آب در فرهنگ ایرانیان مسلمان[/FONT] I.K.Poonawala آب به عنوان وسیله تطهیر و شستشو، بخش مهمی از مراسم عبادی اسلام را تشکیل می دهد. همان طور که در فرهنگ عامه مردم نیز دارای اهمیت است. قران در توصیف آفرینش حیات بیان می کند که آب پایه و اساس زندگی است. "و از آب هر چیزی را زنده گردانیدیم."(انبیاء:30)، "و خداوند هر حیوان را از آب آفرید که بعضی بر شکم روند و برخی بر دو پا و برخی بر چهار پا حرکت کنند." (نور:45) طبری این آیه را این گونه تفسیر می کند: "و او خدایی است که آسمان و زمین را در شش روز آفرید و عرش او بر آب قرار یافت." (هود:7) در بسیاری از منابع موثق از مفسران پیشین می گوید که خداوند در آغاز آب را آفرید و از آب آسمانها و زمین را خلق کرد. [1] یک قصه عامیانه می گوید وقتی که خداوند اراده کرد تا جهان را خلق کند، ابتدا ماده ای را آفرید که وقتی به آن نظر کرد تبدیل به آب شد و از آن آسمانها و زمین را به وجود آورد. [2] بر اساس احادیث موجود، هنگامی که از پیامبر درباره آغاز آفرینش سوال کردند، پاسخ داد: خداوند وجود داشت و هیچ چیز پیش از او نبود. فرمانروایی اش را بر آب استوار کرد و پس از آن آسمانها و زمین را آفرید. [3] آب، منبع زندگی، برای رشد غلات ضروری است و نیایش برای نزول باران در اسلام معروف است. در حدیثی ذکر شده است که وقتی مردم به خاطر نباریدن باران به پیامبر شکایت کردند آنها را به مسجد (محلی برای نیایش) برد تا برای نزول باران دعا کنند. [4] موهبت نزول باران به دفعات در قران بیان شده است: "و خداوند آب را آسمان نازل کرد تا با آن زمین را بعد از مردن زنده کند." (بقره: 164)، "و فرو بارید از آسمان آبی که به سبب آن بیرون آمد میوه های گوناگون برای روزی شما" (بقره: 22) در اسلام از آب برای تطهیر در مراسم مذهبی استفاده می شود (به غسل و وضو مراجعه کنید.): "شما را با آب پاک گردانید." (انفال: 11) پیش از نیایش و عبادت طهارت ضروری است و در حدیثی آمده است که پاکیزگی نیمی از ایمان است. [5] در حدیث دیگری از پیامبر آمده است که: "وقتی مؤمنی هنگام وضو صورتش را شستشو می دهد هر گناهی که به واسطه چشمانش مرتکب شده است با آب از صورتش پاک خواهد شد. وقتی که دستانش را شستشو می دهد گناهانی را که انجام داده است با آب از دستانش پاک می گردد. هنگامی که پایش را می شوید گناهانی را که به واسطه پاها به سمت آنها رفته است با آب پاک می شود در نتیجه او از تمام گناهانی که او را احاطه کرده اند پاک و مبرا می شود." [6] به تناسب استفاده از آب در هنگام تطهیر جهت نیایش، آب دو نوع است: آب مطلق (آب خالص) برای تطهیر مناسب است اما آب مضاف (آب حلال، آبی که چیزی با آن اضافه شده است مثل گلاب) مناسب نیست. آب مطلق می تواند جاری یا راکد باشد. آب جاری به دلیل خالص بودن برای شستشو مناسب تر است، مگر اینکه از رنگ، طعم و بو ناخالصی آن مشخص باشد. آب راکد در حوض یا مخزنی که گنجایش آن بیشتر از حد نباشد (یک کٌر یا 350 لیتر) معادل آب جاری است.آب موجود در یک ظرف توسط برخی ترکیبات آلوده می شود، آب (پاک) نوعی آب راکد است که اگر آلودگی آن آشکار نباشد، آب خالص تلقی می شود. [7] قوانین دقیق تری برای از بین بردن انواع گوناگون ناخالصی ها وضع شده است. [8] سایر حقوق مرتبط با آب و مسائل مربوط به آن به شکل کاملتر در علم تفسیر اسلامی مورد بحث قرار می گیرد. وحی (تنزیل) به آبی که از بهشت توسط خداوند فرو فرستاده شده است، تشبیه شده، هر دو آنها زندگی بخش هستند. [9] در تأویل (تعبیر قابل فهم خواص) از قران که توسط فرقه اسماعیلیه آمده است آب نماد آگاهی است. همان گونه که آب برای حفظ و رشد حیات ضروری است، آگاهی نیز برای روح حیاتی است. همان طور که آب آلودگی های مادی را از جسم شستشو می دهد آگاهی نیز روح را از ناپاکی های روحی پاک می کند. [10] این مفهوم نمادین از آب توسط صوفیه و امامیه نیز مورد حمایت است. غزالی در تفسیر این آیه "خدا از آسمان آبی نازل کرد که در هر رودی به قدر ظرفیتش سیلاب جاری شد." (رعد: 17) این گونه بیان می کند: آب عرفان است و رودها دل و جان [11] و در آیه "و اگر بر طریقه اسلام و ایمان پایدار بودند آب علم و رحمت و رزق وسیع نصیبشان البته می گردانیم." (جن: 16) مجلسی در تفسیر آن بیان می کند که آب آگاهی است. [12] مجلسی آیات و احادیثی را از پیامبر به همین صورت تفسیر می کند. در منابع گوناگون از آب زمزم، آب کوثر و آب حیات در احادیث اسلام یاد شده است. زمزم مکان مقدسی در نزدیکی کعبه است. گفته می شود که این چشمه به شکل اعجاز آمیزی برای اسماعیل، پسر ابراهیم، وقتی که کودک تشنه ای بود جوشید. مادرش، هاجر، به جستجوی آب رفت اما نتوانست آبی بیابد، بالای تپه های صفا و مروه رفت و التماس کنان برای اسماعیل از خدا کمک خواست خدا جبرئیل را فرستاد تا با پاشنه پایش حفره ای در زمین ایجاد و چشمه آبی بجوشاند در دوره جاهلیت این حفره را جورهمیس jorhomis پوشاند سپس پدر بزرگ پیامبر، عبدالمطلب، در خواب از طرف خداوند دستور یافت که آن را مجدداً حفر کند. نوشیدن آب زمزم یکی از اجزا مراسم نیایش شد و زائران آن را برای خوراندن به بیمارانشان به خانه می بردند. [13] در قران از کوثر یاد شده است (سوره کوثر) و از آن به عنوان نهری در بهشت برای پیامبر و معراج او به آنجا یاد شده است. می گویند این رودخانه بستری از مروارید و یاقوت و توده هایی از طلا دارد. آبش سفیدتر از شیر و شیرین تر از عسل، عطرش خوشتر از مشک می باشد. قطرات آن همانند ستارگان آسمانند. در روز قیامت مؤمنین از آن آب می نوشند و هر کس که از آن بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد. [14] سنت شیعی علی (ع) را به عنوان ساقی حوض کوثر توصیف می کند. [15] آب حیات. که عین الحیات یا نهر الحیات هم خوانده می شود به معنای چشمه زندگی است. همراه با خضر می آید. کسی که با همراه گمنام موسی در قران توصیف می شود. (سوره کهف، آیات 65 تا 82) خضر پشتیبان سالکان مقدس است. زمانی که شخص دیندار به او نیاز داشته باشد ظاهر می شود. او فنا ناپذیر است زیرا از چشمه زندگی که جایی در تاریکی از نظر پنهان است، نوشیده است. [16] شیعیان در ماه محرم رنج های امام حسین و فرزندان او و پیروانش را در کربلا جایی که به شهادت رسیده اند زنده نگه می دارند. در تفکر شیعه بزرگترین آزمایش آنها تشنگی بوده است زیرا دشمنان آنها آب فرات را به روی آنان بستند. به عنوان قسمتی از آئین محرم مؤمنان آب را به یاد تشنگی حسین بین مردم توزیع می کنند. این عمل پرهیزکارانه که پایه و اساس ایجاد سقاخانه ها یا آبخوری های عمومی است در بسیاری از کشورهای اسلامی دیده می شود. زبان فارسی که بسیار غنی است در ضرب المثلها و داستانهای گوناگون به آب و تشنگی شهدا کربلا اشاره کرده و وقایع کربلا را یادآوری می کنند. . [1] طبری، ج 1، ص 39. کلینی، روضه الکافی، نجف، 1385/ 1968-1966، ص81-80 و 134. . [2] ثعالبی، قصص الانبیا، قاهره، ص3،4 و 7. کسائی، قصص الانبیا، ویراست اول، ادینبرگ، لیدن،1922،ص 6و7. نیشابوری، قصص الانبیا، ویرایش یغمایی، تهران،1961، ص3. [3] . تبریزی، مشکات المصابیح، ویرایش م.البانی، دمشق،1962-1961، ج 3، ص111. [4] . تبریزی، مشکات، ج 1، ص 8-476. [5] . تبریزی، مشکات، چ 1، ص 93. [6] . همان، ص 94. [7] .توسی، النهایه، بیروت، 1970، ص 5-2. تهذیب الاحکام، ویرایش م. خراسانی، تهران،1959، ج1،ص31-214. حلی،شرایع الاسلام، ویرایش عبدالحسین، نجف،1969، ص16-12. قاضی نعمان،دائم الاسلام،ویرایش فیضی، قاهره،1963،ج1،ص13-111. تبریزی، مشکات،ج1؛ص52-148. شعرانی،کتاب المیزان،قاهره،1932،ج1،ص105-99. م.مغنیه،الفقه اعلا المذاهب الخمسه،بیروت،1967،ص21-14. [8] . شیبانی، کتاب الاصل، ویریش افغانی، حیدر آباد،1966، ج 1، ص 87-78. توسی، النهایه، ص 9-5. idem تهذیب الاحکام، ج 1، ص 49-239. حلی، شرایع، ص 14-13. مغنیه، فقه، ص 23-22. [9] . مارتین لینگز، نماد سازی قران از آب در مطالعات تطبیقی مذهبی 3/2، 1968، ص 153. [10] . قاضی نومان، تأویل الدائم، ویرایش م اعظمی، قاهره، ج 1، ص 72 و 105. [11] .مشکات الانوار، ویرایش عفیفی، قاهره، 1964، ص 72. [12] . قمی، سفینه البهار، نجف، 1936/1355، ج 2، ص 562. [13] . ابن حسام، سیره، ویرایش م السقا، قاهره، 1936، چ 1، ص 150. طبری، (قاهره)، ج 1، ص 252. همان، چ 2، ص 240. ثعالبی، قصص، ص 50-47. کسائی، قصص، ص 142 و 143. نیشابوری، قصص، ص 67 و 68. [14] . ابن حسام، سیره، ج 2، ص 35-34. طبری، تفسیر، قاهره، 30-1322/12-1904. ج **** ، ص 80-179. طبرسی، مجمع البیان، ویرایش محلاتی، تهران، 1339، ص 49-548. تبریزی، مشکات، ج 3، ص 63. [15] . مجلسی، بحار الانوار، تهران، ج VIII ، ص 29-16. همان، ج XXXIX ، ص 19-211. [16] . طبری، تاریخ، چ 1، ص 365. ثعالبی، قصص، ص 121 و 205. کسائی، قصص، ص 33-230. نیشابوری، قصص، ص 42-3