گفت: سلام! گفتم: سلام! معصومانه گفت: می مانی؟ گفتم : تو چطور؟ محکم گفت: همیشه می مانم! گفتم: می مانم. روزها گذشت. روزی عزم رفتن کرد. گفتم: تو که گفته بودی می مانی؟! گفت: نمی توانم! قول ماندن به دیگری داده ام .... باید بروم!
بايد از چيزی کاست، گر بخواهيم به چيزی افزود. هرکس آيد بهرهی سویِ کمال. تا کمالی آيد، از دگرگونه کمالی بايد چشمِ خواهش بستن. زندگانی اين است؛ وين چنين بايد رَستن
چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم تمبر و پاکت و کاغذ هم هست و یک عالمه حرف.... کاش کسی جایی منتظرم بود...
کسی که بیشتر از همه دوست داره... بدون دلیل شاید هر روز باهات دعواش بشه! اما وقتی که ناراحتی... با "همه ی دنیا" می جنگه تا به ناراحتیت پایان بده
خــــسته ام !! خــــدایا روزگارت با من و زندگی ام بد تا کرد ...! کی کات میدهــــی ؟ هزار بار یک پلان را گرفته ای ! من بازیگــــر خــــوبی نمی شــــوم باور کــــن !!!
حالم را نپرس نگذار دروغ بگویم خوبم خیالت راحت می شود و من تنهاتر می شوم کمی نگران من باش نگرانی تو حال مرا خوب می کند
هیچ گـاه فکــر نمی کـردم فاصـله بینمــان آنقــدر زیـاد شـود کـه … تـو بی خـــیـال زنـدگی کنــی … و مــن با خیــالـت ، بـی خیــال زندگــی شــوم !!!