هر چقدر بگوییم مردها فلان زن ها فلان یا تنهایی خوب است و دنیا زشت است آخرش روزی قلب ات برای کسی تندتر می زند -چارلز بوکوفسکی
قلب، مهمانخانه نيست که آدم ها بيايند دو سه ساعت يا دو سه روز توي آن بمانند و بعد بروند قلب، لانه ي گنجشک نيست که در بهار ساخته بشود و در پاييز باد آن را با خودش ببرد قلب؟ راستش نمي دانم چيست اما اين را مي دانم که فقط جاي آدمهاي خيلي خوب است
تاوان همه نه هایی است که نگفتم تا دل کسی نشکند همه محبت هایی که زیادی هدر دادم تا دلی به دست آورم همه دوستت دارم های آبکی که جدی گرفتم همه سادگی که در این دنیای هزار چهره خرج کردم تنهایی تاوان همه خوش بینی است که به دنیا و آدم های این روزها داشتم
نه از تو ! نه از زمانه ! نه از زمین ! که من از دست خویش خسته ام ! از این ذهن پریشان ! از این احساس درد آلود ! از این هزیانهای گاه و بی گاه ! از این سیگار ! از این روح سردر گم ! چرا بیراهه بروم . . . من از دست خودم خسته ام
وقتی دنیا واسه ت اندازه یه ادم کوچیک بشه و یه ادم اندازه ی خدا برات بزرگ بشه و اون یه نفر تنهات بذاره و بره اونوقت هم دینتو باختی و هم دنیاتو ما در برابر عشق مسولیم
مي نويسم عشق و مي لرزد دلم مينويسم عشق و اشکم ميچکد مينويسم ياد و يادت مي کنم مي نويسم ابر و باران مي چکد منويسم تا تو را پيدا کنم از ميان برگ هاي دفترم تو که هستي تو چه هستي خوب من اي تمام شعرهاي دفترم تو که هستي که دلم شيداي توست تو که هستي که پريزاد مني تو تمام لحظه هايم با مني يا که نه شايد که همزاد مني
تو مرا نادیده بگیر ... ومن بدنم روز به روز کبودتر میشود ... از بس ... خودم را میزنم ؛ به نفهمی ...!!!