خدا..... داری میبینی دیگه!؟ هوم!؟ نداشتیما..... یکی دوسال پیشُ یادت رفته؟! عاخه دوباره!؟ نمیدونم چی بگم عاخه اون بدبخت چع گناهی کرده؟! چرا باید این میشد تٙهِش!؟ هااااان!؟ چرا!؟ تقصیرخودمونه!؟ عاره؟! ببر راحت کن! ببر بذار راحت شیمـ......نمیشه اینجوری.... چقد تحمل....چقد بیخیالی.....بس نبود اون!؟ عذاب وجدانم اضاف کردی!؟ گناهش چیه عاخه!؟ کاش اینطوری نمیشد... حداقل چندسال میگذشتـ........ یعنی الان در چع وضعیتیه.......هوووووف لنتی.....لنتی: ( کاش پیشش بودمــ..........کاشـ منِ لنتی پیشش بودمـ...!
تمام حجمِ دلم را تــــو اشغال کرده اے به اندازه تمام حجم دلم دوستت دارم...... @sarabala پروفت بسته بود:/
یک عکسِ کوچکِ تاخورده از مردی که پیراهنش هنوز روشن است چند شعر عاشقانۀ کوتاه از شمارهای که چند سال ست خاموش است و یک جفت چشم که هرشب تا صبح به این هردو خیره مانده است نگهبانِ شبِ کارخانهای ورشکستهام گاهی آرزو میکنم دزدی بیاید... بهجای دستها و دهانم چشمهایم را ببندد... #لیلا کردبچه