1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

درد و دل های خودمونی .

شروع موضوع توسط jasmine ‏3/11/15 در انجمن زمزمه های آشنا

  1. ســ ـالها رفتـــ و هنـــ ـوز

    یکـــ نفــ ـر نیسـ ــت بپرســ ـد از من

    کهـ تو از پنـجــ ـره آرزوها چهـ هـ ـا میخواهیـ؟

    صبـ ـح تا نیـــ ـمهـ شبـــــ منتظـ ـریــ

    همهـ جـ ـا مینـ ـگریــ

    گاهـ با ماه سخـ ـن میگـ ـویـیـ ...

    گاهـ با رهگــ ـذران,خبر گمشـ ـده ای می جویـ ـیـ

    راسـ ـتیـ گمشـ ـده اتــ کـ ـیستـــ؟ کـ ـجاستــ؟

    صدفیـــ در دریـ ـاستـــ؟

    نـــ ـوری از روزنـ ـه ی فــ ـرداهاستــــ❤

    یــا خـ ـداییــ ستــــ کهـ از روز ازلـــ نـاپـدیـ ـد استــــ؟ ...
     
    m naizar، سایه و Sanazz از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏9/6/15
    ارسال ها:
    286
    تشکر شده:
    1,187
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    مرد
    باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش

    بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش

    ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال

    مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

    رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار

    کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش

    تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست

    راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
     
    سایه و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  3. نيا باران!
    زمين جاي قشنگي نيست.

    من اهل زمينم خوب ميدانم؛

    که گل در عقد زنبور است...

    ولي از يک طرف پروانه را هم دوست ميدارد...!
     
    *Mitra*، سایه، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد

    چرا نگاه هايت آنقدر غمگين است ؟ چرا لبخندهايت آنقدر بي رنگ است ؟

    اما افسوس ... هيچ كس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره .

    آري با تو هستم .. با تويي كه از كنارم گذشتي... و حتي يك بار هم

    نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است!!!؟؟؟
     
    سایه، *Mitra* و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. چــرا آدمـــا نمیـــدونن بعضــــــــی وقتهــــا خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی :

    " نــــــــــــــــذار برم "

    یعنـــــــی بــرم گــــردون
    سفــــت بغلـــــم کـــن

    ...
    ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــــه ت و


    بگــــــو :

    "خدافــــظ و زهــــر مـــار

    بیخــــــود کــــردی میگی خدافـــــظ

    مگـــــه میـــذارم بــــری؟!!

    مــــــگه الکیــــــــه!!
     
    سایه، *Mitra* و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. فکــر می کــردم
    در قلب تــ ـــ ـــو
    محکومم به حبــس ابد !!
    به یکبــاره جــا خــوردم …
    وقـــتی
    زندان بان برســـرم فریاد زد:
    هــی..
    تــو
    آزادیـــــ!
     
    *Mitra*، m naizar و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. آدمـ ــهــا ،

    نــمـی فـهمـنـتــــ ...

    تـرجـمـه اتــــ مـیـکـنـنـد ؛

    آن هـ ـم بـه زبـ ـان خـودشـ ـان!
     
    *Mitra*، m naizar و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. گاهـــــی آدم دلـــــش میخواهد
    کفش هایش را در بیاورد
    یواشکــــی ، پاورچین...
    از خودش دور شـــــــــود...
    بعد بزند به چاک ،
    فرار کند از خودش ... !!
     
    *Mitra*، m naizar و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. روی کاغذ نوشتم : دست هـــای تو …

    و روی آن دست کشیدم !

    روی کاغذ نوشتم : شانـــه های تو …

    و سر بر شانه ات گذاشتم !

    روی کاغذ نوشتم : چشــــم های تو …

    و یک دل سیر تماشایشان کردم !

    هر صبح …

    با مشتـــی کاغذ در آغوشم …

    از خواب تـــو بیدار شدم !

    و اینک

    روی همــــان کاغذ قـــدیمی

    می نویسم :

    من …

    از این زندگـــی کاغذی خسته ام !


     
    کاتیا، *Mitra*، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. بیا وداع کنیم
    اگر بنا باشد کسی از ما بماند
    همان به که تو بمانی
    "کینه ی" تو به کار این دنیا بیشتر می آید تا "عشق"ِ من
     
    سایه و *Mitra* از این پست تشکر کرده اند.