باید مردی باشد تاآینه رااز دست زنی بکشد .. دستانش راگرم فشار دهد و بگوید : آینه رارها کن تودرچشمان من زیبا ترازاین حرف هایی ! باید مردی باشد تا به زنی بگوید : بمن نگاه کن تا من زیبایی درون تورا نشان بدهم .. باید باشد تابگوید : تو از ازل تاابد برای من شبیه همان قرار اولمان هستی ، باید مردی باشد .
يک زن قادر است عاشق شود و در طول یکسال تمام، بیش از ده دوازده کلمه با مردی که دوستش دارد سخن نگوید. اما در گوشه ای از قلب خود حساب تعداد دفعاتی که او را دیده است نگه میدارد
هر چقدر هم ادای محکم بودن را در بیاوری و بر حسب اقتضای روزگارت، مثل یک مرد بجنگی برای زندگیت... هر قدر هم مجبور باشی به قوی بودن یک وقت هایی دوست داری آن پوسته ی ظاهری خشن و عاریه ای را کنار بزنی و برای چند ساعتِ کوتاه هم که شده زن باشی زن به معنای واقعی کلمه! گاهی وقت ها دلت می خواهد کوه بودن و تکیه گاه بودن را کنار بگذاری و بشوی همان موجود شکننده ی خواستنی و تکیه بدهی به شانه های محکمی که عجیب بوی مردانگی میدهند. فرقی نمی کند پناه چند نفر باشی، یک وقت هایی هوس میکنی کسی در پناهِ امنِ سایه سار بال و پرش بگیرد تو را و به جانِ لحظه هایش بخرد خستگی هایت را و درماندگی هایت را و زنانگی هایت را... یک وقت ها آنقدر آبستن دردی که ویارِ یک آغوشِ بی منت مردانه می کنی، ویارِ آغوش یاری که بشود قایم شد یک گوشه ی دنجش و خستگیِ یک عمر زندگی را در کرد! یک وقت هایی حتی اگر موهایت کوتاه هم باشد، حسرت دست های مردانه ای که پیچ و تاب بخورد لای تار به تار موهایت و ببوسد و ببوید و ببافدشان دیوانه ات می کند. یک وقت هایی دلت نازکِش میخواهد که تو زنانه ناز کنی از همانجایی که ایستاده ای تا آن سر قله ی کوهِ قاف و او مردانه نیاز کند و ناز بخرد و ناز بکشد و برقصد به هر آهنگ سازِ ناکوک و خسته ی دلت! گاهی مادر هم که باشی دلت می خواهد بچگی کنی برای کسی، سرت را بگذاری رو پایش و لالایی بخواند برایت و قصه بگوید و دل بدهد به دل بچگی هایت و چله ی استخوان سوزِ زمستان، وسط پیاده روهای شهر بستنی قیفی بخورد کنارت. فرقی نمیکند چه قدر بدبینی به عشق و به این روزگار عاشق کُش؛ گاهی دلت هوسِ معشوقه ی یک عشق واقعی بودن میکند، با آن کسی که مردانگی بلد باشد و تو با خیال راحت چشم هایت را ببندی و سنگینی بار روزگارت را و سرنوشتت را بگذاری روی دوشش و فکر نکنی به هیچ کس و هیچ چیز و هیچ گذشته و آینده ای! یک وقت هایی دلت میخواهد بزنی بیرون از نقشت، دخترِ موفق و سرسختِ یک خانه و خانواده نباشی، مادر نباشی برای بچه ای، فقط یک همسر و کدبانوی فراموش شده ی خانه نباشی، یا حتی خواهر نباشی برای کسی... بلکه یک زن باشی، زن به معنای واقعی کلمه!
هیچ گاه گیسوان یک زن را نادیده نگیر هر تار موی زن زیباترین موسیقی میشود اگر دستان مردانه ات استعداد نواختن عشق را داشته باشد "متینه شاهینی"
زن طراوت زندگی نیست . . . زن روغن مابین چرخ دنده های نخراشیده ی زندگی نیست . . . زن بخش مهمی از زندگی نیست . . . زن مُسکن دردهای زندگی مرد نیست . . . . . . زن ... تمــــــــــامِ تمــــــــــــامِ تمــــــــــام زندگی مرد است . .
زن ….جنس عجیبی ست! چشم هایش را که می بندی, دیدِ دلش بیشتر… دلش را که میشکنی, باران لطافت از چشم هایش سرازیر… انگار درست شده تا…روی عشق را کم کند!
زن زیبـاســت … چه آن زمان که از فرط خستگی چهره اش در هم است… چه آن زمان که… خود را می آراید از پس همه خستگیهایش… چه آن زمان که فریاد می زند بر سرت و تو فقط حرکت زیبای لبهایش را مبینی… چه آن زمان که کودکی جانش را به لبانش رسانده و دست بر پیشانی زده و لبخند می زند… زن زیباست.. آن زمانی که … خسته از همه تُهمت ها و نابرابریها باز فراموشش نمی شود؛ مادر است، همسر است. زن زیباست … زمانی که لطافت جسم و روحش را توأمان درک کردی … زمانی که خرامیدنش را بین بازوانت فهمیدی … زمانی که نداشته های خودت را به حساب ضعفش نگذاشتی … آری زن زیبـــــاست… اگر بفهمى…
عشق یک مرد را، با حرفهایش نه از رفتارش باید فهمید عشق یک زن را هم میتوان چه میگویم من... زن که عاشق نمیشود دیوانه میشود...! "علی قاضی نظام"
هر روز زنی در من میخندد زنی میگرید زنی مینویسد زنی نگران زندگیست زنی تو را دوست دارد. هر شب همه ی زنها در من میمیرند جز زنی که به دوست داشتنت ادامه میدهد. "فریال معیین"