بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو اهل طاعوني اين قبيله مشرقيام تويي اين مسافر شيشهاي شهر فرنگ پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ رختم از تاوله تنپوش تو از پوست پلنگ بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو تو به فكر جنگل آهن و آسمون خراش من به فكر يه اتاق اندازه تو واسه خواب تن من خاك منه ساقه گندم تن تو تن ما تشنهترين تشنه يك قطرهي آب بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو...
شعله زد عشق و من از نو نو شدم پر شدم از عشق تو مملو شدم شوق شیدایی مرا از من گرفت من به خود برگشتم از تو تو شدم آه ، با تو من چه رعنا می شوم آه ، از تو من چه زیبا می شوم عطر لبخنده خدا می گیرم و شکل آواز پری ها می شوم با تو من هم جامه ی شب می شوم هم طپش با گرگره تب می شوم با تو من هم بستره گلبرگ ها از شکفتن ها لبالب می شوم شعله زد عشق و من از نو نو شدم پر شدم از عشق تو مملو شدم شوق شیدایی مرا از من گرفت من به خود برگشتم از تو تو شدم آه ، با تو من چه رعنا می شوم آه ، از تو من چه زیبا می شوم عطر لبخنده خدا می گیرم و شکل آواز پری ها می شوم آه ، هستی جز تمنای تو نیست آه ، لذت جز تماشای تو نیست یک نفس دور از تو باشم ، مرده ام زندگی جز مرگ در پای تو نیست... داریوش