1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

راه انسانی

شروع موضوع توسط pesare rastgoo ‏18/2/17 در انجمن سـرگـرمـی

  1. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    1,922
    تشکر شده:
    4,164
    امتیاز دستاورد:
    113
    سلام دوستای عزیز

    دوست دارم با هم در مورد هویت و چیستی خودمون تعامل کنیم. تعامل کردن از نیازهای انسانیه و هر چی موضوع تعامل عمیق تر باشه به همون نسبت نزدیکی انسان ها به هم بیشتر میشه و فایده ی تعامل هم.

    منظور از هویت در این صحبت دوستانه اون بخش یا بخش هایی از خودتون هستن که شما خودتون رو بیشتر به اون ها وابسته می دونید و فکر می کنید که نسبت به بخش های دیگر اهمیتشون بیشتره و یا این که تعریف خودتون رو از بیرون میدونید و فکر می کنید که هویت شما چیزی بیرونیه و در تعامل و تقابل و تناسب با چیزها یا افراد دیگر تعریف میشه.

    مثلا وقتی کسی میگه من هویت آینه گرا دارم یعنی مهمترین بخش در تعریف "من" گرایش من به آینه است.
    یا مثلا هویت اجتماع گرا یعنی گرایش من به اجتماع مهم ترین بخش منه و یا اجتماعی بودن مهم ترین و مرکزی ترین خاصیت منه.
    یا هویت انسان گرا یعنی انسان بودن در مقابل حیوان بودن و شیء بودن مرکزیت داره و ...

    در کل ما در این جا می خوایم به سوال من چه هستم و چرا زندگی می کنم پاسخ بدیم. یک سری مشترکات داریم که من آروم آروم مطرح می کنم ولی لطفا از گفتن چیزی که به ذهن یا احساستون میرسه خودداری نکنید. :)
     
    z!ma، Aliship، AmiR.TNT و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    1,922
    تشکر شده:
    4,164
    امتیاز دستاورد:
    113
    من که هستم؟ من چه هستم؟ چرا این سوالات اهمیت دارد؟ جواب این سوالات مهم تر است یا ترس های ما؟ جواب این سوالات مهم تر است یا زندگی ما؟ اصلا بدون جواب دادن به این سوالات چطور می توانیم از چیزی بترسیم یا زندگی خود را تعریف کنیم؟ چگونه می توانیم هدفی داشته باشیم؟
     
    Aliship، AmiR.TNT، mohana. و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    1,922
    تشکر شده:
    4,164
    امتیاز دستاورد:
    113
    از روزی که درک ما به حدی رسید که توانستیم بفهمیم علم و دانش چیست، آموختیم که مغز در سر ما قرار دارد. بعدها یادگرفتیم که مغز مسئول دریافت همه ی حواس از اعضای بدن و ارسال دستور به تمام اجزای دستور پذیر بدن از طریق سلسله اعصاب است.
    اما خودمان که نگاه می کنیم انگار در نقطه ای پشت چشمانمان هستیم و به بیرون از سرمان، از طریق پنجره ی چشمانمان نگاه می کنیم. همان نقطه از دیگر حواس هم خبر دارد. از شنیدن، بساوایی، بویایی، چشایی... . اگر به وسیله ای نقطه ای که مربوط به حس لامسه کف پای راست ماست تحریک شود، ما واقعا حس می کنیم که کف پای راستمان با جسمی تماس حاصل کرده، حتی اگر پای راست ما قطع شده باشد و پای راست نداشته باشیم!
    حال که حواس ما اینقدر قابل دستکاری هستند، از کجا معلوم که برخی اشیای اطراف ما واقعی نباشند؟ از کجا معلوم که اصلا تمام دنیا به همین صورت نباشد، از کجا معلوم که اصلا مغز ما به همین شکلی که ما خیال می کنیم باشد؟
    ممکن است در وهله ی اول این نوع برخورد عجیب به نظر بیاید ولی واقعیت این است که ممکن است تمام دنیای اطراف ما مجازی باشد و اصلا شکل واقعی و اصلی در واقع معنی ندارد. هویت ما با شکل ما گره خورده نیست، هویت ما چیستی ماست که ربطی به استنباط ما از دنیا یا شکل بدنمان یا صورتمان ندارد، هویت ما درون آن نقطه ی پشت چشمان ما قرار گرفته است.
    حالا که معلوم نیست اشیای اطراف ما وجود داشته باشند، حتی مغز ما وجود خارجی داشته باشد، اصلا از کجا معلوم که خودمان وجود داشته باشیم؟ از کجا معلوم "من هستم"؟
     
    Aliship، AmiR.TNT، para3to و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    1,922
    تشکر شده:
    4,164
    امتیاز دستاورد:
    113
    به بیان دیگری هم می توان به سوال "آیا من وجود دارم؟" نگاه کرد. فرض کنیم با آجر بازی یک گربه می سازیم. وقتی به آن نگاه می کنیم می توانیم بگوییم این "یک گربه" است ولی در واقع فقط تعدادی آجر بازی است که به صورت خاصی متصل شده اند. یکی بودن را ما در ذهنمان به آن می دهیم. به همین صورت وقتی به خودمان نگاه می کنیم می بینیم که ساختاری هستیم از اجزایی مختلف. مثلا جسم ما از قسمت های مختلفی تشکیل شده است و ذهن ما نیز. در مورد چیستی این اجزا سخن و نظر بسیار است ولی آن یگانگی که ما از درون احساس می کنیم می تواند خودش توهمی بیش نباشد و در واقع اصلا "من" وجود نداشته باشد.
     
    Aliship، AmiR.TNT، mohana. و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    خب حسین اقا سوالی که برا من پیش اومده این هست که چرا در مثالهای شما چیستیهایی که تنها ادات تشبیه اونا پاره ای مشاهدات ظاهری هست با هم مقایسه شدن و باز نتیجه ی که گرفته شده ماهیت هویتی داره؟!...شما فکر کن ادم در ساختمان و نظام پیچیده ی فکری و عقلی و روحی و فیزیکی داره مقایسه میشه با یه گربه دست ساز و عروسکی...!!
    و در انتها هویت ایندو کنار هم گذاشته میشه...!!
    به لحاظ شی شناسی بله ما هم یه هیات مرکب هستیم اون وسیله هم هر چند خیلی ساده تر...
    ولی:
    میان ماه من تا ماه گردون
    تفاوت از زمین تا آسمان است..
    بشر نقطه تمایز هویتیش در تفکرات و عنصر روح و روان اون نهفته ست نه تو شکل بندی اجزای درون و بیرونش...شما فکر یه مطلبی رو اندکی متفاوت با فضای ذهنی شما بیان کنم سریع رفلکس نشون میدی پس خارج از چهارچوب ظاهر شما یه چیزی باید باشه که قطعا روح و ابعاد روحانی ست و تحت تاثیر مستقیم فکر و عواطف شماست...نمیشه بهش شک کرد چون هر لحظه داریم در مقابلش یا میایستیم یا تاییدش میکنیم...ظاهر که ثبات خودشو داره اگ بیماری یا عامل مخربی نباشه جز فرسایش و پیری مستهلکش نمیکنه...ولی شما هر لحظه اماج هزاران عاطفه و فکر و عکس العملهای متفاوت هستید...
    یه بیمار مرگ مغزی هم تا زمانی که علایم حیاتی داره مرگ رو براش متصور نمیشیم این یعنی براش هویت قایلیم و حتی وقتی فوت کرد باز روحیات و اخلاقیات و افکارش در ذهن ما نقش میبنده شاید حتی ظاهرش توی ذهن ما نباشه....
    و خلاصه اینکه اجر بازی و گربه ساختن به محض خراب کردن وسیله ازون چیزی بر جای نمی مونه ولی بازتاب وجود یه ادم بسته به تاثیرش قطعا موندنی هست....پس نمیشه شک کرد...
     
    Aliship، mohana.، para3to و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    1,922
    تشکر شده:
    4,164
    امتیاز دستاورد:
    113
    دوست بزرگوارم، من اینجا سعی در ثابت کردن چیزی ندارم. بلکه فقط واقعیت ها رو بیان می کنم و نظر خودم رو میگم و شما حق دارید اگر نوع دیگری فکر می کنید حتما مطرح کنید. توجه کنید که اگر سعی در تدافع یا اثبات داشته باشید گفته های من فقط باعث بی حوصلگی و خستگی شما میشن. این یه طرز نگاه کردنه که می تونه درست باشه مثل چیزهایی که شما فرمودید و می تونن درست یا غلط باشن. اگه دلتون خواست امتحان کنید، اگه دلتون نخواست قول میدم چیزی رو از دست ندادید اگر با افکار و احساس های من همراه نباشید.


    این که از مثال به نتیجه برسیم بر عهده ی مخاطب هست و خواهد بود، دلیل این که من مثالی ساده و واضح زدم این بود که حرفی که در ادامه خواهم گفت باعث روشن تر شدن این مثال و تناسب هرچه بیشتر اون با شرایط انسانی ما میشه.

    موضوعاتی مطرح کردید که جای تامل دارن. این که اول بحث رو با چنین موضوعات پیچیده ای شروع کنیم به نظرم باعث گیج شدن مخاطبین میشه. من مختصرا بهشون می پردازم تا بعد که کامل تر به این موضوعات می رسیم.

    موضوع روح موضوعیه که همیشه چالش برانگیز بوده. یکی از استدلال های قدیمی در وجود روح رو هم شما مطرح کردین: ثبات فرد. در رد این استدلال هم میشه دلایلی آورد که شاید خودتون هم بتونید این دلایل رو بیارید.

    من در جواب استدلال شما به یه مثال بسنده می کنم:

    فرض کنیم هزار سال دیگه دانش بشر به حدی برسه که بتونه ربات های هوشمند بسازه. فرض کنید رباتی بسازه که کاملا مشابه انسان باشه: عقل داشته باشه، احساس داشته باشه، خلاقیت داشته باشه... آیا اون ربات روح داره؟ چه چیزی وجه تمایز میان یه انسان واقعی و رباته؟ آیا اون ربات دارای حقوق خواهد بود؟ در چه صورت ربات، دارای حقوق میشه؟
     
    AmiR.TNT، para3to و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,234
    امتیاز دستاورد:
    170
    یه کم ساده تر وعامیانه تر بگین من بیشترعلاقمند میشم...

    مثل بحث های فلسفیه که اصولا من سردرنمیارم:-)
     
    M!TRA، pesare rastgoo و ****FERESHTEH**** از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    1,922
    تشکر شده:
    4,164
    امتیاز دستاورد:
    113
    ممنون که خوندی پرستو

    چشم دارم یواش یواش کانال تلگرام آماده می کنم برای این نوع موضوعات و اونجا کاملا مفصل و ساده گفتم. اصل حرفم خیلی خیلی ساده اس اصلا نه پیچیده اس نه طولانی ...
     
    para3to و M!TRA از این پست تشکر کرده اند.
  9. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    1,922
    تشکر شده:
    4,164
    امتیاز دستاورد:
    113
    درود بر همگی دوستان - اگر کسی سوالی در زمینه "اثبات و رد وجود خدا- براهین فلسفی و غیر فلسفی، چیستی روح به لحاظ علمی، چیستی خود، چیستی خودپنداره ، طرحواره های ذهنی و اهمیت اونها، هوش مصنوعی و کلیات اون، نحوه کلی کار مغز و تعامل اجزای مختلف اون برای ایجاد "من واحد"، روانشناسی وجودی (اگزیستانسیالیستی)، تنهایی، کلیات روابط اجتماعی، کلیات و چیستی فردیت و تمایز و سوالاتی از این قبیل که مربوط به حوزه ی فردی و هویتی میشن، اگر کسی سوالی داشته باشه بدون این که ادعای هیچ تخصصی در هیچ زمینه ای داشته باشم برام جالب هستش و خوشحال میشم در مورد پاسخ اون باهاشون تعامل بکنم. اگر کسی سوالی داشت میتونه همین جا مطرح کنه یا توی پروفایلم یا خصوصی یا تلگرام... امیدوارم همگی موفق و شاد باشید
     
    para3to و M!TRA از این پست تشکر کرده اند.
  10. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    1,922
    تشکر شده:
    4,164
    امتیاز دستاورد:
    113

    خوب یه هدیه کوچولو برای پرستوی عزیز،

    به یه رنگ نگاه کن، هر رنگی، قشنگ نگاهش کن. حالا فرض کن یه نفر آدم کور رنگ باشه و بخوای براش توضیح بدی که این رنگ چیه. به نظرت ممکنه؟ تا حالا که کسی نتونسته. به یه صوت، گرما، سرما، لامسه ... فکرکن. فرض کن کسی هر کدوم از اونا رو حس نکنه و بخوای براش توضیح بدی. می تونی براش مثال بزنی یا توضیحات کلی بدی که چه جوریه ولی تو که داری این موضوع رو درک می کنی خوب می فهمی که اون فرد هرگز با توضیحات تو نمی تونه احساس ساده یه صوت یا گرما یا سرما یا ... رو درک کنه. در واقع تو داری انقدر مستقیم این رنگ ها، صوت ها و ... رو درک می کنی که اگر بخوای حتی برای خودت توضیح بدی که مثلا رنگ سبز چیه متوجه می شی که اصلا غیر ممکنه که با کلمات تعریفش کنی و توضیحش بدی. جالبه نه؟
     
    para3to و M!TRA از این پست تشکر کرده اند.