آیین مزدک که به خرم دین یا درست دین نیز مشهور است ،توسط مزدک در زمان قباد اول (۴۸۸ ـ ۵۳۱) ، پادشاه ساسانی ظهور کرد . تاریخ دانان اسلامی مانند شهرستانی (الشهرستانی) و ابن الندیم الوراق بیان کرده اند که مذهب مزدک بسیار به مذهب مانوی شباهت داشته است. مزدک پسر بامداد و از اهل نیشابور بود . او قباد را به مذهب خویش فراخواند و دعوت او از جانب قباد نیز مورد پذیرش قرار گرقت . مزدک مانند مانی معتقد بود که روشنایی و تاریکی دو چیز کاملاً مخالف هم هستند و روشنایی عاقلانه عمل و می کند و تاریکی جاهلانه . مزدک مانند مانی کشتار و خونریزی را منع می کرد .او عقیده داشت که جهان از ۳ عنصر آب و آتش و خاک تشکیل و ترکیب شده و خوبی و بدی نیز از همین ۳ عنصر تشکیل شده اند . عالم معنوی در پیش روی مزدکیان به این صورت بود که آقای آسمان مانند پادشاهی بر روی تخت خود نشسته و چهار قوه در پیش روی او ایستاده اند : شعور – عقل – حافظه – شادی . این چهار قوه با کمک شش وزیر کار های جهان را اداره می کنند : سالار – پیشکار – باروان – کاردان – دستور – کودک . مزدیکان معتقد بودند که اگر انسانی این چهار قوه و شش وزیر و اختیارات ۱۲ گانه ( خواننده – دهنده – ستاننده – برنده – خورنده - رونده – خیزنده – کشنده – زننده – کننده – آینده – شنونده – پایبند ) را در خود جمع کند به مرتبه ای می رسد که دیگر وظیفه و مسئولیتی برای او نیست . بر اساس گفته های تاریخ دانان اسلامی مزدک کتابی داشته که از میان رفته اما ابن مقفع آن را به عربی ترجمه کرده بود . خسرو انوشیروان در زمان پادشاهی قباد شروع به کشتار پیروان مزدک کرد و آن ها را بر انداخت . اما مزدیکان با اسلامی دیگری مانند خرم دینان و … تا حدود ۳۰۰ هجری در ایران باقی مانند و با خلفای بنی عباس جنگ ها کردند تا آنکه شکست ها خوردند و به کلی از بین رفتند .