1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اشعار خواجو کرمانی

شروع موضوع توسط P/A ‏19/4/17 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/4/17
    ارسال ها:
    2,501
    تشکر شده:
    15,705
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    چون پیکر مطبوعت در معنی زیبائی
    شاعر خواجوی کرمانی

    چون پیکر مطبوعت در معنی زیبائی

    صورت نتوان بستن نقشی بدلارائی
    با نرگس مخمورت بیمست ز بیماری

    با زلف چلیپایت ترسست ز ترسائی
    مجنون سر زلفت لیلی بدلاویزی

    فرهاد لب لعلت شیرین به شکر خائی
    چون سرو سهی می‌کرد از قد تو آزادی

    می‌داد بصد دستش بالای تو بالائی
    آنرا که بود در سر سودای سر زلفت

    گردد چو سر زلفت سرگشته و سودائی
    گفتم که بدانائی از قید تو بگریزم

    لیکن بشد از دستم سرشته‌ی دانائی
    زان مردمک چشمم ...
     
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/4/17
    ارسال ها:
    2,501
    تشکر شده:
    15,705
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    هرکه مجنون نیست از احوال لیلی غافلست
    شاعر خواجوی کرمانی

    هرکه مجنون نیست از احوال لیلی غافلست

    وانکه مجنون را بچشم عقل بیند عاقلست
    قرب صوری در طریق عشق بعد معنویست

    عاشق ار معشوق را بی وصل بیند واصلست
    اهل معنی را از او صورت نمی‌بندد فراق

    وانکه این صورت نمی‌بندد ز معنی غافلست
    کی بمنزل ره بری تا نگذری از خویش ازآنک

    ترک هستی در ره مستی نخستین منزلست
    گر چه من بد نامی از میخانه حاصل کرده‌ام

    هر که از میخانه منعم می‌کند بی حاصلست
    ایکه دل با خویش داری رو بدلداری ...
     
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/4/17
    ارسال ها:
    2,501
    تشکر شده:
    15,705
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    ورطه‌ی پر خطر عشق ترا ساحل نیست

    راه پر آفت سودای ترا منزل نیست
    گر شوم کشته بدانید که در مذهب عشق

    خونبهای من دلسوخته بر قاتل نیست
    نشود فرقت صوری سبب منع وصال

    زانکه در عالم معنی دو جهان حائل نیست
    میل خوبان نه من بی سر و پا دارم و بس

    کیست آنکو برخ سرو قدان مایل نیست
    هیچ سائل ز درت باز نگردد محروم

    گرچه در کوی تو جز خون جگر سائل نیست
    چه دهم شرح جمال تو که در معنی حسن

    آیتی نیست که در شان رخت نازل نیست
     
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/4/17
    ارسال ها:
    2,501
    تشکر شده:
    15,705
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    هم عفی الله نی که ما را مرحبائی می‌زند

    عارفانرا در سر اندازی صلائی می‌زند
    آشنایانرا ز بی خویشی نشانی می‌دهد

    بینوایانرا ز بی برگی نوائی می‌زند
    اهل معنی را که از صورت تبرا کرده‌اند

    هر نفس در عالم معنی ندائی می‌زند
    می‌سراید همچو مرغان سرائی وز نفس

    هر دم آتش همچو باد اندر سرائی می‌زند
    همچو نی گر در سماعت خرقه بازی آرزوست

    دامن آنکس بچنگ آور که نائی می‌زند
    یکنفس با او بساز ار ره بجائی می‌بری
     
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/4/17
    ارسال ها:
    2,501
    تشکر شده:
    15,705
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شاعر خواجوی کرمانی

    روزی به سر کوی خرابات رسیدم

    در کوی خرابان یکی مغبچه دیدم
    از چشم بشد ظلمت و سرچشمه‌ی خضرم

    چون در خط سبز و لب لعلش نگریدم
    نقش دو جهان محو شد از لوح ضمیرم

    چون نقش رخش بر ورق دیده کشیدم
    در لعل لبش یافتم آن نکته که عمری

    در عالم جان معنی آن می‌طلبیدم
    تا شیشه‌ی خودبینی و هستی نشکستم

    یک جرعه به کام از می لعلش نچشیدم
    ساکن نشدم در حرم کعبه‌ی وحدت

    تا بادیه‌ی عالم کثرت نبریدم
    با من سخن از درس و کتب خان� ...
     
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/4/17
    ارسال ها:
    2,501
    تشکر شده:
    15,705
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    من آن مرغ همایونم که باز چتر سلطانم
    شاعر خواجوی کرمانی

    من آن مرغ همایونم که باز چتر سلطانم

    من آن نوباوه‌ی قدسم که نزل باغ رضوانم
    چو جام بیخودی نوشم جهانرا جرعه دان سازم

    چو در میدان عشق آیم فرس برآسمان رانم
    چراغ روز بنشیند شب ار چون شمع برخیزم

    ز مهرم آستین پوشد مه ار دامن برافشانم
    ز معنی نیستم خالی بهر صورت که می‌بینم

    بصورت نیستم مایل بهر معنی که می‌دانم
    اگر پنهان بود پیدا من آن پیدای پنهانم

    وگر نادان بود دانا من آن دانای نادانم
    همای گلشن قدسم نه صید د� ...
     
  7. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/4/17
    ارسال ها:
    2,501
    تشکر شده:
    15,705
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    مگر بدیده مجنون نظر کنی ورنی
    شاعر خواجوی کرمانی

    مگر بدیده مجنون نظر کنی ورنی

    چگونه در نظر آید جمال طلعت لیلی
    حدیث حسنت و ادراک هر کسی بحقیقت

    جمال یوسف مصریست پیش دیده‌ی اعمی
    مقیم طور محبت ز شوق باز نداند

    شعاع آتش مهر از فروغ نور تجلی
    کمال معجزه‌ی حسن بین که غایت سحرست

    شکنج زلف چو ثعبان نهاده بر کف موسی
    حکایتیست ز حسنت جمال لعبت چینی

    نمونه‌ئیست ز نقشت نگارخانه‌ی مانی
    رخ منور و خال سیاهت آتش و هندو

    خط معنبر و زلف کژت زمرد و افعی
    کجا بصور� ...
     
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/4/17
    ارسال ها:
    2,501
    تشکر شده:
    15,705
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    ساقیا وقت صبوح آمد بیار آن جام را
    شاعر خواجوی کرمانی

    ساقیا وقت صبوح آمد بیار آن جام را

    می پرستانیم در ده باده‌ی گلفام را
    زاهدانرا چون ز منظوری نهانی چاره نیست

    پس نشاید عیبت کردن رند درد آشام را
    احتراز از عشق میکردم ولی بیحاصلست

    هر که از اول تصور میکند فرجام را
    من ببوی دانه‌ی خالش بدام افتاده‌ام

    گر چه صید نیکوان دولت شمارد دام را
    هر که او را ذره‌ئی با ماهرویان مهر نیست

    بر چنین عامی فضیلت می‌نهند انعام را
    شام را از صبح صادق باز نشناسم ز شوق

    چو� ...
     
  9. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/4/17
    ارسال ها:
    2,501
    تشکر شده:
    15,705
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    طائر طوریم و خاک آستانت طور ماست
    شاعر خواجوی کرمانی

    طائر طوریم و خاک آستانت طور ماست

    پرتو نور تجلی در دل پر نور ماست
    ما بحور و روضه‌ی رضوان نداریم التفات

    زانک مجلس روضه‌ی رضوان و شاهد حور ماست
    عاقبت غیبت گزیند هر که آید در نظر

    وانک او غایب نگردد از نظر منظور ماست
    پیش ما هر روز بی او رستخیزی دیگرست

    و آه دلسوز نفیر و سینه نفخ صور ماست
    ما بدار الملک وحدت کوس شاهی می‌زنیم

    وین که بر زر می‌نویسد اشک ما منشور ماست
    کرده‌ایم از ملک هستی کنج عزلت اختیار
    ...
     
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏16/4/17
    ارسال ها:
    2,501
    تشکر شده:
    15,705
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    کاف ونون جزوی از اوراق کتب خانه ماست
    شاعر خواجوی کرمانی

    کاف ونون جزوی از اوراق کتب خانه ماست

    قاف تا قاف جهان حرفی از افسانه‌ی ماست
    طاق پیروزه که خلوتگه قطب فلکست

    کمترین زاویه‌ئی بر در کاشانه‌ی ماست
    گر چراغ دل ما از نفس سرد بمرد

    شمع این طارم نه پنجره پروانه‌ی ماست
    گنج معنی که طلسمست جهان بر راهش

    چون بمعنی نگری این دل ویرانه‌ی ماست
    آب رو ریخته‌ایم از پی یک جرعه شراب

    گر چه کوثر نمی از جرعه‌ی پیمانه‌ی ماست
    ما بدیوانگی ار زانک بعالم فاشیم

    عقل کل ق ...