خدا میدونه جقدر شر بوده، اینجا خودشو زده به مظلومی ، با یادش بخیر یادش بخیر گفتن همه جنایاتشو داره لو میده
یادش بخیر ما دوره های اول ابتدایی بودیم و کلاس پنجمیا مدیر و ریسبازهای مدرسه ...هر پستی تو مدرسه بود سهم پنجمیا بود...کفر ما در میومد...یعنی خیلی شیک و مجلسی با خاک یکسان بودیم ...رو همین اصل رقابتهای خودبرتر نشان دهی شدیدا بالا بود...ولی انسجام و وحدت ما خدایی زبونزد بود...یه بار این پنجمیها یکیشون داییش ژاپن بود بهش چهارتا کلمه انگلیش یاد داده بود...یعنی راه میرفت الکی میگفت تنکیو...ما کوچولوتر ها هم که فقط میدونستیم کلمات می دی این خارج هست معنیشو متوجه نمیشدیم که...یا با هم حرف میزدن کنار ما که میرسیدن میگفتن یس یس... دیدیم نه اینطوری که نمیشه....شور کردیم حسابی و با همفکری هم به قول معروف تصمیم گرفتیم سر انگلیششون رو بالای نیزه ببریم....یه صفحه فارسی نوشتیم و رفتیم سراغشون یکی از بچه ها شروع کرد به خوندن به روش انگلیش....یعنی فک و همه منگنه ی کف حیاط بود....بعدم اومدیم تو کلاس و مردیم از خنده....چون ما در حقیقت کلمات رو از ته میخوندیم میومدیم به اول ....خب بی معنی میشد اهنگم میگرفت میشد انگلیش جعلی...خیلی زود خودمونو لو دادیم ولی یادش بخیر به هر حال یه چند ساعتی رو به این منوال پز دادیم
یادش بخیر ، وقتی معلم میگفت برو از دفتر گچ بیار ،چه کیفی میکردیم، انگار برنده اسکار شده بودیم اون لحظه
ببخشید. خواهر تصویر متعلق به یه برنامه دیگه است و ده و ده و 10 یه برنامه دیگه بود. اصلن شما اون موقع تو قنداق بودی از کجا اون برنامه یادته ? خخخخ
نخیر برادر من، ما تو برنامه ها 2 تا 10 و 10 داشتیم، یکییش ماله مسابقه محله بود که ، میگفت 10 و 10 مسابقه محله یکیشم اقای قناد بود که میخواست امتیازات رو جـمع بزنه میگفت ده و ده ، و 10 خواستین با مدرک ثابت میکنم از یوتوب والاااااا
چقدر از دوران ابتدایی متنفرم ، هنوز که هنوزه به خاطره اسمم همهی معلمها روم حساس بودن و اولین اسمی که میومد تو ذهنشون واسه هرچیزی اسم من بود . تنها خاطرهی خوشی هم که دارم اینهکه وقتی که اول دبستان بودم و اولین املاء رو ۲۰گرفتم ، دفتر رو از روی میز معلم برداشتم بدو بدو از مدرسه زدم بیرون رفتم خونه به مامانم نشون دادم یادش بخیر ؟