1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

من انسانی هستم از جنس شیشه ( درد دل های خودم )

شروع موضوع توسط jasmine ‏21/5/16 در انجمن زمزمه های آشنا

  1. دیدی آخر قصه منو تو هم بسر رسید ؟

    قصه ما قصه دختر شاه پریون نبود .

    قصه ما قصه سیندرلا هم نبود .

    قصه مون ........

    راستی قصه مون چی بود ؟

    آها یادم افتاد

    قصه ما مثل قصه روباه مکار بود ؛

    دروغ و فریب .

    قصه ما یه فیلم بود .

    فیلم عروسک خیمه شب بازی .

    من عروسک قصه بودم تو هم عروسک گردون .

    تا تونستی منو رقصوندی

    خندیدی ؛ منم خندیدم چون تو می خندیدی .

    خندت از روی تمسخر بود اما من چه ساده که نفهمیدم .

    فکر کردم داری از بودنم لذت میبری .

    دلم می خواست برای دیدن خنده هات همه کار بکنم .

    می گفتی بچرخ ؛ می چرخیدم .

    می گفتی بایست ؛ می ایستادم .

    می گفتی برقص ؛ می رقصیدم .

    گفتی .......... بمیر .............

    نگات کردم برق چشمات فرق داشت ؛

    گفتم اگه بمیرم تو بازم می خندی ؟

    لبخندی زدی و پلکهاتو روهم گذاشتی و باز کردی .

    منم لبخند زدم

    نفهمیدم که تو به نبودنم لبخند میزنی

    و من به لبخندت ؛ لبخند میزنم .
     
    biseda از این پست تشکر کرده است.
  2. به من گفتی دوست دارم .

    گفتی تو زندگیه منی

    گفتی بی تو می میرم

    اما انگار صدای قلبت مال دیگری بود و من فقط پژواک صداتو شنیدم

    صدایی که با تمام قشنگیش برام زجر آور بود

    رفتی و جاتو دادی به تنهایی و منو با دلی شکسته رها کردی

    اما من نمی خواستم خورد شدنمو ببینی

    با لبخندی بدرقه ات کردم

    اونقدر نگاهت کردم تا کوچک و کوچکتر شدی .

    پیش چشمانم تار شدی

    محو شدی و دیگه نبودی

    تازه فهمیدم اینها بازی نبود که من چشم بذارم و تو قایم بشی .

    من چشم نذاشتم اما جلوی چشمانم قایم شدی

    طوری که نمی تونم پیدات کنم .

    رفتی تا یکی دیگه دست بذاره روی شونه هات و بگه

    سوک سوک پیدات کردم .
     
    biseda از این پست تشکر کرده است.
  3. خب هرکی سرنوشتی داره منم از اول سرنوشتم روی پیشونیم نوشته شد .

    اینکه دل به هرکی بدی بهت پشت میکنه . می خوام دلمو مچاله کنم بندازم دور

    دلی که به کار نیاد دلی که به درد کسی نخوره بهتر که نباشه .

    روش تارعنکبوت بسته

    شده یک کلبه متروکه توی یک جنگل دور افتاده

    که هیچ رهگذری از اونجا عبور نمی کنه .

    روش پر شده از غبار تنهایی و غم ؛

    کسی در این دل غمدیده رو نمی زنه

    می خوام بهش چوب حراج بزنم مفت بفروشم .

    آهای یه دل شکسته دارم

    خیلی تنهاس یه هم دم می خواد

    تا مرهم زخمهاش باشه

    کسی حاضره مجانی ببره ؟
     
    biseda از این پست تشکر کرده است.
  4. خیلی دلم گرفته ،
    کاش می تونستم برسر دنیا فریاد بزنم .
    بگم تو هم برام تنگی
    بودن درون تو داره خفم میکنه
    بگم آزادم کن بذار برم
     
    biseda از این پست تشکر کرده است.
  5. چقدر زود باوربودم که با یک لبخندو یک نگاه گول خوردم
    یادم رفت لحظه های تلخ گذشته رو .
    یادم رفت که غرورمو برای کی و با چه قیمتی خرج کردم
    و آخرش هم من موندمو و یک دل تکه تکه شده و زخمی
    که به درد کسی نمی خوره
    وحالا که میخوام خودمو از نو بنا کنم
    و زخمهارو مرهم کنم
    تا بتونم یکبار دیگه خودمو باور کنم
    و باور کنم که این دل زخمی هم می تونه بازم عاشق بشه
    یک دفعه از راه رسیدی
    ودوباره تکرار خاطرات
    نگاه همون نگاه بود
    لبخند همون لبخند
    و من دوباره همون سادگی و باور غلط
    انگار اون لعنتی میدونه که نقطه ضعف من همون نگاه و لبخندشه
     
    biseda از این پست تشکر کرده است.
  6. دلم می خواست منم مثل بعضی ها بیخیال باشم .
    بگم به من چه هرچی می خواد بشه بذار بشه .
    اما نمیشه وقتی دلم میگیره نمی تونم بیخیال بشم ؛
    وقتی دلم میشکنه نمی تونم بیخیال بشم ؛
    وقتی اشکم سرازیر میشه نمی تونم بیخیال بشم ؛
    راستی چطوری میشه بیخیال بود ؟
    تو می تونی راهه بیخیالی رو بهم نشون بدی؟
     
    biseda از این پست تشکر کرده است.
  7. چه کار کنم مجبورم فقط با خاطرات زندگی کنم
    خاطراتی که هیچوقت برام کهنه نمی شوند .
    خاطرات خوب بد روزهایی که گریه کردم خندیدم .
    خاطراتی که یاد آوری روزهای تلخش هم برام لذتبخشند
    چون تو درونش نقش داری .
    اصلا هرجا که یاد تو و خاطرات تو باشه برام لذتبخشه
     
    biseda از این پست تشکر کرده است.
  8. توباید جواب قطره قطره اشکهایم را بدهی

    این اشکها تمام احساسیه که دارم

    وتو چقدر راحت باعث شدی که خرجت کنم .
     
    biseda از این پست تشکر کرده است.
  9. چقدربیرحمانه با احساسم جنگیدی .
    داد زدم هوار کشیدم تا بفهمی عشق یعنی چی؟
    فقط گفتی دوستت دارم
    اما نگاه و لبخندت سهم دیگری شد
    .
     
    biseda از این پست تشکر کرده است.
  10. وقتی آمدی زندگیم کامل شد
    تو تکه های گم شده پازل زندگیم بودی .
    اما حالا هرکاری میکنم پازل ها کامل نمیشند
    بگو چه کسی تو را برای تکمیل زندگی اش برده ؟
     
    biseda از این پست تشکر کرده است.