1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

...ایستگاه آخر...

شروع موضوع توسط Roshana. ‏9/9/17 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    دیگر منتظر کسی نیستم
    هر که آمد
    ستاره از رویاهایم دزدید
    هر که آمد
    سفیدی از کبوترانم چید
    هر که آمد
    لبخند از لب‌هایم برید
    منتظر کسی نیستم
    از سر خستگی در این ایستگاه نشسته‌ام!

    "رسول یونان"
     
    para3to، AftabGardoon و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    چنان تنهاییِ وحشتناکی حس می‌کردم که خیال خودکشی به سرم زد، تنها چیزی که جلویم را گرفت، این فکر بود که من در مرگ تنهاتر از زندگی خواهم بود.

    "ژان پل سارتر"
     
    para3to، AftabGardoon و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]

    تو را نجات خواهم داد
    ‎از فرسودگی ایام و
    ‎رویای غمگین آزادی
    ‎تو را از حسرتِ زیستن
    ‎تو را از مرگ نجات خواهم داد
    ‎چرا که تو
    ‎هنوز زیبایی
    ‎تو
    ‎هنوز
    ...
    ‎می‌ترسم
    ‎از حادثه‌ای
    ‎که رفتنت را خبر نمی‌کند
    ‎بیشتر اما؛ از مرگ
    ‎که می‌خواهد با تو زیباتر شود...

    ‎"مونا عطایی"
    ​
     
    رهگذر، para3to، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    آهای آیندگان، شما که از دل توفانی بیرون می جهید
    که ما را بلعیده است.
    وقتی از ضعف های ما حرف می زنید
    یادتان باشد

    که از زمانه سخت ما هم چیزی بگویید.
    به یاد آورید که ما بیش از کفشهامان کشور عوض کردیم
    و میدانهای جنگ طبقاتی را با یأس پشت سر گذاشتیم،
    آنجا که ستم بود و اعتراضی نبود.
    این را خوب می دانیم:
    حتی نفرت از حقارت نیز
    آدم را سنگدل می کند.
    حتی خشم بر نابرابری هم
    صدا را خشن می کند.

    آخ، ما که خواستیم زمین را برای مهربانی مهیا کنیم
    خود نتوانستیم مهربان باشیم.

    اما شما وقتی به روزی رسیدید
    که انسان یاور انسان بود
    درباره ما
    با رأفت داوری کنید!

    " برتولت برشت"
     
    رهگذر، AftabGardoon و para3to از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏15/8/17
    ارسال ها:
    5,312
    تشکر شده:
    42,648
    امتیاز دستاورد:
    113
    خاک در دیده بسی جان‌فرساست...
    ...سنگ بر سینه بسی سنگین است
    ...پروین جان اعتصامی...
     
    رهگذر و Roshana. از این پست تشکر کرده اند.