در گوشِ دلم گفت فلک پنهانی: حُکمی که قضا بُوَد ز من میدانی؟ در گردشِ خود اگر مرا دست بُدی، خود را برهاندمی ز سر گردانی
عاشق آنست که فکر سر و سامانش نیست پیرهن گر به تنش هست گریبانش نیست نادم لاهیجی عاشق اگر بیند ستم، کی شکوه از یارش کند بلبل نمی رنجد ز گل، هر چند آزارش کنند فایض ابهری