تلنگرطرح یک تانگو ِ کج و کوله، وسط پایکوبی ِ اشباح پند ِ قدیس قصه بی منظور، توی گوش ِ \\\" فلانی \\\" ِ گمراه سفر آبیِ ِ\\\" هلو و سیب\\\"،روی امواج حوض ِتکراری سرخی ِ \\\" هندوانه\\\" کالی، گرو ضربه های اجباری! خنده های تصنعی بین ِ، آنتراک ِ گس ِ هم آغوشی دود ِ سیگار ِ مشکی ِبد بو، بعد، تکرار و بعد،بیهوشی... \\\"هو هو\\\" ِ جغد ِ مست ِ لا یعقل،جایِ \\\" کو کو \\\" ِ جوجه ی ساعت کنج ذهن زن نویسنده، یکنفر مرده ، راحت ِ راحت! مرد ِ شبگرد ِ کوچه در خواب و ، پاسبان ِ تقلبی ، بیدار! حرفهایی که گوش کم دارد، عقده هایی که مقصدش...دیوار جمله های عجیب و بی معنی،واژه های مریض و مخروبه حس ِ مجنون ِ قصه در خُر خُر ، استرس های تلخ ِ معشوقه کِشتی ِ پر ابهت ِ قصه، غرق در اسم ِ رمز ِ\\\" تایتانیک!\\\" بستن ِ ساک ِ رفتن از امروز، از خیال شب ِ تنی تاریک آخر ِ ماجرای یک تردید!،اول ِ فیلم ِ همسفر...انگار بار بسته زن ِ خیانتکار،از کمین ِ شب ِ هوس...اینبار
#تلنگر خوبه یاد بگیریم که: دخالت در زندگی دیگران، کنجکاوی نیست؛ فضولیه! تندگویی و قضاوت در مورد دیگران، انتقاد نیست؛ اسمش توهینه! هر کار یا حرفی که در آخرش بگی شوخی کردم، شوخی نیست؛ حمله به شخصیت اون فرده! بازی کردن با احساسات مردم زرنگی نیست؛ اسمش هرزگیه! خراب کردن یه نفر تو یه جمع، جوک نیست؛ اسمش کمبوده...!
#تلنگر بیاموزید زندگی خصوصیتان را خصوصی نگه دارید، در غیر اینصورت دیگران زندگی شما را وسیله سرگرمی خود خواهند کرد..!
#تلنگر فکرهای منفی این قدر در ذهن باقی میماند و دنبال هم میچرخد تا تبدیل به یک کلاف سر در گم می شود. افکار مزاحم را از خود دور کنیم.
#تلنگر ظرفیتها را بشناس تا لباست مثل من لکه بر ندارد ..! ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﻟﯿﻮﺍﻧﻨﺪ! ﻇﺮﻓﯿﺘﻬﺎﯾﯽ ﻣﺸﺨﺺ ﺩﺍﺭﻧﺪ... ﺑﻌﻀﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ، ﺑﻌﻀﯽ ﻓﻨﺠﺎﻥ، ﺑﻌﻀﯽ ﻫﻢ ﯾﮏ ﭘﺎﺭﭺ ﺑﺰﺭﮒ! ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺏ ﺑﺮﯾﺰﯼ، ﺳﺮ ﺭﯾﺰ ﻣﯿﺸﻮﺩ! ﺧﯿﺲ ﻣﯿﺸﻮﯼ... ﺣﺘﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻭﺝ ﺑﺪﺷﺎﻧﺴﯽ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺁﺏ، ﺷﺮﺑﺘﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﺳﺮﺭﯾﺰ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ، ﻟﮑﻪ ﺵ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺎﺳﺖ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ...! ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﺜﻞ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻣﯿﻤﺎﻧﻨﺪ... ﻇﺮﻓﯿﺖﻫﺎﯾﯽ ﻣﺸﺨﺺ ﺩﺍﺭﻧﺪ... ﻟﻄﻔﺎً ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻋﻄﻮﻓﺖ ﺩﺭ ﭘﯿﻤﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻭﺟﻮﺩﯾِﺸﺎﻥ، ﻇﺮﻓﯿﺘﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺴﻨﺞ... ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﻦ... ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﺭﺍ ﻧﮑﻨﯽ، ﺍﮔﺮ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﻨﯽ، ﺍﮔﺮ ﺳﺮ ﺭﯾﺰ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﺎﻻ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ، ﺑﺎﺩ ﺍﻟﮑﯽ ﺑﻪ ﻏَﺒﻐَﺐ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﻭ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ ﺭﺍ ﻟﮑﻪ ﺩﺍﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﻭ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ ﺧﻮﺩﺕ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺑﺎﺵ، ﻧﻪ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﮐﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﻟﯿﻮﺍﻧﻨﺪ
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ: ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﻳﺪ؟ ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻡ، ﺳﻘﻒ ﮔﻔﺖ: ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ! ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮔﻔﺖ: ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﮕﺮ! ﺳﺎﻋﺖ ﮔﻔﺖ: ﻫﺮ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﺑﺎﺍﺭﺯﺵ ﺍﺳﺖ! ﺁﻳﻴﻨﻪ ﮔﻔﺖ: ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﺑﻴﻨﺪﻳﺶ! ﺗﻘﻮﻳﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﺵ! ﺩﺭ ﮔﻔﺖ: ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻫﺪﻑ ﻫﺎﻳﺖ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻫُﻞ ﺑﺪﻩ ﻭ ﻛﻨﺎﺭ ﺑﺰﻥ!
#حکایت #تلنگر مهربان تر باشيم: سرخپوست پیری برای کودکش از حقایق زندگی چنین گفت : در وجود هر انسان ، همیشه مبارزه ایی وجود دارد مانند ، مبارزه ی دو گرگ که یکی از گرگها سمبل بدیها مثل : حسد ، غرور ، شهوت ، تکبر و خودخواهى و دیگری سمبل مهربانی ، عشق ، امید و حقيقت است کودک پرسید : پدر کدام گرگ پیروز میشود ؟ پدر لبخندى زد و گفت : گرگی که تو به آن غذا میدهی .
#تلنگر بعضی ها را باید خیلی زود کنار گذاشت! همان هایی که زبان خوب بودن را نمی فهمند بی خیال دوست داشتنت می شوند و طوری خودشان را سرگرم اطراف می کنند انگار هرگز نبوده ای… به خیال خودشان می خواهند عاشق ترت کنند! حالا تو هر چه می خواهی زجر بکش شبها بی خواب شو هی پیام بده … هی زنگ بزن … مهم نیست که به خیال خودشان دست نیافتنی ترند ، قشنگترند … اینجور آدمها خطرناکند اینهارا باید با خیالاتشان تنها گذاشت اینها را باید خیلی زود کنار گذاشت قبل از آنکه از تمام عشق های دنیا بدت بیاید…!
#تلنگر گاهی برای رهاشدن از زخم های زندگی باید بخشید و گذشت .... میدانم که بخشیدن کسانی که از آنها زخم خورده ایم، سخت ترین کار دنیاست.... ولی،، تا زمانی که هر صبح چشمان خود را با کینه بازکنیم و آدمهای، خاطرات تلخ را زنده نگه داریم و در ذهن خود هر روز محاکمه شان کنیم.... رنگ آرامش را نخواهیم دید !! گاه،،، چشم ها را ، باید بست و از کنار تمام بد بودنها گذشت.