1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

**تایپیکی مفید برای علاقه مندان یادگیری زبان انگلیسی**

شروع موضوع توسط AmiR.TNT ‏19/3/16 در انجمن زبان خارجی

  1. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏20/1/16
    ارسال ها:
    100
    تشکر شده:
    837
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    مرد
    با سلام !
    این تایپیک به منظور آشنایی بیشتر اعضا با اصطلاحات , قواعد زبان انگلیسی , تصاویر آموزشی و ....... ایجاد شده
    و از همه دوستان دعوت میشه به فعالیت و همکاری برای پربار تر کردن و جذاب کردن این تایپیک.
    محتوا این تایپیک عبارتند از : تصاویر آموزشی زبان انگلیسی , گفت و گو در موقعیت های مختلف , کلمات مختلف , داستان های کوتاه (short story) و ........@};-@};-
    [​IMG]
     
    * asal *، وضعیت سفید، سایه های بیداری و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏20/1/16
    ارسال ها:
    100
    تشکر شده:
    837
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    مرد
    .........بررسی کاربرد Take.............

    take place
    اتفاق افتادن
    take a photo / picture
    عکس گرفتن
    take apart
    جدا کردن
    take pleasure
    لذت بردن از
    take pride in
    افتخار کردن به
    take part in
    شرکت کردن در
    take a test
    امتحان دادن
    take notice
    توجه کردن
    take into account
    مد نظر قرار دادن
    take advice
    نصیحت کردن
    take sth seriously
    چیزی را جدی گرفتن
    take a breath
    نفس کشیدن
    take time
    طول کشیدن
    take a day off
    مرخصی گرفتن
    take in
    جذب کردن
    take off
    در آوردن لباس-بر خواستن هواپیما
    take advantage
    بهره بردن
    take measure
    اقدام کردن
    take a not
    یاد داشت برداشتن
    [​IMG]
     
    Boghz، * asal *، وضعیت سفید و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏20/1/16
    ارسال ها:
    100
    تشکر شده:
    837
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    مرد
    ****لغات مشابه که ممکن است درتلفظ وتشخیص آنها دچاراشتباه شویم****


    lunch ناهار
    Launch پرتاب کردن

    peak قله
    Pick چیدن
    Peek نگاه دزدکی



    trust اعتماد کردن
    Thrust چپاندن،فروکردن


    infect آلوده کردن
    in fact در حقیقت



    object مخالفت کردن
    abject پست،ذلیل



    middle وسط
    meddle فضولی کردن

    dam سد
    damn لعنت کردن

    expiration انقضا
    expression اصطلاح


    dim مبهم ، کم نور
    deem لازم دانستن



    fit مناسب
    feat شاهکار
    feet پاها

    conform تناسب داشتن

    confirm تصویب کردن

    battle نبرد

    bottle بطری

    @};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-











     
    Boghz، * asal *، وضعیت سفید و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏20/1/16
    ارسال ها:
    100
    تشکر شده:
    837
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    مرد
    @};-مشاغل@};-
    خلبان pilot
    لوله‌کش plumber
    آتش نشان firefighter
    منجم astronomer
    آهنگر blacksmith
    مربی coach
    سرهنگ colonel
    غواص diver
    دربان door keeper
    وکیل lawyer
    شهردار mayor
    نجار carpenter
    چوپان rancher
    شیشه ساز glass maker
    قایقران boat man
    رفتگر street sweeper
    رییس‌جمهور president
    نخست وزیر prime minister
    مجسمه ساز sculpture
    گروهبان sergeant
    خیاط tailor
    جوشکار welder

    @};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-
     
    Boghz، * asal *، وضعیت سفید و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏20/1/16
    ارسال ها:
    100
    تشکر شده:
    837
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    مرد
    داستان کوتاه (Adrift)

    In 1982 Steven Callahan was crossing the Atlantic alone in his sailboat when it struck something and sank. He was out of the shipping lanes and floating in a life raft, alone. His supplies were few. His chances were small. Yet when three fishermen found him seventy-six days later (the longest anyone has survived a shipwreck on a life raft alone), he was alive -- much skinnier than he was when he started, but alive.



    His account of how he survived is fascinating. His ingenuity -- how he managed to catch fish, how he fixed his solar still (evaporates sea water to make fresh) -- is very interesting.



    But the thing that caught my eye was how he managed to keep himself going when all hope seemed lost, when there seemed no point in continuing the struggle, when he was suffering greatly, when his life raft was punctured and after more than a week struggling with his weak body to fix it, it was still leaking air and wearing him out to keep pumping it up. He was starved. He was desperately dehydrated. He was thoroughly exhausted. Giving up would have seemed the only sane option.



    When people survive these kinds of circumstances, they do something with their minds that gives them the courage to keep going. Many people in similarly desperate circumstances give in or go mad. Something the survivors do with their thoughts helps them find the guts to carry on in spite of overwhelming odds.



    "I tell myself I can handle it," wrote Callahan in his narrative. "Compared to what others have been through, I'm fortunate. I tell myself these things over and over, building up fortitude...."



    I wrote that down after I read it. It struck me as something important. And I've told myself the same thing when my own goals seemed far off or when my problems seemed too overwhelming. And every time I've said it, I have always come back to my senses.



    The truth is, our circumstances are only bad compared to something better. But others have been through much worse. I've read enough history to know you and I are lucky to be where
    we are, when we are, no matter how bad it seems to us compared to our fantasies. It's a sane thought and worth thinking.
    (آوار)​
    وقتی ستیون کلهن در سال 1982 به تنهایی از اقیانوس اطلس عبور می کرد به شیئی برخورد کرد و قایقش غرق شد. در قایق نجاتی خارج از مسیر تردد کشتی ها سرگردان بود و ذخیره غذایی چندانی نداشت و شانس نجاتش کم بود، تا وقتی که سه ماهیگیربعد از گذشت 76 روز پیدایش کردند( پیش ترین مدتی که کسی توانسته به تنهایی بعد از غرق شدن کشتی در قایق نجات زنده بماند). زنده بود اما خیلی لاغر تر از وقتی که سفرش را شروع کرده بود اما به هر حال زنده بود. توضیح اینکه چه طور در این مدت از نبوغش برای گرفتن ماهی و تعمیر آب شیرین کن خورشیدی استفاده کرده و زنده مانده واقعا جالب است.



    اما چیزی که توجه ام را به خودش جلب کرد این بود که چه طور به خودش امید می داد در حالی هیچ امیدی وجود نداشت. وقتی بسختی رنج می برد و هدفی برای ادامه تلاش وجود نداشت. زمانیکه قایق نجاتش سوراخ شد با تنی ضعیف بیش از یک هفته تلاش کرد تا تعمیرش کند اما باز هم هوا خارج می شد و پر باد نگه داشتن قایق واقعا درمانده اش کرده بود. گرسنه بود و بشدت آب بدنش را از دست داده بود. تسلیم شدن تنها گزینه معقولی بود که به نظر می رسید.



    وقتی افراد از شرایطی این چنینی نجات پیدا می کنند با استفاده از قوه تخیلشان کاری می کنند که به آنها شجاعت تحمل شرایط را بدهد. اما خیلی ها در شرایط سخت مشابه، تسلیم و یا دیوانه می شوند. کاری که نجات یافتگان از مرگ با ذهنشان انجام می دهند به آنها کمک می کند تا به جای تن دادن به شانس و احتمال جرات روبرو شدن با شرایط را پیدا کنند.



    کلهن در شرح داستانش نوشت" به خودم گفتم می تونم از عهده اش بر بیام"، " در مقایسه با چیزهایی که دیگران تجربه کرده اند، من خوش شانسم. این چیز ها را همش تکرار می کردم تا تحملم را زیاد کنم. بعد از اینکه آن جمله را خواندم به خاطر اینکه حس خاصی را به من القا می کرد نوشتمش. وقتی حس می کردم اهدافم دور هستند و نمی توانم به آنها برسم و یا مشکلاتم خیلی سخت شدند جملات مشابه ای را به خودم گوشزد می کردم. و هر دفعه که تکرار می کردم به خودم می آمدم.



    حقیقت این است که شرایط ما زمانی سخت به نظر می رسد که با موقعیت های بهتری مقایسه شوند. اما همیشه بودند
     
    * asal * و وضعیت سفید از این پست تشکر کرده اند.
  6. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏20/1/16
    ارسال ها:
    100
    تشکر شده:
    837
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    مرد
    ...تکرار در زبان انگلیسی...

    A few times
    چند بار
    All day
    تمام روز
    Almost alway
    تقریبا همیشه
    Almost never
    تقریبا هرگز
    Always
    همیشه
    At times
    گاهی اوقات
    Constantly
    بطورمداوم
    Continuously
    بطور پیوسته
    Daily
    روزانه
    Every hour
    هرساعت
    Every now and then
    هر از گاهی
    Every third day
    سومین روز هر هفته
    Every two months
    هر دو ماه یکبار
    Every week
    هر هفته
    Four times
    چهاربار
    Frequently
    اغلب
    Generally
    عموما
    Hardly ever
    خیلی بندرت
    Hourly
    ساعتی
    Many times
    بدفعات
    Monthly
    ماهیانه
    Most times
    اکثر اوقات
    Nearly always
    تقریبا همیشه
    Never
    هرگز
    Normally
    بطور طبیعی
    Not often
    نه زیاد
    Occasionally
    بندرت
    Off and on
    گاهی اوقات
    Often
    اغلب
    Once
    یک بار
    Once in a blue moon
    خیلی بندرت
    Once in a while
    هر از گاهی
    Quite often
    بدفعات زیاد
    Rarely
    بندرت
    Regularly
    مرتب
    Seldom
    بندرت
    Several times
    چندین بار
    Sometimes
    گاهی اوقات
    Twice
    دوبار
    Usually
    معمولا
    Very often
    خیلی زیاد، به دفعات
    Weekly
    هفتگی
    Yearly
    سالیانه
    @};-@};-@};-@};-


     
    Boghz، * asal * و وضعیت سفید از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏20/1/16
    ارسال ها:
    100
    تشکر شده:
    837
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    مرد
    older - elder - eldest - oldest

    ☟ ☟
    کلمات older و oldest را میتوان هم با اشخاص و هم با اشیاء به کار برد اما elder و eldest مخصوص انسان است و معمولا در مورد اعضای یک خانواده به کار میرود :

    ✅Ali is my elder brother.
    علی برادر بزرگتر من است.
    ✅He is my eldest brother.
    او بزرگترین برادر من است.
    ✅He is older than I am.
    او از من مسن تر است.
    ✅Mehri is the oldest girl in our class.
    مهری مسن ترین دختر در کلاس ما است.

    نکته : elder هر گز با than به کار نمیرود.


    ☝ ☝



     
    Boghz و * asal * از این پست تشکر کرده اند.
  8. کاربر اخراج شده ⊘

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/15
    ارسال ها:
    445
    تشکر شده:
    2,668
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    سلام امیر اگه دی وی دی اموزش زبان رو داری بزار دانلودش کنم :d