قَراراَستچَندسالِبَعد، بِهدَردهایِاَلانِمانبِخَندیم... خُدامیدانَدآنزَمانچِهدَردهایی عَذابِمانمیدهندکِهدَردهایِکُشَندِهیِاَلان خَندِهدارجِلوِهمیکُنَند!
عروسکی بودم برات که تو بهم نفس دادی... دلم رو یه روز خریدی فرداش آوردی پس دادی... بگو برات من چی بودم عروسک مغازه ای... کهنه شدم رفتی حالا دنبال یه عشق تازه ای...