سلام سلام رسيديم به نظرسنجي ديالوگ نويسي عاشقانه نوشته هاي دوستان رو اينجا قرار ميدم و شما عزيزان ميتونيد به دو تا از بهترين نوشته ها راي بديد براي راي دادن چند تا نكته لازم و ضروريه كه بايد رعايت كنيد: اول اينكه كاربراني كه زير ٥٠پست ارسالي دارند نميتونن راي بدن دوم اينكه كاربري نميتونه به نوشته خودش راي بده و به دو تا از شركت كنندگان ديگه بايد راي بده سوم اينكه هر كسي كه راي ميده دليل راي خودشو تو تاپيك مينويسه مثلا من به ...و ... راي دادم بخاطرِ .....(دليل رو ذكر ميكنيد) چهارم اينكه شركت كننده ها تا پايان راي گيري حق تبليغ يا ترغيب كاربران براي دادن راي بهشون و ندارن .در صورت مشاهده از دور مسابقه حذف ميشن لطفا با دقت قوانين و بخونيد چون اگر كسي موارد بالا رو رعايت نكنه رايش شمرده نميشه مسابقه تنها به جهت سرگرمي و شاديه پس با مسائل خاله زنكي و حاشيه هاي الكي مسابقه رو خراب نكنيد ٦روز فرصت داريد راي بديد همگي موفق و شاد و پيروز باشيد ديالوگ شماره ١ + بیدارشو هلیا... امروز که برگردیم هرصبح شاید آخرین باری باشد که موهایت را می بافم - مادرت آخر موهای مرا قیچی می کند ! + عیبی ندارد. موهای تو کوتاه هم که باشند من آنها را برایت می بافم - آخر چطوری؟ + نمی دانم شاید یک گیس از پیچک وحشی برایت ساختم - خیلی خوب است..آخر مادرت که نمی تواند همه ی پیچک های وحشی دشت را قیچی کند ! +بیدارشو دیگر.. ! - میترسم..میخواهم با چشمان بسته تصور کنم کنار ساحل نشسته ایم و صبحانه میخوریم و به مرغ های ماهی خوار که بر سر یک تکه ماهی ِ مرده روی آب به جان هم افتاده اند میخندیم ! +پدرت هم به جان من افتاده! -حتما پدرم فکر می کند من همان ماهی مرده ام.. ديالوگ شماره ٢ + حواست کجاست بازم که تو فکری؟ - آره + بازم تو یاد ملینا افتادی - دست خودم نیست، 4 ماه گذشته و اثری ازش نیست. خاطراتش باهامه تو که میدونی تو کلاس هم بخاطرش تمرکز نداشتم همیشه استاد بهم میخندید. + میدونم... تو خودت نریز، حرف بزن تا آروم بشی - سخته به این فکر میکنم چطور با اون همه مهربونی و عشقی که داشت از من گذشت حتی دلیلشم نمیدونم، انگار یک نفر سالها تو رو جا گذاشته و رفته + بی حکمت نبوده، حتما چیزی بوده - همه چی سریع اتفاق افتاد، وقتی زنگ زد گف بیا کافه هنوزم آخرین نگاهش، از یادم نرفته. خیلی عجیب بود رفتارش... میدونی، حس میکنم میخواست تظاهر کنه که براش مهم نیستم اما بازیگر خوبی نبود، حواسش نبود و همونجور چند ثانیه به من خیره موند...چشمای آدما هیچ وقت نمیتونن دروغ بگن... + ببین عشق میتونه خیلی چیزا باشه، همیشه به هم رسیدن نیست... گاهی میتونه از خود گذشتگی باشه و حتی دوری آدما باعث نمیشه عشق از بین بره - چطور؟ منظورت چیه؟ + هیچی بیخیال - پس خیلی نامرده که اینجوری تنهام گذاشت + داری زود قضاوت میکنی - تو یه چیزی میدونی، بگو... خواهش میکنم حقیقتو بگو + باشه، آروم باش میگم - آرومم بگو + اومممم بخاطر بیماریش اینکارو انجام داد... دکترا جوابش دادن دیگه زیاد فرصتی نداشت، نمیخواست بیشتر از این وابسته بشی و عذاب بکشی از منم خواسته مواظبت باشم - نه، دروغه... بگو دروغه لعنتییییی + آروم باش - بگو الان کجاست... زود باش + بیمارستان (...)، کاری از تو بر نمیاد - ولم کن، الان میرم اونجا ( با عجله رفتم... نفهمیدم چطور رسیدم صحنه ای که دیدم باورم نمیشد، خودش بود... ولی نه مثل همون غروبی که اخرین بار که دیدمش. لاغر، نحیف، بیمار، رنگ پریده، پر از رنج، شده بود یه چند تا دستگاه هایی بهش وصل بودن و... با ترس و دلهره بهش نزدیک شدم. خیلی خیلی سخت بود. انگار داشتم خواب میدیدم) - چطور تونستی با من اینکارو کنی؟ چرااا به من نگفتی چرا نذاشتی کنارت باشم تا کمتر عذاب بکشی... چرا فک کردی اینجوری بهتره? اخه چرا نذاشتی، به درک که من غصه میخوردم... الان چی که دارم پرپر میشم؟ بدون تو هر روز میمیرم... تو رو خدا پاشو خواهش میکنم. دکترت الان گفت تا الان زنده موندنت معجزه بوده و انگار بیمار چشم انتظاره... حتما منتظر من بودی که بیام مگه نه؟ میدونم صدامو میشنوی اینو بدون تا ابد تو قلبم هستی و هیچ وقت نمیتونم فراموشت کنم دستگاه =___\/____________________ (سالهاست که از رفتت میگذرد... و من هنوز در اوج تنهایی خود با خاطراتت زندگی میکنم، آخرین نگاهم به خطی صاف قلبت گره خورد که تو برای همیشه ترکم کردی ولی میدانم نگاهت هنوز با منه... سالهاست به این امید زندگی میکنم که شاید دنبالم بیایی، مرا پیش خود ببری و مرا از این سیاهی دنیایم نجات دهی... شاید آن روز که انتظارشو میکشم نزدیک باشد، شاید... در خلوت خود به یادت همیشه، این ترانه رو زمزمه میکنم... شاید که برگردی، شاید که پیدا شی شاید که آغازی،، در انتها باشی ) ديالوگ شماره ٣ _چرااا ؟؟فقط بهم بگو چرا ؟؟؟فقط برام یه دلیل بیار ؟؟پرونده این فکر و خیالا این سوالا که دارن دیوونم میکنن رو ببند !!!تو رو خدا فقط بگو چرا نمیشه ؟!!!چرااا نباید !!!اخه چرا من ،من چیکارت کردم ... تموم کن این سکوتو این نگاه مسخره رو دارم دیوونم میشم از این همه سکوت ... داری منو دیوونه میکنی +.... بس کن ... این همه خودتو آزار نده قبول کن نمیشه ....نمیتونیم _یعنییی چییی که نمیتونیم یعنی چییییی + داد نززن، بس کن ...فقط بس کن یعنی چی تا میای حرف بزنی صدات میرسه تا ده تا خونه اون ور تر _ درد دارممم میفهمیییی ؟؟؟؟داغونم میفهمی اینووووو درد دارررمممم دلم داره میترکه کم اوردم دیگه کم اوردم تحملم تموم شده آخ خدااا ،چرا آخه اینجوری بازی میکنی باهام خدا دِ لعنتی من که دوستت داشتم ... من که دوستت دارم شدم مث معتادی که خماره یه ذره دوستت دارمه که تو بگی +جون مادرت دوباره شروع نکن این بحثو ،لامصب بفهم من حالم خوش نیست به همون خدا که باورش داری حال من یه نفر خیییلی بدتر از توئه فکر میکنی برا من آسونه ؟؟؟ آسونه نباشم .؟؟؟!!!!!. فکر میکنی من داغون نیستم حتی فکر اینکه چند سال دیگه یکی دیگه ممکنه وارد زندگیت شه منو میکشه ولی ...من نمیتونم باشم ...نمیتونم بمونم و ببینم بدبخت شدنتو ...مخصوصا اینو که من دارم بدبختت میکنم نمیتونمممم تو چرا نمیفهمی ؟؟؟ چرا خودتو میزنی به نفهمیدن دختر خوب هزار بار بهت گفتم دلیلمو هزار باررر و تو هی میگی یه دلیل برام بیار نمیشهههه باور کن نمیشه حالام گریه نکن روانی نکن منو میزنم همه چیو داغون میکنماااا ،نکن این کارو ... گریه که میکنی دوس دارم سرمو بکوبم به دیوار _نمیخوام من به بدبختی که تو باعثش باشی راضیم من به سوختن تو اتیش راضیم اگه قراره تو کنارم باشی همه زندگی من تویی ...توی لعنتیییی همه ی دنیای منی دیدی ،خودت که دیدی گذاشتی رفتی باز نتونستم برگشتی شروع کردی زخم زبون زدن ، دلم شکست ولی از دوس داشتنم کم نشد ...کم نمیشه بدترین ادم رو زمین هم بشی،از عشق من کم نمیشه بابا من نمیتونم این دل بی صاحاب مونده نمیتونه بفهمه نباید برا تو بزنه این مغز احمقققق نمیتونه تو رو فراموش کنه، نمیتونه بدون تو بودنو تصور کنه میخابممم توییی بیدار میشم تویی هر کاری میکنم تویی .... تو هستیییی .. نمیتونم به قرآن نمیتونم ... به جون خودت من بدون تو نفسم بالا نمیاد +آروم باش عزیز دلم باشههه باشههه فقط تو اینجوری گریه نکن به خدا داری با این اشکات منو نابود میکنی قربون اون چشای قشنگت اگه میخای باشه بچه به درک اینده به درک فقط تو بخند فقط تو خوب باش نمیرم هیجا نمیرم ... بیا ببینم اینجا _بهشت منو ازم نگیر خب قول بده قول مردونه من خیلی هم خوشبخت میشم.... مگه میشه تو باشی مال من باشی و من خوشبخت نباشم +زبون نریز توله غر میزنی ،جیغ جیغ میکنی من دلم میره چه برسه اینجوری دلبری کنی بعدشم آروم بگیر آتیش نسوزون ..... ديالوگ شماره ٤ تو قرنِ بي وفايي آدما تنها جاييكه اعتماد و آرامش دارم زانوهاي پرمحبت مادرمه..سرم رو پاهاشه و انگشتاي لرزونش نوازش ميده موهامو -حواست كه پرت ميشه،چشمات ميره يه جاي دور ..اين دفعه كجا فرستاديشون؟ (نگاش كه ميكنم چشمام سر ميخوره تو مهربوني چشماش.ميدونم كه نميتونم دروغ ببافم براش) +مامااان؟ -جانِ مامان؟ +فكر ميكني چند درصد از عاشق معشوقا سهم همن ،چند درصدشون قسمت هم؟ -خودت چي فكر ميكني؟ +كاش خيلي هاشون سهم هم باشن.. لبمو ميگزم و ادامه ميدم:مثل من و .. (نگاهشو با مهربوني ميپاچه رو صورتم و با لبخند دلنشينش دلمو قرص ميكنه) -اميد دخترِ من نبايد كوچيك باشه ! +نااميد نيستم ،دو دلم مامان تو هم اون روزا مثل من بودي؟ تو هم حالت مثل من بود؟ -بيا هيچوقت عاشقانه هامون رو به هم نگيم (با زيركي نگاهشو ازم ميدزده كه از چشماش چيزي رو نخونم..) +خب پس يه چيزي بگو بهم نيرو بده -عشق خودش يه نيروي قويه ...قدرت داره يا حالتو خيلي خوب كنه يا به مرز جنون و افسردگي برسوندت +.. -اگه الان حالت باهاش خوبه نذار روزگار حالتو عوض كنه نذار دنيا عوضت كنه..هميشه همينجوري عاشق بمون دختركم.. (با گفتن حرفاش دوباره چشمام بودند كه همراه با دلم رفتن يه جاي دور..همونجا كه اونم بود)
دوستان من فعلا نظرسنجي و نذاشتم كه متن ها رو با دقت بخونيد و راي ها عجله اي نباشه امشب يا فردا نظرسنجي و به تاپيك اضافه ميكنم پس فعلا فقط متن ها رو بخونيد و راي هاتون و نگيد
درکل خوب بودن ولی من اون حسی که باید ازشون میگرفتم نگرفتم به عنوان خواننده دیالوگ عاشقی ،فقط دیالوگ شماره2 یکمی حسو رسوند سهم جامعه من از عاشقی جدایی و درداش هست چه اهنگ باشه چه دیالوگ چه داستان توعاشقی رسیدن نیست مگه هرجا حرف عاشقیه همش جداییه نمیدونم شاید من اشتباه میکنم شایدم واقعا چیزی هست که جامعه درگیرش هست عشق و عاشقی فقط درد و جدایی
۴ متفاوت بود خیلی نه ولی متفاوت بود دو خیلییییی کلیشه ایه تقریبا نصف بیشتر رمانای ایرانی فیلما به هر حال من به ۴رای میدم^_^
من به شماره ی یک رای دادم! و شماره ی 4! دلیل رای به یک: جوش رو دوس میداشتم! دلیل رای دو: جالب تر از بقیه بود بعد از یک! بقیه نویسنده ها هم خدا قوت دارن!
@AftabGardoon راي هات ثبت نشده عزيز @n@der دليل راي تون وبايد بنويسيد @اشك قلم مهسا جونم دليل رايتون و بايد بنويسيد در غير اين صورت راي ها شمرده نميشه ***لطفا قوانين راي دادن و با دقت بخونيد