آموخته ام : بیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم ـ آموخته ام :که مرد بزرگ به خود سخت می گیرد و مرد کوچک به دیگران ـ آموخته ام : که دانش خود را به دیگران آموزش دهم و دانش دیگران را بیاموزم بنابراین علم خود را انفاق کرده ام و آنچه را نمی دانم آموخته ام ـ آموخته ام : پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم. آموخته ام : همیشه فردی خوش بین باقی بمانم. چرا که زندگی و موهبتهای آنرا دوست دارم. ـ آموخته ام : اگرچه از هر چیزی بهترینش را ندارم، ولی از هر چیز که دارم بهترین استفاده را می کنم. ـ آموخته ام : لبخند ارزانترین راهی است ک می توان با آن نگاه را وسعت بخشید. ـ آموخته ام : آنچه امروز در دست دارم، ممکن است آرزوی فرداهایم باشد. ـ آموخته ام : زندگی مثل یک نقاشی است، با این تفاوت که در آن از پاک کردن خبری نیست. ـ آموخته ام :که هیچ روزی از امروز با ارزشتر نیست.
فرمول شاد بودن: مردم عادی در پایینترین سطح، پیرو این نظریه هستند كه لذت، شادیآفرین است. در سطحی بالاتر، افراد طبقه متوسط، شادی را با موفقیت و كامیابی یكسان میدانند و عالیترین نوع شادی از نظر ارسطو نوعی شادی است كه بر اثر زندگی اندیشمندانه ایجاد میشود. لحن بهترین نشانه حالات احساسی فرد است كه نشان میدهد، او شاد است یا تظاهر به شادی میكند. برای این كه بفهمیم احساس دیگران چیست، باید بدانیم آیا همه شواهد موجود در پیامهایی كه میفرستد، هماهنگاند؟ اگر چهره شاد باشد اما سخنان مایوس كننده، نشانه تظاهر و عدم صداقت است. سخنان خوشایند كسی كه از چهرهاش شادی پیدا نیست نیز نشانه طعنه و نیش خند است. حس شادی، تركیبی از عواطف مثبت، از جمله خوشحالی، هیجان و برانگیختگی حسی در مواقعی است كه عواطف منفی مانند احساس ملال، بیعلاقگی و افسردگی در پایینترین حد خود باشند. به بیان دیگر، شادی، بالا بودن میزان عواطف مثبت همراه با پایین بودن عواطف منفی است. مایكل آیزنك معتقد است: <افراد برونگرا، مردمآمیز و جمعگرا به دلیل ویژگیهای رفتاری خاصشان چون ارتباط با دوستان، مشاركت و تماسهای اجتماعی متعدد، دارای بیشترین عواطف مثبت هستند و عدم تمایل شخصیتهای درونگرا به داشتن تماس اجتماعی، مانع دستیابی به عواطف مثبت شدید است.> معمولا عواطف منفی به ویژه افسردگی با عدم تحرك همراه است. یكی از مهمترین راههای شاد زیستن، فعال بودن است. برنامهریزی برای فعالیتهای خوشایند مثل ورزش، گردش، شركت در جمعهای دوستانه، پرداختن به امور اخلاقی و معنوی میتواند بر فعالیت شما بیفزاید. فعالیتهای خوشایند از جمله موثرترین شیوههای كاهش عواطف منفی و افزایش شادی است. همچنین اهداف و موفقیتها، میزان شادی ما را تحت تاثیر قرار میدهند. به عبارت دیگر، حركت در راستای اهداف، رضایت فرد را به همراه دارد. البته كسی كه هدف دشواری را برگزیده، پس از این كه متوجه شود این اهداف دست نایافتنی است، دچار افسردگی میشود. در تحقیقات ثابت شده است كه اهداف كوتاه مدت در مقایسه با اهداف بلند مدت با شادی بیشتری همراهند. یك سری قانون های طلایی در این زمینه وجود دارد كه میتوانند زندگی شما را شادتر كنند: ▪ در همه حال به خدا توكل كنید و از او كمك بخواهید و با او درددل كنید. ▪ مهارتهای اجتماعی خود را افزایش دهید. ▪ فعال باشید و فعالیتهای روزمره لذتبخش را در برنامه خود بگنجانید. ▪ به زمان حال توجه كنید .غصه گذشته را خوردن و نگران آینده بودن مشكلی را حل نمیكند. ▪ خودتان باشید .نقش بازی كردن، عواطف منفی شما را زیاد میكند. ▪ افكار غیرمنطقی و خطاهای شناختی خود را شناسایی كنید و به مقابله با آنها برخیزید. ▪ به افكار مثبت و خوشبینانه بیشتر توجه كنید.
عمر ما حاصل سال ها، ماه ها، روزها، ساعت ها و دقایقی است که باید در آنها به باورهای بزرگی دست پیدا کنیم.زندگی شامل لحظه های طلایی عمر ما می شود و بقیه اش لحظه هایی است که آنها را از دست داده ایم.فصل های نانوشته کتاب و زندگی و عمر ما شامل همین لحظه هاست. اگر لحظه های طلایی کتاب زندگی ما کمرنگ و خلاصه باشد نمی توانیم باور کنیم که خوب زندگی کرده ایم، اما اگر روزها، ماه ها و سال های عمر ما از این لحظه ها انباشته شوند، آن وقت می توانیم به بودن و حضور زیبایی که داشته ایم، افتخار کنیم.زیبا زیستن، شاید هنری باشد که کمتر کسی آن را داشته باشد، خوب بودن، مهربانی، همدلی و ... همه نیروهایی هستند که در به وجود آوردن لحظات طلایی سهم مؤثری دارند.
زندگی باید جنبشی دائمی شود. جنبشی از نورها در سراسر سال. تنها آنگاه می توانی رشد کنی، شکوفا شوی که چیزهای کوچک و پیش و پا افتاده را به جشن مبدل کنی. "اوشو"
فردا خیلی دیر است ، باید از همین "لحظه" شروع کنم ! نباید بگذارم عقربه ها مرا دُور بزنند ؛ می خواهم دست ببَرم در ذهنم ؛ هر چه افکارِ منفی دارد ، خالی کنم! باید جا برای احساساتِ خوب باز کنم. خاطرات مُرده ی زیادی روی دستم باد کرده است! تمامِ کهنگی ها را باید خاک کنم. پروانه های زیادی در من سر از پیله در آورده اند؛ وقتِ آن است که از خودم آزاد شوم! من هنوز به پرواز با بال های شکسته ایمان دارم... #مینا_آقازاد
لازمه موفقيت: در توانائی تمرکز انرژی ذهنی و جسمی و بدون وقفه بر روی يک مسئله است . بی آنکه احساس خستگی کنيد.
آیا تا به حال وقتی به پارک رفتهای ، در زمین بازی به بچههایی که سوار چرخ و فلک هستند نگاه کردهای؟ یا زمانی که قطرات باران به زمین برخورد میکنند به صدای آن گوش دادهای؟ آیا زیبایی بالهای یک پروانه زمانی که به هر طرف پرواز میکند را دیدهای؟ وقتِ غروب در آسمانی نیمه ابری؛ آیا انعکاس رنگ خورشید را در ابرها نظارهگر بودهای؟ وقتی از دوستی میپرسی حالت چطور است؛ آیا صبر میکنی تا پاسخی دریافت کنی؟ آیا تا بحال به کودک خود گفتهای؛ “فردا این کار را خواهیم کرد” ؟ و آنچنان شتابان بودهای؛ که نتوانی غم او را در چشمانش ببینی؟ آن زمان که برای رسیدن به مکانی چنان شتابان میدوید، نیمی از لذت راه را بر خود حرام میکنید. آنگاه که روز خود را با نگرانی و عجله به پایان میرسانید، گویی هدیهای را ناگشوده به کناری مینهید. زندگی که مسابقه دو نیست! کمی آرام گیرید … به موسیقی زندگی گوش بسپارید پیش از آنکه آوای آن به پایان رسد …