در جنگ مغموم دیوانه ها آوار معصوم این خانه ها در پشت لرز لب سرخ من این بوسه را با تو آتش زدن رویای بیهوده بوسه ها ماهی شدن پیش این کوسه ها با سوز در سوگ تو سوختن در حکم یک نعره لب دوختن ... . . . . . . . .
من شک ندارم نمیای ، دوریت میشه عادتم از بس خیالم راحته، از همه چی ناراحتم خوابت رو میبینم مدام، این کار هر شبه منه بگو شبا تو خواب تو کی داره پرسه میزنه تماشایی ترین تصویر دنیا، برای دیدنت راهی ندارم نمیدونم قرارمون چی بوده، من از وقتی تو رفتی بی قرارم هنوزم غصه ی نبودن تو ، توی این قلب تنها جا نمیشه یه چیزی گم شده تو روزگارم، که بعد از تو دیگه پیدا نمیشه