حتی برخی از قاضیان به طور جداگانه از دگر هویت ها می‌خواهد که سوگند بخورند.":D
     
    MajiD.JD، DaniyaL، S o H a و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏15/8/17
    ارسال ها:
    5,320
    تشکر شده:
    42,648
    امتیاز دستاورد:
    113
    :eek::eek::eek::eek::x3::x3::x3::bucktooth::bucktooth::bucktooth::arghh::arghh::arghh:@};-@};-@};-
     
    MajiD.JD، S o H a و ~!Ala!~ از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. •|Goth Girl|• کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏3/6/15
    ارسال ها:
    1,429
    تشکر شده:
    15,440
    امتیاز دستاورد:
    133
    جنسیت:
    زن
    اختلال چند شخصیتی یا همان اختلال گسستگی هویت عبارت از وجود دو یا چند هویت یا شخصیت متفاوت در یک شخص واحد است که هر بار یکی از آنها کنترل و مهار رفتار او را در دست می گیرد. هر یک از این شخصیتها معمولأ نام، سن و سال، رشته خاطرات معین، و مجموعه رفتارهای مختص به خود دارد. در بیشتر موارد در اختلال چند شخصیتی شخص دارای هویت اولیه ای است با نامی که او را صدا می کنند که اصولا فعل پذیر، وابسته و افسرده است. هویتهای چندگانه هر یک دارای ویژگی هایی متضاد با هویت اولیه است، از قبیل خصومت ورز، کنترل کننده یا خود ویران ساز. هویتهای گوناگون شخصی گاهی حتی از لحاظ ویژه گیهایی از قبیل تواناییهای هنری یا ورزشی، دستخط و دانستن زبان خارجی نیز با یکدیگر تفاوت دارند. غالباً هویت اولیه هیچ آگاهی و اطلاعی از تجربه های هویت دیگر ندارد. وجود دوره های فراموشی (به صورت فقدان چند ساعتی یا چند روزی حافظه در طول هفته) می تواند نشانه و سرنخی از این اختلال باشد.

    اختلال چند شخصیتی بازتابی است از عدم توفیق در یکپارچه سازی جنبه های گوناگون هویت، حافظه، و خودآگاهی. این گسیختگی چندان جامع است که به نظر می رسد چند شخصیت متفاوت در جسم واحدی زیست می کنند. کسانی که از نزدیک با این قبیل اشخاص ارتباط داشته اند متوجه شده اند که تغییر شخصیت در آنان همراه با تغییرات ظریفی در اطوار بدنی و صدا است. هر شخصیت شیوه ای اختصاصی برای سخن گفتن و راه رفتن و اطوار بدنی دارد، و احتمال میرود در زمینه فرایندهای فیزیولوژیایی از قبیل فشار خون و فعالیت مغزی نیز تفاوتهایی داشته باشند.

    نام یکی از مشهورترین چند شخصیتی ها دختری به نام کریس سیزمور است که سه شخصیت او در فیلمی به نام سه چهرها به نمایش درآمد و خودش در زندگینامه خود به نام «ایو هستم» به تفضیل آن را تشریح کرد. یونا پسر هفده ساله یی که به خاطر سردردهای شدیدی که بدنبالش فراموشی پیدا می کرد در بیمارستان بستری شده بود مورد دیگری است که بررسیهای جامعی درباره او صورت گرفته است. پرسنل بیمارستان متوجه شدند که یونا هر روز تغییرات عمده ایی پیدا میکند و روانپزشک یونا سه هویت ثانوی متمایز در او شناسایی کرد. سه ساخت شخصیتی او دارای ویژگیهای زیر بود:

    شخصیت اولیه یونا: خجول، گوشه گیر، مودب و بسیار متعارف و عادی است. گاهی در مصاحبه ها دچار ترس و گیج می شد. یونا از شخصیتهای دیگرش ناآگاه است.

    سامی حافظه اش هیچ عیبی ندارد. سامی گاهی در جوار یونا قرار می گیرد و گاهی مستقل و پیشتاز است. در مواردی که یونا مشکلی پیدا می کند یا باید او را هدایت کرد، سامی اعلام آمادگی می کند، عنوان «میانجیگر» به او داده شد. خود سامی به یاد می آورد که در شش سالگی یونا آشکار شده، همان وقت که مادرش برای پدرخوانده اش چاقو کشیده بود و سامی به آنها توصیه کرده بود که دیگر در مقابل بچه ها دعوا نکنند.

    یانگ شاه، بین شش تا هفت سالگی یونا آشکار شد تا تکلیف هویت جنسی یونا را تعیین کند. مادر یونا چند بار در خانه لباس دخترانه به او پوشانده بود و یونا اسم پسرها و دخترها را در مدرسه قاطی می کرد. از آن به بعد یانگ شاه از تمایلات جنسییونا مراقبت کرده بود، بنابراین عنوان «عاشق» به او داده شد. یانگ شاه آگاهی مبهمی درباره شخصیت های دیگر یونا دارد.

    یوسف عبدالله، آدمی تندخو و خشمگین و دعوایی. یوسف می تواند دردهایش را ندیده بگیرد. حامی قسم خورده یونا است، به همین دلیل عنوان جنگجو گرفته است. در سن ۹ تا ۱۰ سالگی که یونا را گروهی از پسر بچه ها کتک زده بودند و یونا درمانده شده بود یوسف آشکار شد و بیرحمانه به آنها حمله کرد. یوسف نیز آگاهی مبهمی از شخصیت های یونا دارد.

    [​IMG]

    سه شخصیت پیرامونی درباره ی موجودیت یکدیگر آگاهی سطحی دارند اما همگی با یونا آشنایی نزدیک دارند. خود یونا به کلی از وجود آنها ناآگاه است.

    علل پیدایش اختلال چند شخصیتی
    بسیاری از کسانی که به اختلال چند شخصیتی دچار شده اند گزارش میدهند که در دوران کودکی دستخوش بهره کشی جسمی و جنسی بوده اند. اما به دلیل اینکه خاطرات کودکی ممکن است تحریف شود و مردمانی که گرفتار این اختلال هستند بسیار تلقین پذیر بوده اند، در صحت و سقم این ادعاها تردیدهایی وجود دارد. در هر حال اندیشه ی محافظت از کودکان در برابر تجربه های آسیبی، فرضیه ایی در باب نقش آفرینی این قبیل تجربه ها در ایجاد اختلال هویت رقم زده است.

    گمان میرود که نخستین تجربه گسیختگی در پاسخ به تجربه های آسیبی و در دوران کودکی روی دهد (معمولاً بین ۴ تا ۶ سالگی). کودک در مواجهه با رویدادی دردناک و رنج آور، شخصیت دیگری می آفریند که بار آن تجربه ی دشوار را بر دوش بکشد. در ماجرای یونا، شخصیت سامی (میانجیگر) هنگامی ایجاد می شود که یونا می خواست حمله ی مادر به ناپدری را حل وفصل کند.

    کودک برای دفاع از خویش در برابر تجربه ی بهره کشی، به گسیختن حافظه ی مربوطه از خودآگاهی خویش دست می زند. هرگاه بهره کشی به صورت سهمگین و مکرر باشد، این روش دفاعی در درازمدت هویتهای دیگری به وجود می آورد که فقط یک یا دو شخصیت فرعی از بهره کشی آگاهی دارند و بقیه از این درد و رنج بدون اطلاع می مانند.

    جدایی این شخصیت های چندگانه از یکدیگر موجب پنهان ماندن تجربه سهمگین از آنان است. به این ترتیب خاطرات و احساسات بهره کشی، مستمراً خودآگاهی کودک را آزار نمیدهند – مثلاً در اوقاتی که در مدرسه است یا با دوستانش بازی میکند. اکثریت بیماران چند شخصیتی مونث هستند و این واقعیت ناشی از احتمالی بهره کشی جنسی بیشتر از دختر بچه هاست.

    عامل دیگر ایجاد اختلال چند شخصیتی آسیب ناشی از خود هیپنوتیسمی است یعنی فرایند «خود را در حالت خلسه هیپنوتیسمی قراردادن». کسانی که گرفتار اختلال گسیختگی شخصیت هستند غالباً بسیار خوب هیپنوتیسم می شوند، و گزارش میدهند که تجربه خلسه شباهت به تجربه هایی دارد که در دوران کودکی پیدا می کرده اند. یکی از شخصیتهای یکی از این قبیل بیماران گفت «شخصیتها را از کنار هم چیدن چیزهای توی مغزش، میسازد: به ذهنش آرامش میدهد، فکرش را به شدت متمرکز میکند. آنوقت هر چه بخواهد میسازد». وقتی شخصی متوجه شود که ساختن شخصیت و هویت دیگر، از درد و رنج روانی او میکاهد، از آن پس نیز هر بار با مشکلات روانی / هیجانی دیگری روبرو می شود دست به ساختن شخصیت های دیگری میزند. بر همین اساس بود که وقتی یک گروه پسربچه یونا را در ده سالگی کتک زدند، او شخصیت دیگری به نام یوسف عبدالله ساخت. بعضی از این بیماران چندان به این شیوه شخصیت سازی برای مقابله با مشکلاتشان خو می گیرند که در بزرگسالی هم به این کار ادامه میدهند و سرانجام از این راه چندین شخصیت برای حل و فصل مشکلات خود پیدا میکنند.

    در گذشته بیماران دچار به اختلال چند شخصیتی بسیار کمیاب بودند. اما در سالهای اخیر شمار موارد گزارش شده اختلال چند شخصیتی در ایالات متحده افزایش یافته است. بعضی صاحبنظران این افزایش را بازتابی از بیشتر شدن علم و اطلاع متخصصان بهداشت روانی درباره این اختلال میدانند که منجر به شناسایی مواردی گردیده که پیش از این تشخیص داده نمیشد.

    منبع: ویکی روان
     
    MajiD.JD، سایه، Roshana. و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏15/8/17
    ارسال ها:
    5,320
    تشکر شده:
    42,648
    امتیاز دستاورد:
    113
    :arghh::arghh::arghh::arghh::arghh::arghh::arghh:عافتاب میترسه!:banghead::banghead::banghead::banghead:
     
    MajiD.JD، mahsa68، Roshana. و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. Darkness

    تاریخ عضویت:
    ‏18/3/13
    ارسال ها:
    3,394
    تشکر شده:
    19,397
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    B4A
    یه دوست داخل کلاس داشتم همینطوری بود...
    میگفت قبلا این بیماریو داشتم بخاطر شوک عصبی یا اتفاق تلخ برام افتاده بود چند شخصیت داشتم، احساس قدرت داشتم و میخواستم جلب توجه کنم.
    درکش نمیکردم. هنوزم واسه عجیبه....
    این فیلم هارو دیدم، جالبن و خوب این بیماری عجیبو نشون دادن.
     
    MajiD.JD، mahsa68، Roshana. و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. Darkness

    تاریخ عضویت:
    ‏18/3/13
    ارسال ها:
    3,394
    تشکر شده:
    19,397
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    B4A
    ترس نداره که... میبینی مثلا اینجا باهات مهربونم
    حضوری میبینمت، سرتو میبرم میدم با خودت ببری :D
     
    MajiD.JD، Roshana.، AftabGardoon و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏14/6/15
    ارسال ها:
    1,709
    تشکر شده:
    10,333
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    dancer , theater , teacher
    فیلم Sybil رو حتما ببینین . 13 تا شخصیت داره دختره.
    از رو واقعیت هم ساخته شده.
     
    MajiD.JD، mahsa68، Roshana. و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏15/8/17
    ارسال ها:
    5,320
    تشکر شده:
    42,648
    امتیاز دستاورد:
    113
    نه نه مرد هزار چهره چند شخصیتی نبوده!
    مجبور بوده!
    جالب بوده که مشخص هم بوده ک بلد نیستش!!
    میوفتاد توی هچل!
     
    MajiD.JD، mahsa68، Roshana. و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.