من، همون که خوش بود یه وقتی سر حال و سنگی، سف بود میفهمی همه چی پیچید و همینه صاف روزاشم مث همه حتا روز تحویل سال، هه همیشه متنا بلند بوده مشتی رفیق هر نوعش، با هر نوعی گشتیم و دیدیم تهش با زخمی تنهاییم ولی خو خوش گذشت یه وقتایی دلخوشی_حصین
یه عشقه نقره ای یه جعبه پاپکرن نه نه نه تو نیستی هاردکور جواب آمادس قبل سوالای بازپرس خودمونیم، پره پاسپورت تو داشبورد فدایی یه عشقه نقره ای
دل به من نبند من یه روزی تو بادم یه روز زیر شونم یه روزی آزادم تقدیرم این بود نگاهم کنی هی بلند شم و تو کوتاهم کنی کندی نکن کار تو بریدنه نترس کار من دوباره روییدنه اگه نبری و دم از جنگ بزنی شاید یه گوشه تو انبار زنگ بزنی تَرک ♡علی سورنا♡
نگا میکردی از قله زمینو وقتی هفت پُشت بودی با غُصه غریب حالِ اون روزات قیمتی بود مثِ الآنت نبود که بشه مفت بخریش نه ، سال بعد سال ، پاییز بعد پاییز این روزا مثل الکل میپَرن از دَم اونا که میگفتن باهاتن تا تَش زودتر أ غریبه ها جیم زدن رفتن همونا ک وقتی پُر بود دلت گفتن خالی کن خودتو حرف دلتو بزن ولی وقتی حرف دلتو زدی دلِ همشونو زدی مسلک_تا به خودت میای
دست همه رو تو بستی ناز نکن باید قر بدی گلم بگو چرا بیکار نشستی؟ فاصله رو کم کن وقت کمه زودتر بیا نزدیکم بیا بیا خوش باش امشبو بگو که نمیری از پیشم مگه نمیشنوی ، سعید پانتر