1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

نمایی هوایی از پسر دهه شصتی !!

شروع موضوع توسط n@der ‏25/1/18 در انجمن سـرگـرمـی

  1. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏20/5/15
    ارسال ها:
    4,403
    تشکر شده:
    20,494
    امتیاز دستاورد:
    215
    جنسیت:
    مرد
    تصویری هوایی از کله یک دهه شصتی در دوران مدرسه [​IMG]

    [​IMG]

    وزیر کار: بیکاری دهه شصتی ها نمی گذارد اشتغال زایی ما احساس شود.
    من یک دهه شصتی از غافله جا مانده
    با نحسی پیشانی از معرکه ها رانده
    یک نسل پر از حسرت، بهر دگران عبرت
    در بازی این دنیا بازنده و بازانده
    تا بوده جهان بوده مانند پدر اما
    تا نوبت ماشد، شد مانند پدر خوانده

    ما مثل " کوزت " بودیم، او مثل تناردیه "
    در غیبت " ژان والژان" بر پیکر ما رانده
    بیماری و بیکاری شد قسمت ما زیرا
    انگار که از اول بودیم پسر خوانده
    در عرصه این دنیا شد جور نصیب ما
    چون حس تنفر در مهمانی ناخوانده

    هر لحظه به صف بودیم، همواره به کف بودیم
    مانند کنف بودیم، پیچیده و چیچانده
    درمان و دوای ما در موقع بیماری
    یک آبِ زیپو آن هم مشهور به جوشانده!
    این چرخ و فلک دائم تا شد عصبی قایم
    با غیض و غضب ما را بی فاصله مالانده
    یک معضل لاینحل بودیم از آن اول
    چون لقمه که ناغافل در راه گلو مانده


    [​IMG]
    چقدر سر سوزاندن اداپتور اینا کتک خوردیم و کتک زدیم !!!!



    کی یادشه کاغذارو با آب دهنمون خیس میکردیم بعد بالوله خودکار مچسبوندیم به سقف

    يكي از لوازم تحريراي لوكس زمان ما از اين پاككن هايي بود كه يه سرش پاك ميكرد اون يكي سرش جاروووو !!
    حكم تبلت الآن رو داشت!

    [​IMG]
    Need for speed یک نسل سوخته [​IMG]

    درد دل یه دهه ۶۰: خدایا! من فکرکنم ما دهه 60ی ها رو از رو زمین حذف کنی تمام مشکلات دنیا حل بشه!
    جنگ و قحطی و کنکور و مجردی و بیکاری کم بود، حالا وظیفه افزایش جمعیت هم افتاد گردن ما !!


    [​IMG]
    فقط یک دهه شصتی میدونه برای این نامه چه مصائبی کشیده شد ، از نوشتنش ، قایم کردنش و رسوندنش و انتظار برای پاسخش [​IMG][​IMG]
    البته چه شیرین بود ....... بجز کتک خوردن بعد از لو رفتن نامه!!!

    ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ ﻣﯿﺨﺮﯾﺪ...
    ﻟﺤﻈﻪ ﺷﻤﺎﺭﯼ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺍﻭﻥ ﻣﺎﺩﻩ ﯼ ﺩﺍﺧﻠﺶ ﺗﻤﻮﻣﻪ ﺑﺸﻪ...
    ﺑﻌﺪ ﺗﻮﺵ ﺁﺏ ﭘﺮ ﮐﻨﻢ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻢ...
    ﺍﯾﻦ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪﺕ ﺗﺮﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﭽﮕﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ...

    [​IMG]
     
    m naizar، اشک قلم، Roshana. و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏7/6/12
    ارسال ها:
    12,074
    تشکر شده:
    28,122
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    بیماری و بیکاری شد قسمت ما زیرا
    انگار که از اول بودیم پسر خوانده
    در عرصه این دنیا شد جور نصیب ما
    چون حس تنفر در مهمانی ناخوانده


    :head::thumb:
     
    m naizar، n@der، Roshana. و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.